The spam filter installed on this site is currently unavailable. Per site policy, we are unable to accept new submissions until that problem is resolved. Please try resubmitting the form in a couple of minutes.

چرا روحیه کار جمعی در بین ایرانیان امروز ضعیف است؟

کار جمعی

متنی که می خوانید مصاحبه گزارشگر روزنامه اعتماد با نگارنده است. این مصاحبه در 21 مهر 1391 این روزنامه منتشر شد. متن را ویرایش و بازنویسی نکرده ام. از اینرو هم کوتاه و هم خواناتر شده است!
 
یکی از موضوعاتی که در چند دهه گذشته همواره در رسانه ها و همچنین در مطالعات اجتماعی بطور جسته و گریخته مطرح شده است موضوع کار جمعی در جامعه ما است. اساسا، آیا شما با این گزاره که ایرانی‌ها از کار جمعی پرهیز دارند، موافق هستید؟
در این زمینه داده‌ها و اطلاعات تجربی که بتواند وجود یا عدم وجود چنین روحیه را نشان دهد، به حد کافی نداریم. اما معمولا این گزاره که مردم ایران فاقد روحیه کار جمعی هستند، بصورت یک گزاره بدیهی مورد بحث قرار می گیرد. مثال‌هایی که در این باره بحث می‌شود متنوع است. برای نمونه می‌گویند ما در زمنیه ورزش‌های عمومی مانند فوتبال ضعیف هستیم اما در ورزش‌های انفرادی مانند کشتی موفق عمل می‌کنیم. همچنین وجود اختلافات میان افراد و کمبود همکاری بین گروه‌های شغلی گوناگون ار مثال‌هایی است که برای بحث مساله کار جمعی مطرح می‌کنند. به سختی می‌توان چنین ادعایی را پذیرفت که ایرانیان ذاتا از انجام کار جمعی ناتوان هستند. مرتضی فرهادی مردم‌شناس بلندآوازه ایران در آثار گوناگون خود نشان داده که در روستاها در دوره های گذشته ایران همکاری و مشارکت به‌طور جدی وجود داشته است. وجود اشکال گوناگون تعاونی‌ها و آیین‌ها و رسوم گوناگون در فرهنگ ایرانی نشان دهنده این واقعیت است که نمی‌توان این مساله را به گذشته ایرانی‌ها نسبت داد که ایرانی‌ها از ابتدا روحیه کار جمعی ندارند.
در حال حاضر چی؟ و چرا چنین است؟
اگر بپذیریم روحیه کار جمعی در حال حاضر وجو ندارد یا ضعیف است، باید بپذیریم که این امر پدیده ای مدرن در ساختار فرهنگی اجتماعی سیاسی ایران است.  برای تبیین این مساله ما باید به بررسی این مساله بپردازیم که شرایط لازم برای گسترش کار جمعی و روحیه کار گروهی چه چیزهایی است.
امروزه در کشورهای توسعه یافته صنعتی، اشکال گوناگون کار جمعی گسترده وجود دارد. برای مثال در حوزه فعالیت‌های علمی می‌توان نمونه‌های زیادی را مشاهده کرد. همچنین در حوزه وزش می‌توان موفقیت ورزش‌های جمعی و گسترش این نوع ورزش‌ها را شاهد بود. از این رو نمی‌توانیم چنین استدلال کنیم که فرهنگ مدرن ماهیتا قابلیت شکل‌دادن به فعالیت‌های گروهی و تقویت روحیه کار جمعی ندارد.
پس چه عواملی، روحیه کار جمعی را تضعیف می‌کند؟
برای تبیین عوامل تضعیف‌کننده روحیه کار جمعی به ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه توجه کنیم. چراکه افراد در چارچوب این ساختارها، فعالیت ها و رفتارهای خود را شکل می‌دهند.
برای داشتن روحیه کار جمعی، اولین آن‌ها وجود مهارت‌های مدنی توسعه‌یافته در درون جامعه است. این نهادها به دلیل اینکه افراد را به اختیار و داوطلبانه و بدون اجبار، به کار می‌گیرند، روحیه کار جمعی گسترش می‌دهند. دومین شرط، وجود ساز و کارهای دموکراتیک در ساختار سیاسی و اجتماعی است. منظور از این ساز و کارها، ایجاد امکان مشارکت تمامی مردم در شکل‌گیری نهاها و تصمیم‌گیری در این حوزه ها است. در صورتی که نهادهای گوناگون جامعه بر اساس اندیشه و مشارکت اکثریت مردم اداره نشود یا در صورتی که ساختارهای اجتماعی نتوانند احساس عدالت و برابری را در بین افراد شکل دهند افراد در چنین ساختاری نگرش، انگیزش و تمایل کافی برای کار جمعی را نخواهند داشت.
بسیاری از کارشناسان از کاهش سرمایه اجتماعی در جامعه ما سخن می‌گویند، این سماله، چه تاثیری در تضعیف روحیه کار جمعی دارد؟
سومین عامل برای تقویت فرهنگ کار جمعی، بالا بودن سرمایه اجتماعی در جامعه است. سرمایه اجحتماعی را می توان با مولفه‌های گوناگون تعریف کرد. یکی از مولفه‌ها، اعتماد اجتماعی است. هر مقدار که سرمایه اجتماعی فرسوده‌تر شود و هر مقدار که میزانی اعتماد اجتماعی به عنوان مهمترین مولفه اجتماعی تقلیل یابد، به همین مقدار نیز روحیه کار جمعی کم می شود. لازمه اینکه دو یا چند نفر برای تحقق هدف واحد فعالیت کنند باید این افراد بتوانند یکدیگر را بپذیرند و با رویکری مثبت به هم نگاه کنند. در نظامی اجتماعی که سرمایه اجتماعی کاهش بیابد امکان اعتماد افراد به هم کاهش خواهد یافت. در این فضا نمی توان انتظار داشت که افراد بتوانند با هم کار کنند.
شما در صحبت‌های خود به مساله تغییر ماهیت سنت‌ها پرداختید. سوال مهمی در این رابطه مطرح است. آیا فردگرایی که محصول مدرنیسم است، در تضعیف کار جمعی تاثیر نداشته است؟
فردگرایی در معنای مدرن آن در کشورهای غربیِ بیشتر توسعه‌یافته اتفاقا، در برابر کار جمعی قرار نگرفته است چون سازو کارهایی که در این جوامع وجود دارد آنها را به همکاری و فعالیت گروهی می‌کشاند. در جوامع غربی امکان اجتماعی و حقوقی برای کار جمعی مناسب است. این نهادها باعث می شوند ارزش‌های فردگرایانه توجه بیشتر به خواست‌ها و آرزوهای جمعی مردم قائل شود. اگر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی را اصلاح نکنیم روحیه کار جمعی ضعیف تر خواهد شد. همچنین باید به این واقعیت توجه داشت که روحیه کار جمعی زمانی تقویت می‌شود که افراد از امکانات مادی اقتصادی و اجتماعی کافی برای پیشبر هدف های گونگون خود برخوردار باشند. توسعه‌یافتگی صنعتی در جوامع غربی این امکان را فراهم می‌کند که افراد بتوانند ذر کنار هم برای تحقق هدف های اساسی مشارکت فعال کنند.
دوری از سنت‌های اجتماعی و تاریخی و نگاه بسیار سطحی به آن‌ها، چقدر در این مساله تاثیر داشته است؟
مهم‌ترین عامل کاهش روحیه جمعی آیین‌زدایی از نظام اجتماعی است. همانطور که در ابتدا گفتم. در فضای مدرن ایران مانند روستاها افراد می توانستند در نظام اجتماعی برای پیشبرد هدف‌های مشترک با هم فعالیت کنند. در دهه های اخیر به دلایل مختف آیین‌های سنتی در جامعه یا از میان رفته‌اند یا اینکه تنها عده‌ای به جای مانده که معنا و محتوای آن‌ها نیز دست گاری شده و نمی توانند کارکردهای اجتماعی کار جمعی را ایفا کنند.
نظام‌ حقوقی چه جایگاهی دارد؟
عامل دیگری که برای گسترش کار جمعی اهمیت دارد وجود یک نظام حقوقی تامین‌کننده منافع افرادی که است متکی به قانون هستند. در صورتی که افراد احساس کنند که قانون و نهادهای حقوقی، منافع آن‌ها را در نظام اجتماعی تضمین نمایند، افراد تلاش می‌کنند تا بصورت فردی فعالیت‌های خود را به پیش ببرند. چرا که در صورت بروز اختلاف بر سر منافع، این امکان وجود دارد که عده ای مغبون و مظلوم واقع شوند. از این رو برای پیشگیری از تنش‌هایی که تضییع منافع افراد در کار جمعی، قانون و نظام حقوقی باید بتواند تمامی حقوق همه افراد را در هر موقعیتی تامین کند. شیوه سازمان‌دهی فعالیت های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی است در جوامعی که شیوه کار جمعی توسعه یافته است و شیوه های توزیع قدرت و خدمات و مجموعه اموری که مردم با آن سر و کار دارند، به‌صورت جمعی سازمان‌دهی می‌شوند، کار جمعی نیز، شکل می‌گیرد. برای مثال اگر فعالیت‌ها در نظام آموزشی به گونه‌ای تنظیم شود که افراد فضایی هم برای هم‌رایی و همدلی نداشته باشند، کار در نظام آموزشی بسوی فردی‌شدن سوق پیدا می کند.
آقای دکتر، نهاد آموزش در این میان چه نقشی دارد؟
نظام آموزش اعم از مدرسه یا آموزش عالی باید به گونه‌ای نسل‌های جوان را آموزش دهد که آن‌ها لوازم و قواعد ارزشی و عاطفی و همچنین مهارت‌ها یا قابلیت‌های گونانگون ارتباطی و جمعی را فرابگیرند. در صورتی که نظام آموزش عمومی یا عالی در روش های آموزشی نیز در برنامه‌ها و محتوای درسی از کار تیمی یا جمعی استفاده نکند و آموزش جمعی را به عنوان استراتژی و به معنای هدف نگنجاند طبیعتا این نظام آموزشی به گونه‌ای نخواهد بود که افراد در آن بتوانند مهارت‌های لازم را برای حل مسائل جمعی را فرا بگیرند.
نسبت نظام اخلاقی جامعه با کار جمعی چگونه است؟ آیا جامعه ای که با بحران اخلاقی روبرو است، می‌تواند کار جمعی کند؟
یکی دیگر از عوامل تاثیرگذار بر روحیه و فرهنگ کار جمعی وجود نوعی پیوند در میراث فرهنگی سنت و نظام اخلاقی جامعه با مجموعه نهاها و الزامات جامعه مدرن است. در جامعه امروزی که گسست بین سنت و مدرنیته در حال فزونی است طبیعات نسل های آینده که در فضای امروزی جامعه بزرگ می‌شوند طبیعتا امکان برقراری ارتباط با رمزهای ارتباط جمعی را از دست می دهند. از این رو نوعی گفتگو و تعمل میان سنت ایرانی با مدرنیته امروز ایران یکی از لوازم گسترش روحیه کار تیمی است
به اعتقاد من ما نمی‌توانیم وضع کنونی جامعه ایران در زمینه ضعف کار جمعی را یک امز ذاتی برای انسان ایرانی تعریف کنیم وضع موجود در نتیجه مجموعه تحولاتی که در سده های اخیر به وجود آمده شکل گرفته است.به بیان دیگر آنچه که امروز در جامعه مشاهده می‌کنیم محصول مجموعه فرایندهای امروزی جامعه است اگر ما بخواهیم این فرایندها را بگونه‌ای هدایت کنیم که یکی از نتایج آن گسترش روحیه یا فرهمگ کار جمعی باشد. البته بر اساس این دیدگاه می توان گفت موضوع کار جمعی را نباید یک مساله اخلاقی تلقی کرد اگر روحیه کار جمعی کاهش یافته، نباید از راه توصیه و نصحیت برطرف کرد چراکه هر فردی، رفتارهایش را بر اساس موقعیتی که در آن قرار گرفته شکل نمی‌دهد.
با این توصیفات برای بهبود کار جمعی چه باید کرد؟
با توجه به مجموعه عواملی که بیان کردیم، برای بهبود کار جمعی باید عواملی که این فرهنگ را تضعیف می‌کند بررسی و  برای بهبود، آن ها ر ا تغییر دهیم. برای مثال نظام آموزشی ایران نه تنها برای کار جمعی در حوزه اقتصاد و سیاست بلکه در حوزه یادگیری هم به بازخوانی مدل‌های یادگیری بپردازد. باید نظام حقوقی در جامعه ایران به بازخوانی و بازتعریف خود بپردازند. باید قوانینی که بتواند از توزیع عادلانه منافع دفاع کند و مقررات رسمی که بتواند تضمین کننده امنیت شغلی و منفعت افراد باشد، تدوین شود. به همین ترنیب می‌توان درباره عوامل دیگر به بررسی پرداخت و ساختارها را به گونه‌ای تغییر داد که امکان گسترش کار جمعی بیشتر را فراهم کند. امروز موقعیت انسان ایرانی به‌گونه‌ای شده که افراد نمی‌توانند برای کار جمعی اقدام کنند.

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

آمار سایت

  • شمارنده سایت:4,201,186
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:23
    • هفته جاری:3429