ایران در آستانه یک دگرگونی گفتگویی

روزنامه اعتماد در 14 اردیبهشت 1394 یادداشتی از من با عنوان «ایران در آستانه گسست از تاریخ سکوت» منتشر کرد. این یادداشت بخشی از یک مصاحبه بود که چند روز بعد اعتماد تمام آن را چاپ کرد. این یادداشت برخی واکنش هایی تند نیز همراه داشت.
در این سال‌ها جامعه ایران تغییرات بزرگی را پشت سر می‌گذارد. ما شاهد شکل‌گیری اشکال تازه‌‌ای از الگوهای فرهنگی هستیم که به تدریج در حال عینیت یافتن است و حتی می‌تواند در آینده نزدیک به شکل الگوی فرهنگی غالب در بیاید. می‌توان از این الگوها با عنوان اشکال فرهنگی در حال ظهور نام برد. یکی از مهم‌ترین اشکال فرهنگی در حال ظهور نوعی فرهنگ گفت‌وگوی اجتماعی است. این فرهنگ از ١٠ سال پیش با همگانی شدن رسانه‌های خرد که از طریق اینترنت در اختیار مردم قرار گرفت و گسترش وبلاگ‌ها و فضاهای مجازی دیگر رو به گسترش گذاشت.

پایان پزشک سالاری

روزنامه ایران در روز ششم مرداد ماه 1394 یادداشتی از نگارنده با عنوان «بازگشت صنف پزشکی به حرفه خدماتی» منتشر کرد. این یادداشت را خودم «پایان پزشک سالاری» گذاشته بودم.

انسان آکادمیک ایده ال ایرانی

متنی که می خوانید مصاحبه ای است که روزنامه شرق به مناسبت درگذشت استاد صادق آینه وند با من انجام داد و پنجشنبه 7 خرداد 1393 آن را منتشر کرد. این متن در کتاب یادنامه استاد آیینه وند که در چهلم آن بزرگوار بیرون آمد منتشر شده است. انسان ایده‌آل برای نقش آکادمی در ایران انسانی است که نسبت به جامعه و انسان، تاریخ و فرهنگ همواره احساس مسئولیت می‌کند. در حوزه معرفتی یا رشته علمی از تخصص و مهارت‌های عالی برخوردار و نسبت به ارزش‌های اجتماعی و اخلاق انسانی حساس و متعهد است. انسانی که برای ایفای نقش‌های حرفه‌ای، اجتماعی، دانشگاهی و به‌طورکلی مسئولیت‌های خود داوطلب است. دکتر آئینه‌وند یک نمونه از این انسان‌ها بود. در همین راستا با دکتر فاضلی به گفت‌وگو پرداخته‌ایم که متن این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

جایگاه فرهنگ در برنامه ریزی کجاست؟

متنی که ملاحظه می کنید گزارش یکی از جلسات کلاس درس «برنامه ریزی فرهنگی شهر» من در دانشگاه علامه طباطبایی در رشته مدیریت شهری در ترم تحصیلی اول 1393 است. با تشکر از دانشجوی عزیزم خانم معصومه قانع که صحبت های کلاس را ضبط و سپس آن را پیاده و ویرایش کرده اند. این متن معرفی «نظریه برنامه ریزی ارتباطی» هم هست زیرا این نظریه ای است که برای فرهنگ در برنامه ریزی جایگاه مشخصی ارائه می کند. کاش همه کلاس های این درس به نحو مناسب ویرایش می شد و می توانستم آنها را در اختیار همگان قرار دهم.
در دهه های اخیر نوعی چرخش فرهنگی در برنامه ریزی های توسعه به ویژه توسعه شهر به وجئد آمده است. بر خلاف نگاه کلاسیک که بیشتر معطوف به مسائلی چون ساختن اتوبان و پل، ساختن پارک و به طور کلی ساختن کالبد شهری بود، مطالعات مدیریت شهری به سمت موضوعات مشارکت، رضایت از زندگی، احساس تعلق، ایجاد هویت، یکپارچگی و انسجام اجتماعی، افزایش سرمایه های اجتماعی، سرمایه های فرهنگی پیش می رود. در واقع شهر به انسان ها نزدیک تر می شود.  این مسئله ناشی از گسترش ارزش های دمکراتیک و ارزش های حقوق بشر و رشد آزادی های فردی است. هر چقدر این ارزش ها در جوامع بیشتر می شود، توجه واقعی به انسان ها افزایش می یابد و بر عکس، با غیر دمکراتیک شدن ساختار ها و کنار زدن حقوق بشر توجه به پل ها و ساختمان ها و آسفالت ها بیشتر می شود. در واقع، آن ها بدیلی برای انسان شده اند. اهمیت یافتن عامل انسان در برنامه ریزی ها را می توان همان توجه به فرهنگ در توسعه دانست. امروز می خواهم به لحاط نظری این توجه به فرهنگ را توضیج دهم.

نقد نقد «نقد سازنده»

جناب دکتر مجید حیدری در تلگرام جامعه شناسان و جامعه ایرانی مقاله نقد سازنده من را ابتدا تلخیص و سپس نقد کردند. در اینجا اصل نقد ایشان و پاسخ خودم ملاحظه می کنید.
من در اینجا قصد دارم به نقد مقاله «بازی تردید یا بازی باور: دو رویکرد به نقد و نقادی؛ ایده ای راهگشا برای رونق نقد و نقدپژوهی در ایران» از آقای دکتر نعمت الله فاضلی که حاصل گفتگوی آقای دکتر محمدرضا رسولی با ایشان است بپردازم. پیش از هر چیز از آقای دکتر فاضلی برای نگرش مثبت ایشان به نقد تشکر می کنم. ایشان دیروز در تلگرام جامعه شناسان و جامعه ایرانی نوشتند حاضرند این نقد را در سایت فرهنگشناسی منتشر کنند و علاوه بر آن در گفتگو در باره این نقد نیز مشارکت کنند.
در این مقاله ابتدا عدم اقبال جدی اساتید دانشگاه به نقدکتابها و نوشته های همکارانشان به عنوان یک مساله از جانب آقای رسولی مطرح شده و از آقای فاضلی درخواست شده است  برای ترغیب دانشگاهیان به نقد مقالات همکاران راهکاری ارائه بدهند.

گفتگوی کرها: درباب مدنیت، توسعه و بحران بروکراسی در ایران

متنی که ملاحظه می کنید گفتگوی محمدرضا استادی با نگارنده است که دوماهنامه «گفتمان الگو» شماره 8 مرداد 1394 منتشر شد. چیزی بهتر است درباره آن نگویم تا خودتان آن را بخوانید!
* قصه مدنیت در جامعه ایرانی چه قدمت تاریخی‌ای دارد؟ زمینه‌های پیدایش بحث جامعه مدنی و مدنیت در ایران را چه‌طور توضیح می‌دهید؟
مدنیت، چند معنای متفاوت دارد؛ معنای آشکار و عمومی که ما از مدنیت استنباط می‌کنیم مبادی به آداب بودن و داشتن روحیه، اخلاق و الگوی رفتاری متناسب با نوعی از زندگی امروزی یا زندگی شهری است. این معنای مدنیت گاهی به‌صورت مؤدب بودن، حسن خلق، مراعات کردن حقوق و توجه به دیگری تعریف می‌شود. برای مثال وقتی ما می‌گوییم فردی از توجه به موقعیت خود و جامعه ناتوان است؛ یعنی متناسب با نقش و جایگاهی که در آن قرار گرفته‌ است ایفای وظیفه نمی‌کند و می‌گوییم این فرد از مدنیت کافی برخوردار نیست. کسی که قوانین راهنمایی رانندگی را رعایت نمی‌کند از دیدگاه جامعه، مدنیت را نمی‌شناسد؛ به‌عبارتی دیگر این فرد از اخلاق و روحیاتی که زندگی در جامعه شهری و امروزی به آنها نیاز دارد، برخوردار نیست. ما کسی را که در فضای عمومی و در حضور دیگران لباس‌های مناسبی به تن ندارد، به‌ نحوی که نحوه‌ آرایش و پوشش او ممکن است موجب آزار دیگران شود و نوعی توهین به جمع یا جامعه به حساب بیاید، متهم می‌کنیم یا تحت فشار هنجاری قرار می‌دهیم که مدنیت ندارد.
مدنیت در واقع مفهومی غنی از لحاظ معنوی است. از این جهت واژه‌ای است که عرصه‌های وسیعی از رفتار فرد در جامعه را تحت پوشش خود قرار می‌دهد. ما به کمک این واژه‌ تلاش می‌کنیم تا پیوند میان فرد با جامعه شهری را توضیح دهیم. مدنیت در این معنا در واقع نوعی مفهوم برای توصیف موقعیت فرد در جامعه شهری است اما در عین حال مفهومی برای سازگار کردن فرد با این شرایط است؛ یعنی این واژه نوعی تجویز هنجاری و ارزشی را در خود دارد. به این معنا که ما به کمک واژه مدنیت نوعی باید، الزام و اجبار اخلاقی و فرهنگی برای افراد ایجاد می‌کنیم که آنها باید از این قواعد عمومی زندگی شهری تبعیت کنند.

چرا به طور ساختاری از زندگی در پرتو علم امتناع می کنیم؟

متنی که ملاحظه می کنید سخنرانی نگارنده در نشستی است که پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی سال 1390 برگزار کرد و آن را در کتابی منتشر ساخت. موضوع همایش مدیریت و برنامه ریزی آموزش عالی بود و من درباره این که چرا در مدیریت آموزش عالی از روش ها و رویکردهای علمی و تحقیقاتی استفاده نمی کنیم صخبت کردم. در نظر داشته باشیم که آن زمان کامران دانشجو وزیر علوم بود و وضعیت بسیار بحرانی در نهاد آموزش عالی ایران وجود داشت. البته مشکلی که من در آن زمان در زمینه عدم حاکمیت روح و رویکرد علمی به مدیریت آموزش عالی بیان کردم، چیزی نیست که صرفا مربوط به دوره کامران دانشجو باشد. قبل و بعد از ایشان هم این بحران وجود داشت و دارد. منتها شدت و عمق فاجعه در آن زمان بیش از هر لحظه دیگری در تاریخ آموزش عالی ما بود. هسته مرکزی بحث من هم این نیست که بخواهم از مدیریت آموزش عالی در دوره خاصی انتقاد کنم. بلکه نکته کلیدی طرح این موضوع است که چرا ما به نحو ساختاری از زندگی در پرتو رویکرد علمی امتناع می ورزیم؟ چرا ما از استفاده عملی دستاوردهای تحقیقاتی در زندگی جمعی مان اجتناب می کنیم؟

پربازدیدترین مقالات

جدیدترین کتاب ها

فرهنگ امروز ایران
مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران
تاریخ فرهنگی ایران مدرن

جدیدترین نظرات

آمار سایت

  • شمارنده سایت:2,995,970
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:1991
    • هفته جاری:19720
کانال تلگرام دکتر فاضلی