تلگرامی شدن فرهنگ در ایران امروز

این مصاحبه را روزنامه اعتماد با عنوان «در آستانه گسست از نوعی تاریخ گنگی و ورود به تاریخ جدید هستیم» در سوم خرداد 1394 منتشر کرد. تصادف یک پورشه در خیابان شریعتی و سرنشینان آن موضوع جدیدی بود که واکنش جامعه پر از بحران ایران را برانگیخت. سوال‌ها یکی پس از دیگری از ذهن‌ها می‌گذرد. به‌راستی چه اتفاقی برای جامعه ایران افتاده است؟ آیا جامعه ایران به قدری سطحی شده که داستان تصادف یک پورشه برایش اهمیت بیشتری نسبت به سایر چالش‌ها بحران‌های جامعه پیدا کرده و معیارهای جامعه تا اینقدر تنزل داشته است؟ برای یافتن پاسخ این سوالات بود که به پژوهشگاه علوم انسانی رفتم برای گفت‌وگو با نعمت‌الله فاضلی،  عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی. تحلیل و پاسخ‌های دکتر فاضلی به این سوالات بی‌شک باب بحث‌های جدیدی را در این مورد بازمی‌کند. برخلاف تحلیل‌های غالبی که نسبت به این فضا وجود دارد، تحلیل‌های او پر از امید است.

مسئله شناسی فرهنگی: چگونگی آن در ایران

مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی اخیرا گزارشی از پنج سخنرانی من که به همت آقای علی کشفی تدوین و آماده شده است به صورت آن لاین منتشر کرده است. این گزارش نسبتا مفصل را پایگاه اطلاع رسانی دبیرخانه شورای فرهنگی آستان قدس رضوی تلخیص و منتشر کرده است. مطالعه این خلاصه و اصل آن را به کسانی در زمینه سیاستگذاری فرهنگی کار می کنند پیشنهاد می کنم. امیدوارم فرصتی باشد تا در آینده کتابی مستقل در این زمینه تألیف کنم. مسئله‌مندسازی در متون روش تحقیق ما کمتر مورد تأمل قرار گرفته‌اند. گاهی با ساده‌اندیشی این طور تلقی می‌ شود که اگر جلوی یک گزاره علامت سؤال بگذاریم، آن گزاره تبدیل به مسئله می‌ شود. «نقطه‌ عزیمت» ما در مطالعات و مدیریت فرهنگی کجاست؟ از کجا باید اقدام به شروع کنیم؛ از کجا باید عمل را آغاز کنیم و ... این سؤال می‌تواند به شکل‌های مختلف دیگری مطرح شود. چرا این پرسش ایجاد می‌شود؟ معمولاً کسانی که در سازمان‌های فرهنگی قصد دارند دست به فعالیت‌ها و کنش‌های مؤثر بزنند با انواعی از «معضله» روبه‌رو می‌شوند و به واسطه‌ این معضلات است که با این پرسش اصلی روبرو می‌گردند؛ چه باید کرد؟ که این پرسش خود حاوی این سؤال مقدماتی است که «از کجا باید آغاز کرد». اما این «معضلات» چه هستند؟
نخستین معضل که عمدتاً مدیران و فعالان فرهنگی با آن روبه‌رو هستند این است که ایشان میراث‌دار سنّت اداری، اجرایی و بوروکراتیکی هستند که سازمان‌ها، ادارات و مؤسسات مختلف فرهنگی تولید کرده‌اند و این سنّت به صورتی تاریخی و انباشتی بر روی هم قرار گرفته است و در نتیجۀ آن مجموعه یا کلیتی درهم‌ پیچیده ایجاد شده که این مدیران از هر زوایه‌ای وارد آن می‌شوند، با تناقض‌ها و تعارض‌هایی مواجه می‌گردند و در نهایت دچار سردرگمی خواهند شد. بنابراین اولین مشکل ما گستردگی، قدمت و انباشت‌پذیری این رویه‌های تکنوکراتیک، بوروکراتیک و اجرایی ادارات سازمان‌ها و مؤسسات فرهنگی استغ مشکلی که باعث می‌شود مدیران و یا مشاوران ایشان تصور کنند شاید نقطه و زاویه ورودشان به مسائل اشتباه بوده است.

ما ایرانی ها چه نیازی به پیتر برگر داریم؟

روزنامه فرهیختگان سال گذشته مصاحبه ای با من درباره پیتربرگر جامعه شناسی بلندآوازه انجام داد و با عنوان «جامعه‌شناسی پیتر برگر در گفت‌وگو با نعمت‌الله فاضلی» آن را منتشر کرد. خانم زهرا سلیمانی اقدام روزنامه نگار و  گفتگوکننده بود. متن این مصاحبه را امروز در فضای مجازی دیدم و نمی دانم چه تاریخ و روزی منتشر شده است. فطعا سال 1393 و بعد از انتشار ترجمه فارسی کتاب «دعوت به جامعه شناسی» است. اما به گمانم خواندن این گفتگو این ارزش را دارد که درباره برگر و همچنین نحوه مواجهه ما با او و اندیشه هایش بیندیشیم. اکنون بیش از نیم قرن است که ما با اندیشه های جامعه شناسان جهانی آشنا شده ایم و هر روز آثار تازه ای از آنها را ترجمه می کنیم. باید «گفتگویی آکادمیک» در میان دانشگاهیان درباره این که ما در این فرایند و فعالیت انتقال و ترجمه این اندیشه ها چه می آموزیم؟ چه می توانیم بیاموزیم؟ یا به طور کلی چه تجربه می کنیم؟ انجام گیرد. البته تاکنون در فضای بیرون دانشگاه «نقد ایدولوژیک» با عنوان این که تمام این آثار «غربی» و «سکولار» و «استعماری» و از این قبیل هستند، نسبت به ترجمه و رواج اندیشه ها و اندیشمندان جهانی در ایران شکل گرفته است. این نقدها اگرچه نوعی «آگاهی انتقادی» را ایجاد کرده اند اما به دلیل ماهیت سیاسی شان در میان بدنه آکادمیک دانشگاه ما نفوذ و تأثیر جدی نگذاشته است. حتی این شیوه نقد تا حدودی مانع از مواحهه انتقادی و فعال اکثریت دانشگاهیان ما با این متون شده است. اکنون وقت آن است که در کنار نقد ایدئولوژیک و سیاسی، «نقد آکادمیک» نیز شکل گیرد. من در این گفتگو کوتاه البته وارد چنین حوزه انتقادی نشده ام و صرفا در چارچوب یک گفتگوی مطبوعاتی و برای مخاطب عمومی روایتی از پیتربرگر در ایران ارائه کرده ام؛ روایتی که به دلیل کوتاه بودن بسیار ناقص و گاه نیز نادرست است!

معنای جیرجیرک چیست؟ یا کلا چیزها چگونه معنادار می شوند؟

به عنوان انسان شناس و فرهنگ شناس، همیشه با این پرسش سروکار دارم که معنای چیزها را توصیف و تشریح کنم. چند سال پیش وقتی متوجه شدم که جیرجیر ک در سرزمین های مختلف سرنوشت متفاوتی دارد، برایم فرصتی پیش آمد تا مقاله حاضر را بنویسم. شاید بپرسید چرا وقتم را صرف این می کنم که بگویم جیرجیرک در جوامع مختلف چه معنایی دارد؟ واقعیت این است که یکی از بحران های بزرگ امروز ما این است که بسیاری از افراد به ویژه افزاد در قدرت اطمینان دارند که جیرجیرک فقط یک معنا دارد و آن هم همان چیزی است که آنها می دانند. بگذریم و بگذاریم ببینیم معنا از کجا می آید؟
در آمریکا، جیرجیرک "یک آفت است" که با انواع سموم با آن مبارزه می کنند و به جنگش می روند و نابودش می سازند. اما در شمال تایلند "جیرجیرک پیش غذای اشتهاآور است" و آشپزهای ماهر در رستوران های گرانقیمت آن را با افزودنی های لازم، بسیار خوشمزه می پزند و در ظرف هایی که اطراف آن را با سبزیجات تزیین کرده اند، به عنوان پیش غذا سرو می کنند. مردم این سامان عقیده دارند جیرجیرک خوراکی است اشتهاآور که به خصوص برای کسانی که از بی اشتهایی و کم غذایی رنج می برند، مفید است!

خانه پدری را آبرومند نگهداریم: نقد خانه پدری

در 15 اردیبهشت سالجاری (1394) فیلم خانه پدری ساخته کیانوش عیاری با حضور خودشان و بسیاری از فعالان زن در سالن حکمت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد. در این نشست خانم فاطمه بدوی کارشناس مطالعات زنان در پژوهشگاه و حانم شیما قوشه  حقوق دان و فعال زنان درباره فیلم سخن گفتند. بسیاری از حاضران نیز نکات مهمی ارائه کردند. این چلسه را برخی حبرگزاری ها از جمله ایلنا گزارش کردند. من آن بخش گزارش که به صحبت های خودم اختصاص داشت در اینجا می گذارم. نعمت‌الله فاضلی درباره فیلم خانه پدری گفت: متن خانه پدری قابلیت بی‌‌‌نهایت خوانش را دارد. این فیلم را می‌توان از منظر حقوقی، فنی و تخصصی و یا از منظر زنانه نگاه کرد. در نتیجه هیچکس نباید به خودش حق دهد که خوانش خود را از فیلم بر‌تر از بقیه بداند.

زنان قوی، مردان ضعیف: روایتی از فیلم خانوم

به گزارش خبرنگار مهرخانه، نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «خانوم» ساخته تینا پاکروان با حضور دکتر نعمت‌الله فاضلی؛ دانشیار انسان شناسی و دکتر سید جواد میری؛ دانشیار جامعه شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در محل این پژوهشگاه در 28 اردیبهشت برگزار شد. 
در ابتدای این نشست فاضلی ضمن بیان این مطلب که تماشای فیلم خانوم تأثیر حسی خوبی روی من داشت، گفت: وقتی فیلمی راجع به دردهای اجتماعی می‌بینم از خودم می‌پرسم نقش ما که زندگی متوسطی داریم و از نعمت‌هایی بهره‌مند هستیم، در بهبود زندگی اجتماعی چیست و باید چه کاری انجام دهیم تا بخشی از دارایی و توانایی خود را برای کمک به سایر انسان‌ها ببخشیم؟ فیلم خانوم لایه‌های چندگانه‌ای دارد. یکی از این لایه‌ها خوانشی از اوضاع آشفته زندگی اجتماعی ماست. اولین اپیزود فیلم روایت ورشکستگی یک کارخانه‌دار است که این موضوع در سال‌های اخیر تبدیل به قاعده شده و دیگر اتفاق استثنایی نیست. اپیزود دیگر این فیلم، روایتی از آدم‌هایی است که زیر ماشین، ماشین سرمایه داری له می‌شوند و دستان فیزیکی، عاطفی و فرهنگی آن‌ها قطع می‌شود. در واقع، این اپیزود نگاهی به ماشین و کارخانه که نماد سرمایه‌داری است، دارد و روایت آشفتگی‌های اجتماعی است که تجدد و سرمایه‌داری نصیب ما کرده است.

تلگرام مضر است یا مفید؟

 
با انتشار یادداشت من با عنوان «ایران در آستانه گسست از تاریخ سکوت» در روزنامه اعتماد که من آن را با عنوان «ایران در آستانه تحول گفتگویی» در سایت فرهنگشناسی منتشر کردم، برخی دوستان در تلگرام «جامعه شناسان و جامعه ایرانی» و در تلگرام «مطالعات فرهنگی و ارتباطات» نقدها و تحلیل هایی درباره آن ارائه کردند. آقای دکتر کجید حیدری و خانم ندا رضوی زاده مطالب مفصل تری ارائه کردند. در اینجا مطلب خانم رضوی زاده و پاسخ من را ارائه می کنم. ضمنا یادداشت دکتر حیدری را ابتدا می خوانیم و سپس نقد خانم رضوی زاده و پاسخ آن را.
 

آمار سایت

  • شمارنده سایت:3,492,499
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:2009
    • هفته جاری:12085