نسخه ایرانی زاغه نشین میلیونر

فیلم زاغه نشین میلیونر را تلویزیون ایران در ایام نوروز پخش کرد. پخش این فیلم از تلویزیون در حالیکه در سینماهای اروپا هنوز بر روی پرده است مطمئنأ بسیار برای تلویزیون ایران پر هزینه بوده است و مبلغ هنگفتی بابت پخش آن پرداخت کرده اند. اما نکته جالب دستکاری های گسترده ای است که این فیلم کرده اند می باشد. فیلم را ابتدا پاستوریزه و سپس پخش کرده اند. امروز دیدم سایت گویا مقاله ای از آقای مزدک علی نظری منتشر کرده است و در آن موارد حذف و دستکاری شده فیلم بیان شده است. این مقایسه بین فیلم اصلی و فیلم ایرانی بسیار جالب است.

 

درباره هنر و جامعه شناسی آن

متنی که ملاحظه می کتید یکی از جلسات درس جامعه شناسی هنر و ادبیان من است. یکی از دانشجویان این درس زحمت تهیه آن را کشیده اند. متاسفانه اسم ایشان را نمی دانم. به هر حال از ایشان تشکر می کنم. شاید یکی از خوانندگان متن باشد.  این متن نمی دانم متعلق به چه ترم تحصیلی است. امروز داشتم متن های موجود در کامپیونرم را مرور می کردم که چشمم به آن افتاد. امیدوارم از خواندن آن خرسند شوید. در نظر داشته باشید که متن استخراج شده از بحث کلاس است. انسجام لازم را ندارد. البته طوری است که مخاطب عمومی از آن ممکن است لذت ببرد.

کلمات قصار علوم اجتماعی

یکی از سرگرمی‌های من گزینش و نوشتن عبارت‌های و جملات جالب از متونی که می‌خوانم است. تا آنجا که به یاد دارم این کار را از دوران دبیرستان انجام می‌دادم.

نقد برنامه گفتگوهای فرهنگی

یک سال است که شبکه 4 سیما برنامه گفتگوهای فرهنگی را که یک پایه دایمی اش تقریبا من هستم پخش می کند. این مجموعه تا به حال توانسته لوح بهترین برنامه گفتگویی سیما را ببرد. همچنین گاه و بی گاه مورد غضب هم قرار گرفته است. روزنامه جمهوری اسلامی در یک نوبت حسابی آن را مورد التفات قرار دادند! همکاران و دانشجویانم هم گاه و بی گاه اظهار می کنند که بیننده و مشتری آن هستند. با وجود این در رسانه ها و مجافل فرهنگی نشنیدم بازتابی داشته است.  البته یکی از رمان نویسان خوب کشورمان هم نامه ای به من نوشت و از برنامه تقدیر کرد. داشتم وب گردی می کردم که در وبلاگ سخن آشنا نوشته حسن طلیعی با مطلبی درباره این برنامه مواجه شدم. نقد او برایم جالب بود.

مدرنیته تابع الگوی واحدی نیست

بعد از انتشار کتاب "مدرن یا امروزی شدن ایران" چند نقد و مصاحبه درباره آن در مطبوعات منتشر شد. من بتدریج این مطالب را در اینجا می گذارم. البته این کتاب هنوز به درستی خوانده نشده است و آن طور که تصور می کردم نتوانست توجه مخاطبان را به خود معطوف کند .  هر چتذ فروش و استقبال از آن هم خوب بود.  تنها چیزی که بعد از انتشار آن من را خوشحال کرد این بود که برخی همکاران این کتاب را در برخی دروس مانند تغییرات اجتماعی یا دروس انسان شناسی به عنوان منبع درسی معرفی و استفاده کرده اند.   کاش اگر شما هم درباره آن نظر و دیدگاهی داشتید با من در میلن می گذاشتید. این مصاحبه را آقای مجید یوسفی انجام دادند و در 21 آبان 1387 در روزنامه دنیای اقتصاد منتشر شد. 

 

زاغه نشین میلیونر

امروز اول فروردین 1387 را جشن گرفتیم. ما که در این دیار غربت کسی را نداریم که به دیدارش رویم یا به دیدارمان آیند. لاجرم برای جشن سال تو از خانه بیرون زدیم و سینما رفتیم. اکرم گفت فیلم «زاغه نشین میلیونر»  (Slumdog Millionaire) ساخته "دانی بویل" (Danny Boyle) اخیرا چندین جایزه اسکار برده و اکران می شود. راهی سینمای ائدین در گرینویچ شدیم. جای شما خالی ناهار را هم در رستوران چینی  صرف کردیم. غذای لذیذ اما مانند غذاهای هندی تند بود.

بگذریم. اجازه دهید درباره فیلم برای تان بنویسم.. الان که می نویسم تازه از سینما آمده ایم و تحربه نماشا فیلم هنوز در وحودم تازه و داغ است. این را بگویم که ابتدا حستجویی در اینترنت کردم. انبوه مطالب به زبان انگلیسی و فارسی درباره این فیلم در اینترنت وجود دارد. اینترنت راهی برای گفت و گوی فرهنگی شده است و مردم به صورت انبوه تجربه های شان را در اینترنت می گذارند و از این راه موجب توسعه فهم هم می شوند. من در این یادداشت برخی از چیزهایی که در وب سایت ها و وبلاگ ها درباره این فیلم دیدم برای شما نقل می کنم. اما در نهایت هدفم بیان برداشت خودم از فیلم است. اجازه دهید با مشخصات فیلم شروع کنیم.

عروسی به سبک آلمانی

رادیو دویچه وله آلمان امروز اول فروردین 1388 کزارش خواندنی درباره ازدواج در آلمان و آیین آن منتشر کرده است. به نظرم آمد این گزارش هدیه نوروری انسان شناسنانه خوبی می تواند از طرف وب سایت من برای شما باشد. وقتی گزارش را می خوانید به تفاوت های ازدواج ایرانی و آلمانی دقت کنید. ازدواج در سال های احیر در آلمان رونق یافته است. اما کارکرد اصلی ازدواج دیگر تأمین و پاسحگویی به نیاز جنسی نیست زیرا زن و مرد اساسا قبل از ازدواج رابطه جنسی را برقرار می کنند و بعد درباره ازدواج نصمیم می گیرند. مسئله بکارت هم بطور کامل منتفی شده است. اساسا داشتن تجربه جنسی قبل از ازدواج از شروط ازدواج است. آداب و آیین های دیگر مانند دادن هدبه و انجام تشریفات هم وجود دارد اما همه چیز «عقلانی شده» است. در اینجا عقلانیت در معنای وبری آن منظورم است. زمان ازدواج یعنی زمانی که زوجین تصمیم به ازدواج می گیرند بعد از داشتن یک دوره طولانی روابط جنسی آزاد با یکدیگر است. یعنی زمانی که دیگر تنها برای شور و شوق جنسی با هم ازدواج نمی کنند و اطمینان پیدا می کنند که همه چیز یکدیگر را پسندیده اند و مسئله داشتن سکس نیست. در اینجا نیز قاعده عقلانیت حکومت می کند. دادن مهریه و جهیزیه هم دیگر وجود ندارد. مسئله مهم دیگر معنای رنگ سفید لباس عروس و مشگی بودن لباس داماد در آلمان است. این رنگ ها نماد سادگی و نداشتن رنگ هرگونه تعلق است. یعنی زن و مرد وقتی پذیرفتن با هم ازدواج کنند دیگر نابرابری ها و امتیازات اجتماعی و طبقاتی و نژادی و ... را کنار می گذارند. سفید و سیاه به واقع هم ساده ترین رنگ ها در اغلب فرهنگ ها هستند. برای همین کفن به رنگ سفید و مشگی نماد عزا و مرگ هم هست. زیرا مرگ هم رنگ تعلق طبقاتی و نژادی نمی پذیرد.

بگذریم! البته این نحو ازدواج اصلا با مبانی خانواده و ازدواج ایرانی سازگار نیست. اینگونه ازدواج کردن را اصلا توصیه نمی کنم! 

آمار سایت

  • شمارنده سایت:4,184,311
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:305
    • هفته جاری:7102