در ستایش زمان

در ستایش زماندر ستایش زمانزمان و مکان دو مقوله اصلی است که زندگی انسان در بستر آنها شکل می گیرد و هستی انسان و فرهنگ ها محصول و محصور زمان و مکان است. اما ما اغلب از اهمیت و طرز کار این دو مقوله مهم غافل هستیم. تعیین این که کدام مهمترند هم کاری بیهوده ای است چرا که یکی بدون دیگر ناممکن است. هرجا زمان هست، مکان هم نیز هست. و بالعکس. می دانم که فلاسفه درباره مفهوم زمان اتفاق نظر ندارند. حتی انسان شناسان هم نشان داده اند در فرهنگ های مختلف فهم ها و برداشت های متفاوتی از زمان دیده شده است. نمی خواهم در اینجا وارد این بحث شوم. من می دانم که چیزی بنام زمان وجود دارد زیرا ساعت مجی من اکنون آن را اندازه گیری می کند. من می دانم حوادث بسیاری تا این لحظه در گذشته رخ داده است. و می دانم که من بسوی لحظه ای در آینده در حرکت هستم. پس گذشته، حال و آینده مقولات زمان هستند که من بکمک تکنولوژی های سنجش زمان می توانم آنها را تعریف کنم.

تحویل سال مباک باد

 

تحویل سال است

 

تیک تاک،

 

سالی دیگر گذشت،

 

اینک چندین و چند ساله شدیم

 

دریاب.

 

آن که رفت آنی بود.

 

این که هست هم آنی است در راه رفتن.

 

 

عمه عالمتاج

عمه عالمتاجعمه عالمتاجعمه عالمتاج هم رفت. پنجشنبه (پنجم بهمن) در گورستان مصلح آباد دفن شد. جمعه هم در «مسجد جامع» ده مجلس ترحیمش را گرفتند. الفاتحه. مثل بقیه او هم قبل از 75 سالگی وداع کرد. کم کم این عقیده پیدا شده که خاندان حاج وسعت الله به 75 سالگی نرسیده بار سفر را می بندند. پدر پدر بزرگم، پدر بزرگم، پدرم، عمو ابراهیم، عمو مرتضی و مادر بزرگ ها، همه قبل از 75 سالگی رفتند. سکته قلبی کرد. قبل از آن هم پایش شکسته بود. حال خوشی نداشت. عمو مرتضی برادر تنی اش بود. با هم خیلی مهربان و صمیمی بودند. می گویند طاقت مرگ برادرش را نداشت. غصه برادر او را از پا درآورد. چه زیباست چنین مهربانی ها. آیا فردا باز هم مهر برادر و خواهر اینچنین خواهد بود؟ نمی دانم. هر چه بود رفت.

انسان شناسی را چرا و چگونه تدریس کنیم؟

تدریس انسان شناسیتدریس انسان شناسیانسان شناسی از دروسی است که بسهولت می توان آن را بد ارائه و تدریس کرد.

(Mandelbaum 1963: 56)

مقدمه:

در این مقدمه می خواهم موضوع، اهمیت، روش و مفروضات نظری این مقاله را به نحو مختصر توضیح دهم و در بخش دوم مقاله یعنی "طرح مساله"، این نکات به نحو مبسوط و دقیق تشریح شده اند. این مقاله تلاشی است برای معرفی دانش انسان شناسی از منظر آموزش این رشته علمی در ایران. سعی کرده ام تا با بررسی و گردآوری تجارب آموزشی برخی استادان انسان شناسی و تجربه های عملی آموزشی خودم که از سال 1370 تاکنون در دانشگاه های ایران تدریس می کنم، روش ها و فنون تدریس انسان شناسی و همچنین اهداف، کاربردها و موضوعات مهم در تدریس این دانش را معرفی و تحلیل نمایم. نگارنده در مقاله دیگری با عنوان ”مباحثه روشی برای تدریس در دانشگاه“ (1382) به نحو مبسوط رویکردهای مشارکتی و بخصوص مباحثه ای در تدریس دانشگاهی برای رشته های علوم انسانی و اجتماعی را شرح داده ام. در این مقاله درصدد شرح و بسط فنون دیگر برای تدریس رشته انسان شناسی فرهنگی و اجتماعی هستم. البته در ابتدا لازم است این نکته را متذکر شویم که تأکید بر انسانشناسی فرهنگی و اجتماعی از آن جهت است که به تعبیر هنری ردفیلد انسان شناس کلاسیک تمام تنوع و گستردگی رشته های انسان شناسی بسادگی در "انسان شناسی فیزیکی" و "انسان شناسی فرهنگی" دو شاخه این رشته تبلور یافته است (Refield 1953: 729). البته فنون و روش ها، استراتژی ها، اهدف و موضوعات معرفی شده اگرچه معطوف به رشته انسانشناسی هستند اما می توان این تجارب را تا حدودی حداقل برای تمام رشته های علوم اجتماعی نیز بکار برد.

جدیدترین کتاب ها

فرهنگ امروز ایران
مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران
تاریخ فرهنگی ایران مدرن

جدیدترین نظرات

آمار سایت

  • شمارنده سایت:3,254,374
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:1446
    • هفته جاری:18749
کانال تلگرام دکتر فاضلی