The spam filter installed on this site is currently unavailable. Per site policy, we are unable to accept new submissions until that problem is resolved. Please try resubmitting the form in a couple of minutes.

روش انجام تحقیق میدانی در مردمشناسی

رویکردهای متفاوتی در مردمنگاری وجود دارد. من در اینجا تنها به معرفی رویکرد موسوم به "مردمنگاری معناشناختی" که توسط جیمز اسپرادلی و دیوید و. مک کوردی در کتاب «پژوهش فرهنگی: مردمنگاری در جوامع پیچیده» (1372) ارائه شده است می پردازم. رویکرد اسپردلی و مک کوردی به تحقیق و به مردم‌نگاری، یک رویکرد معناشناختی یا انسان‌شناسی شناختی یا مردم‌نگاری معناشناختی می‌باشد. مردم‌نگاری معناشناختی پاره از انسان‌شناسی شناختی است. بنابر این ابتدا به بررسی این پرسش می پردازیم که انسان‌شناسی معنا شناختی یعنی چه؟

چگونه می توانیم یک موقعیت اجتماعی را درک و شناسایی کنیم؟

بی نهایت موقعیت اجتماعی داریم، یک دفترچه تلفن را باز می‌کنیم. در آن تلفن هزاران موسسه ، نهاد و سازمان و غیره نوشته شده است که هر کدام از آنها می توانند به عنوان یک موقعیت اجتماعی باشد. وقتی که یک موقعیت اجتماعی را پیدا کردیم چگونه به سراغ آن برویم؟ از دیدگاه اسپردلی هدف اصلی از انتخاب یک موقعیت اجتماعی و مطالعه روی آن دست یافتن به نقشه ادراکی(cognitive map) فرد، در آن زمینه و موقعیت خاص است. یعنی اینکه ببینیم یک فرد در یک گروه چگونه رفتارهای اجتماعی و پدیده ها و مسائل اجتماعی را دسته بندی و مقوله بندی (categorize) می‌کند. مثلا چرا در بعضی جوامع خوردن گوشت حرام است و در بعضی جوامع حرام نیست؟ در مطالعه مردم‌نگاری معناشناختی کار اصلی ما، کشف نظام مقوله بندی در زمینه فرهنگی است و در واقع با مطالعه روابط اجتماعی نظام مقوله بندی را کشف می‌کنیم.

بر اساس رهیافت اسپردلی بهترین راه برای کشف نظام مقوله بندی این است که ببینیم خود افراد راجع به رفتارهایشان چگونه فکر می‌کنند و آنها را چگونه مقوله بندی می‌کنند. ما باید از راه توصیفات و واژه هایی که افراد برای توصیف رفتارهایشان بکار می برند و از راه شناخت نظام اعتقادی و واژه های استعاری، نظام مقوله بندی افراد را کشف کنیم. در اینجا ما در واقع یک رویکرد درونی Emic به مقوله فرهنگی داریم. رویکرد درونی(Emic) یعنی اینکه رفتار را بر مبنای فهم فاعل کنش(کنشگر) درک کنیم رویکرد بیرونی(Etic) یعنی اینکه رفتارها را بر مبنای فهم ناظر کنش درک کنیم. همه افراد توانایی شرح و توصیف مبانی نظری ومعرفت و شناختی که پشتوانه یک رفتار است را ندارند. بنابراین یک مردم نگار فقط به گفتگو نمی پردازد، بلکه خودش هم میان مردم می رود و با آنها زندگی می‌کند و دست به تجربه و مشاهده می زند، زیرا افراد ارزشها و باورها و افکار خود را در اعمال خود نشان می دهند.

تفاوت یک مردم‌شناس با سایر مردم در یک چیز است و اینکه مردم‌شناس دارای یک نظام روش شناختی و مفهومی برای ادراک فرهنگ و شناخت آن می‌باشد و مسلح به چشم تیز بین و ذهن کنجکاو است و دارای بینشها و بصیرتهای تئوریک درباره چگونگی فهم رفتار اجتماعی انسان است. در حالیکه فرد عادی غیر متخصص فاقد آن می‌باشد. در نتیجه یک مردم نگار برای کشف نظام مقوله بندی مشاهده و مصاحبه و تجربه می‌کند و سپس آنها را در پرتو مفاهیم، نظریه ها و به کمک روشهایی که می داند سامان می‌دهد و به تفسیر و تحلیل رفتار یا رفتارهای اجتماعی گروهی که مطالعه کرده می‌پردازد. گیدنز این عمل را تفسیر مضاعف ( مجدد) می نامد. تفسیر مضاعف(مجدد) یعنی مفاهیم ابتدا توسط انسانها شناخته شده و سپس جامعه شناسان،فیلسوفان و غیره این مفاهیم را می گیرند و آنها را در یک نظام فکری دیگری پردازش می‌کنند و بکار می گیرند. هدف یک مردم نگار از کشف نظام مقوله بندی این است که ببیند مردم چگونه زندگی روزمره خود را نظم و سامان می دهند. از منظر یک مردم‌شناس هر فردی نماینده فرهنگ خودش است. به عبارت دیگر نقشه ادراکی که از طریق آن نظام مقوله بندی را کشف می‌کنیم بین افراد یک خانواده یا یک گروه تقریبا مشابه است و ما با مطالعه یک فرد در واقع یک گروه را مطالعه کرده ایم.

مرحله نهایی، توصیف فرهنگی است.یک کار تحقیقی مردم‌شناسی با ورود به یک زمینه فرهنگی آغاز می‌شود و با توصیف فرهنگ پایان می پذیرد. توصیف فرهنگی می تواند در قالب یک داستان، فیلم، عکس، زندگینامه، متن تحلیلی و یا تک نگاری وغیره باشد. توصیف فرهنگی درواقع ارائه کردن یک تصویر قومی و فرهنگی می‌باشد. چگونه یک موضوع را به مساله تبدیل کنیم؟ (problematize) با ساختار زدایی کردن(Deconstruct) یعنی یک رفتار پدیده یا امر اجتماعی را از درون نگاه کردن و تمام مولفه های آن را از درون مطالعه کردن و کالبد شکافی کردن می توانیم یک موضوع را به مساله تبدیل کنیم. مثلا فوکو نشان داد که چگونه بین بیمار و پزشک یک رابطه سلطه وجود دارد.

تفاوت اساسی مردم‌نگاری با دیگر توصیف‌های فرهنگی:

1- مردم‌نگار توصیف فرهنگی‌اش را با یک رویکرد کل‌نگر انجام می‌دهد و هر جزئی را در زمینه فرهنگی خودش قرار می‌دهد.

2- در مردم‌نگاری به نحوی سیستماتیک و نظام‌مند با مسئله برخورد می‌کنیم. مقدمه، موخره و نتیجه می‌نویسیم.

3- گزارش مردم‌نگار هدفمند است. می‌تواند هدفش عملی، نظری یا عملی-نظری باشد. مردم‌نگاری نوعی حل مساله است.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چگونگی نوشتن تحقیق :

1- شروع تحقیق با انتخاب مسئله ،موضوع یا عنوان وتعریف آن .

2- بررسی منابع تحقیق، تنظیم فهرست وشناسایی کتابها

3- بررسی‌ادبیات موضوع (کارهای دیگران ،گفتمانها ،تحقیقات انجام شده )

4- بحث روش شناسی: دیدگاه نظری و رهیافت، مفاهیم نظری و پرسشهایی که مطرح کرده ایم و رسیدن به یک چهارچوب نظری و روش شناختی که به چند مفهوم کلیدی و چند پرسش می رسیم.

5- انجام کار میدانی( عضو گروه شدن و با آنها زندگی کردن)

6-مرحله آخر :کار نگارش تحقیق

مطالبی که در متن می نویسیم :

1- مجموعه مشاهدات

2- مجموعه مصاحبه ها

3- مجموعه تحلیل ها

4- اسناد ومدارک

مشاهدات ما باید موارد زیر را در بر گیرد :

الف - اشیاء وابزارها: اشیا ء وابزارها یک حیات اجتماعی دارند و تمام اشیاء دارای معنایی هستند و کار ما توصیفی است که باید از آن اشیاء داشته باشیم .هر شی را باید به منزله یک نشانه تلقی کرد که در یک نظام معنایی قرار دارد وباید با توجه به آن نظام آن نشانه را معنا کرد که نشانه چیست ؟ چه معنایی دارد ؟ نه فقط اشیاء درشت، بلکه اشیاء ریز را هم باید دید. هنگام دیدن اشیا ء دائماً‌ سئوال کنیم ودائماً‌ مقایسه کنیم . ودر ازاء هر گزاره توصیفی یک سئوال مطرح کنیم ودائماً‌ نشانه ها را داخل متن قرار دهیم. این متن می تواند فرهنگی،فلسفی ،تاریخی و....باشد.

ب- رفتارها :ما باید به نوع روابط اجتماعی در محیط مورد مطالعه توجه داشته باشیم واین روابط ورفتارها را کشف کنیم و بعد بدنبال کشف الگوها برویم. یعنی از یک رفتار ساده کشف الگو کنیم وبعد آنها را تحلیل و تبیین عینی و ذهنی کنیم و در رفتارهایی که می بینیم هم علت وهم دلیل را کشف کنیم .

ج-شنیده ها : شنیده ها با مصاحبه فرق دارد . درمصاحبه ما پرسش داریم افراد را انتخاب می‌کنیم ولی در شنیده ها ما با صداها هم سروکار داریم ، نمادها هم می تواند دراین دسته قرار گیرند مثل، شعارها، مجسمه ها، تابلوهای پارک

د- گفتگوها

ه- قواعد و قوانین + رسمها و آیینها

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دلیل ،حجت ،استدلال: یک امر ذهنی است.

علت ؛ یک امر عادی، جسمی و فیزیکی ست.

دلائل دو قسمند :

1- دلایل ناظر کنش (پژوهشگر)

2-دلایل کنشگر : باید خود کنشگر را به عنوان یک انسان‌شناس مطالعه کنیم .

بین تجربه با شناختن تجربه فرق وجود دارد . مانند ، دانشجو بودن که یک تجربه است وشناختن فرهنگ دانشجوئی که کار انسان‌شناس است .

شناخت 3معنا دارد :پی به واقعیت یک چیز ببریم / یک تجربه همانند بدست آوریم / قدرت وتوانائی توصیف کردن وتوضیح دادن یک تجربه را داشته باشیم.

درمردم‌شناسی منظور از شناخت قدرت وتوانائی توصیف کردن وتوضیح دادن یک تجربه است.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

برای نوشتن مصاحبه چند استراتژی وجود دارد:

1- روایی و داستانی : گزارش یک واقعیت بصورت داستان

2-گفتگویی: در قالب پرسش وپاسخ است . که درآن از روش خلاقه استفاده می‌کنیم وخلاقیت بکار می بریم )مقاله دارای 3 قسمت است :نظری – داستانی – جمع بندی )

3- تحلیلی :طبقه بندی داده ها وبعد به تحلیل آنها می پردازد وبعد شاهد مثالها را می آورد.

4- توصیف غنی مبتنی بر نظام طبقه بندی: دراین روش تحلیل ونظام تئوریک مشخصی بکار نمی‌بریم، ولی طوری توصیف می‌کنیم که مبتنی بریک طبقه بندی ودیدگاه تئوریک وچهار چوب نظری ست و در تمام طبقه بندیها یک دیدگاه تئوریک در پشت آن وجود دارد .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

یک مثال :

" نمی دانم چرا نوشتن آنقدر برایم سخت و دشوار است شاید هم تمرین نداشتم ، نه تمرین خواندن و نه تمرین نوشتن ولی این را خوب می دانم که از روز اولی که نوشتن را آموختم همراه با خط زدن بود . من با تمام اشتیاق می نوشتم و معلم در کمال خونسردی آنها را خط می زد و این عمل آنقدر تکرار شد که دیگر ننوشتم و اکنون که باید بنویسم نمی توانم …. "

این یک شروع خلاقه است و این شروع در واقع یک نوع " خود را بیان کردن " (self express) است . واقعا نوشتن به همین راحتی و به همین زیبایی است . نوشتن چیزی جز بیان آنچه که در ذهن و ضمیر ما می گذرد نیست و در فرآیند بیان این احساس و اندیشه است که نوشتن ما توسعه پیدا می‌کند. این را همیشه به خاطر بسپارید که : "با نوشتن است که نوشتن آغاز می‌شود." و در جریان نوشتن است که کشف می‌کنیم ، تجربه ها را سامان می دهیم ، و با نوشتن است که ایده ها و الهام های ما تجسم و تبلور پیدا می‌کند . جرأت به خرج دهید ، جرأت نوشتن داشته باشید . شعاری در عصر روشنگری وجود داشت که "جرأت دانستن داشته باش" و کانت آنرا تغییر داد و گفت: "جرأت نقد کردن داشته باش" و من مایلم آن را تغییر داده و بگویم "جرأت نوشتن داشته باش".

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 دی1385ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط نعمت‌الله فاضلی

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

آمار سایت

  • شمارنده سایت:4,251,622
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:499
    • هفته جاری:3309