رستوران و مدرنیته

متنی که ملاحظه می نمایید شرح گفتگوی خانم شیما فرزادمنش خبرنگار روزنامه اعتماد ملی با من درباه رستوران رفتن مردم ایران و توسعه آن در سال های اخیر است. امیدوارم بتوانم روزی این بحث را بصورت مقاله ای مبسوط بنویسم. روزی هم مفصل درباره مردن به شیوه مدرن با دوستم جناب آقای دکتر فراستخواه صحبت کردم و بحث جالبی شد. کاش بتوانم این موضوع را هم روزی بررسی کامل نمایم. 

 

 

 

 

گالری عکس فعال شد

کتابخانه آمریکا
امروز به کمک ستوده و صالح عزیز گالری عکس را فعال کردیم و دهها عکس از دوران نوجوانی تا امروز نگارنده از جاها و سرزمین های مختلف در آن قرار دادیم. از دوران کودکی عکسی نداشتم. دو عکس نوجوانی هم برای مدرسه گرفته شده اند. می توانید درباره عکس ها هم اظهار نظر عالمانه بفرمایید!

یلدا هم مدرن شده

دکتر نعمت‌الله فاضلی و یک گپ کوتاه درباره نگاه جوان‌های امروزی به جشن یلدا

مجله هفته نامه همشهری جوان مصاحبه تلفنی درباره یلدا با من انجام داد و شنبه منتشر می شود. متن زیر را مجله برایم ارسال کرد که حاصل این گفتگوست.

آقای دکتر، به نظر شما چرا جوان‌های امروزی به اندازة قدیمی‌ها به برگزاری مراسم شب یلدا اهمیت نمی‌دهند؟
هیچ مبنای تجربی و واقعیت اجتماعی در دنیای امروز ما وجود ندارد که چنین چیزی را ثابت کند. این بیشتر تصوری است که رسانه‌ها میل دارند به آن دامن بزنند.

* یعنی شما می‌گویید همچین چیزی نیست؟

سال نو در خیابان های لندن

در دل تاریکی نیمه شب سه شنبه سی ام دسامبر، بار دیگر عقربه های ساعت بزرگ "بیگ بن" بر روی دوازده به وقت گرینویچ آرام گرفت و دو هزار و دوسال از سالروز میلاد رسول مهر و محبت حضرت عیسی مسیح (ع) گذشت. سال تحویل شد و لحظه ای دیگر از سالی دیگر آغاز گردید. عقربه ها راه طولانی دیگری را در پیش دارند، اما بی گمان خستگی ناپذیر این راه را خواهند رفت. از پنجره ای که گشوده به گرینویچ است صدای آتش بازی و ترقه ها شنیده و دیده می شد. صدای قلب های شاد با تیک تاک بیگ بنگ و ترقه ها درآمیخته بود و امید و آروز را فریاد می زد.

فستیوال چارلز دیکنز در کریسمس

وقتی شنیدم جشنواره ای در باره چارلز دیکنز در زادگاه آن در نزدیکی ما (لندن) برگزار می شود، بی اختیار اشتیاق پیدا کردم که در آن شرکت کنم.

لابد دیکنز دیگر تنها متعلق به مردم بریتانیا نیست که اینطور در من غیر بریتانیایی نفوذ کرده است! گمان نکنید که ادیب یا دیکنزشناس هستم. خیر حتی هیچیک از رمان های او را نخوانده ام. تنها چیزی که تا آن لحظه در باره دیکنز می دانستم این بود که رمان «آرزوهای بزرگ» و «الیور تویست» او به فارسی ترجمه شده است و روزی آنها را در دست دوم فروشی ها دیده بودم. فیلم دیوید کاپرفیلد را هم دیده بودم، اما آن لحظه بخاطرم نبود که این فیلم بر اساس رمانی است که دیکنز آن را نوشته است. با وجود این، احساسم این بود که دیکنز به من هم تعلق دارد و او را به هر دلیل ناشناخته ای که هست دوست دارم.

فستیوال چارلز دیکنز در کریسمس

فیلم ایرانی وجامعه ایران

یکی از مشکلات من هنگام سفر به لندن این است که برای اکرم (همسرم) و فرهنگ (پسرم) چه سوغاتی بیاورم که برایشان جالب و دوست داشتنی و در عین حال مفید باشد. هر چیزی که فکرش را می کنم در لندن هست و با خودم می اندیشم چیزی ببرم که در آنجا نباشد و از دیدنش خوشحال شوند. در سفر قبلی ام (بهمن 1384) اکرم پیشنهاد داد فیلم های ایرانی بخرم تا به تقویت زبان فارسی فرهنگ هم کمک کند. در عین حال، حال و هوای ایران را نشان می دهند و نوعی آموزش فرهنگی برای فرهنگ پسرم هم هست. پیشنهاد جالبی بود. فوراً با محمد (برادر زاده ام) که اهل هنر و سینماست مشورت کردم و فهرستی از فیلم های خوب سال های اخیر را تهیه کردم و 17 فیلم را توانستم تهیه و خریداری کنم. آنها به لندن آوردم و مدت دو هفته اقامتم آنها را تماشا کردیم.

جمعیت و آثار آن بر تهران

فردا سه شنبه ۲۴ دیماه در پایگاه مطالعات شهر تهران درباره تأثیر افزایش و تراکم شدید جمعیت بر کیفیت زندگی در شهر تهران سخنرانی دارم. قرار است در این همایش سه متخصص دیگر هم درباره تأثیر افزایش و تراکم جمعیت بر ابعاد اقتصادی و اجتماعی شهر تهران صحبت کنند.
تهران در سال ۱۲۰۰ هجری قمری در زمان محمد شاه قاجار دارلخلافه شد و پیش از آن قریه کوچکی از روستاهای شهر ری محسوب می شد. حملات مغولان باعث شد ساکنان ری کم کم به این قریه کوچک اما خوش آب و هوا روی آورند. در دوره صفویه سیاحان اروپایی از این قریه دیدن کرده و خوشبختانه تصاویری از آن را در سفرنامه های شان کشیده اند. این تصاویر به وضوح نشان می دهد که قریه کوچکی بوده است.

آمار سایت

  • شمارنده سایت:4,180,180
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:1238
    • هفته جاری:7127