The spam filter installed on this site is currently unavailable. Per site policy, we are unable to accept new submissions until that problem is resolved. Please try resubmitting the form in a couple of minutes.

چهارشنبه سوری

متنی که ملاحظه می نماید حاصل گفت و گوی سلیمان محمدی و عماد برقعی با بنده درباره چهارشنبه سوری است. این متن بصورت گفت و گو و همراه با پرسش های آن امروز سه شنبه 28 اسفند در روزنامه اعتماد منتشر شده است. این متن را آقای محمدی برای من ارسال داشتند و بعد از حذف سوالات و کمی تغییر آن را بصورت مقاله فعلی درآوردم. امیدورام تا چهارشنبه سوری سال بعد آن یک مقاله کامل نموده و منتشر نمایم. متنی که در روزنامه اعتماد منتشر شده است، تقریبا نصف متن حاضر است. زیرا متن گفت و گو بیش از یک صفحه روزنامه بود و ناگزیر باید آن را کوتاه می کردند.

 

 

 

 اجازه دهید بحث را با بررسی این پرسش آغاز کنیم که چرا باید در مورد چهارشنبه‌سوری اندیشید؟

 

چهارشنبه‌سوری مثل همه آیین‌ها و رسوم دیگر در موقعیت و بستر سنت، به‌طور ناخودآگاه و براساس عادت و به مثابه پاره‌یی از وجود تاریخی و میراث فرهنگی اجرا می‌کردیم و از جمله مقولاتی نیست که به مثابه ابژه فکری و شناختی موضوع بحث و گفت‌وگو باشند. اینکه امروز در رسانه‌ها، دانشگاه و مراکز پژوهشی در رشته‌های مختلف تاریخ، مردم‌شناسی، مطالعات فرهنگی و ایران‌شناسی، به بحث و گفت‌وگو درباره این جشن‌ها و آیین‌ها می پردازیم،از ویژگی‌های جامعه مدرن است. مدرنیته ایجاب می کند سنت و فرهنگ را از وضعیت ناخودآگاه به خودآگاه منتقل شوند و انجام و اجرای آیین‌های فرهنگی تنها به اتکای تاریخی‌، سنتی یا جنبه میراث بودن آنها کفایت نمی کند. این امر ناشی از عوامل مختلف است.

 

اول، ضرورت تغییر سنت. دنیای مدرن با نوعی تقابل و مواجهه‌ با تاریخ و سنت همراه است. در این مواجهه سنت‌ها همان اقتدار و مشروعیت و توجیه فرهنگی را که در گذشته داشته‌اند از دست داده‌اند چرا که دنیای جدید، دنیای تغییر و تحول و نوآوری است و این تغییر و تحول دامنگیر سنت‌ها هم می‌شود. ·

 

 دوم، ضرورت عقلانی شدن ست.دنیای مدرن، دنیای عقلانیت‌ها است و علم جدید و اندیشه دنیای جدید در تلاش است برای هر چیزی از جمله سنت‌ها، نوعی توجیه عقلانی فراهم کند، این توجیه به‌خصوص در مورد آیین‌هایی که کمتر قابلیت عقلانی دارند و حداقل ظاهراً با مبانی عقلی ناسازگار هستند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. ·

 

 سوم، بحران کارکردی سنت. آیین‌‌ها و سنت‌هایی مثل نوروز یا چهارشنبه‌سوری و جشن‌های دیگر در یک بستر و بافت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی در تاریخ ایران شکل گرفته‌اند، در دنیای مدرن این بستر تحت تاثیر فناوری، تحولات جمعیتی، شهرنشینی و ظهور دولت ملت‌های جدید و بسیاری از فرآیندهای دیگر تغییر کرده است، در نتیجه وقتی این آیین‌ها در یک شرایط پیشامدرن به‌وجود آمده‌اند، در بستر و بافت جدید نمی‌توانند این کارکردهای پیشین را استمرار دهند. از این رو، برخی از این آیین‌ها ماند جشن سده یا جشن مهرگان از بین می‌روند و برخی می‌مانند. بقای آیین‌هایی که در یک شرایط اجتماعی متفاوت تولید شده‌اند و انتقال پیدا کرده‌اند به شرایط مدرن، به‌طور خود به خود یک پارادوکس یا تناقض فرهنگی را در خودشان دارند و این تناقض است که ما را بیشتر به بازاندیشی وامی‌دارد. البته این سه نکته یا دلیل که ارائه کردم در مورد کل آیین‌هاست؛ هم آیین‌های ملی و هم آیین‌های مذهبی. ·

 

 چهارم، تناضات و تضادها و ناسازوری درونی عناصر سنت. مجموعه فرهنگی نوروز که شامل چهارشنبه‌سوری، جشن تحویل، سیزده بدر و البته مجموعه وسیعی از آداب و رسومی که جزء ویژگی‌های منطقه‌یی و محلی هر شهر و روستا و محیطی به‌وجود آمده، مجموعه اینها در وضعیت کنونی‌شان، جشن عرفی و بدون خاستگاه اسلامی محسوب هستند. بنابراین، در حکومت اسلامی که دولت درصدد اسلامی کردن و اسلامی ساختن تمام ابعاد زندگی مردم است، حضور جشن‌ها و آیین‌هایی که خاستگاه اسلامی ندارند، این نوعی تناقض و چالش را به‌وجود می‌آورد؛ نوعی چالش که ماهیتاً چالش سیاسی است چرا که اسلام در جامعه امروز، علاوه بر ریشه‌های اجتماعی و فرهنگی که در میان ملت دارد، به مثابه الگوی حکومت هم محسوب می‌شود. طبیعی است فرد با آن چارچوبی که در زندگی‌ و فرهنگ قبول می‌کند، نمی‌تواند نسبت به آیین‌های عرفی بی‌تفاوت باشد و آیین‌های عرفی هم نمی‌توانند نسبت به چارچوب و وضعیتی که به‌وجود آمده، به‌عنوان آیین‌های بی‌طرف از نظر سیاسی شناخته شوند.از این رو، بازاندیشی و تلاش برای شناخت آیین‌های عرفی، نوعی تامل سیاسی هم هست. در این فرآیند، ما درصدد هستیم سازوکارهای فرآیند سازگاری یا ناسازگاری آیین‌های عرفی از جمله نوروز و چهارشنبه‌سوری را با کلیت گفتمان سیاسی حکومت هم بشناسیم.·

 

 پنجم، مجموعه فرهنگی نوروز در دهه‌های اخیر دستخوش تحولات وسیعی شده است. شناخت این تحولات هم ارزش نظری و هم اهمیت عملی برای شناخت فرهنگ معاصر ایران دارد. به کمک رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و پژوهشگران حوزه‌های مختلف فرهنگ قادریم به نحو آشکار و به صورت سهل و آسان این تحولات را ببینیم. شاید در صد سال پیش هم مجموعه نوروز تغییراتی را تجربه کرده و این اتفاق هم افتاده ولی در ماهواره‌ها، وبلاگ‌ها، وب‌سایت‌ها و روزنامه‌ها در چند صد سال پیش نبودند تا این تحولات را نشان بدهند و این تحول را به مثابه نوعی امر آگاهانه و یک تجربه کاملاً شناخته‌شده برای ما و مردم آشکار کنند و توضیح بدهند، در حالی که در دنیای امروز به کمک رسانه‌ها، دانشگاه‌ها و... ما قادریم کوچک‌ترین تجربه‌ها در این زمینه‌ها را از ناخودآگاه به خودآگاه منتقل کنیم. اکنون اجازه به بحث درباره نسبت های مدرنیته و چهارشنبه سوری بپردازیم. چهارشنبه سوری برای محققان مطالعات ایرانی یک موضوع چالش‌برانگیز است چرا که اطلاعات دقیقی که همه پژوهشگران روی آن اجماع نظر داشته باشند وجود ندارد.

 برخی اساساً جشن سور را از جمله جشن‌های ایران باستان نمی‌دانند، استدلال‌شان هم این است که در ایران باستشان ما ایام سال را به صورت هفته تقسیم‌بندی نمی‌کردیم بلکه هر سال 12 ماه بود و هر ماه 30 روز و هر روز هم یک اسم داشت و در عین حال هر ماه هم یک اسمی داشت و اسامی ماه‌ها، در روزها هم تکرار می‌شد و هر وقت اسم ماه با روز تداخل پیدا می‌کرد، آن روز را جشن می‌گرفتند. بنابراین ما چهارشنبه نداشتیم و آدینه هم نداشتیم. برخی محققان هم معتقدند ترتیب تقویم تاریخ پس از آمدن اعراب به ایران عوض شده است اما برخی دیگر هم معتقدند بسیاری از آدابی که در جشن سوری وجود دارد، آموزه‌های دین زرتشت است. اهمیت این قضیه که خاستگاه چهارشنبه‌سوری بعد یا قبل از اسلام است، در این است که اگر ما یک خاستگاه قبل از اسلام بدهیم و این را منتسب کنیم به دین زرتشت می‌توانیم بگوییم جشن سوری از ابتدا یک جشن مذهبی بوده و بعد از اینکه مردم ایران اسلام آوردند، جشن سوری آن هویت مذهبی خودش را از دست می‌دهد و به یک جشن عرفی و دنیایی تبدیل می‌شود. بنابراین یک تحول خیلی مهم در جشن سوری اتفاق افتاده است. از طرف دیگر، در ایران قبل از اسلام، شادی کردن و جشن گرفتن به مثابه کنش مذهبی به‌طور گسترده‌یی رواج داشت و ستایش اهورا مزدا از طریق شادی کردن صورت می‌گرفت و بسیاری از آیین‌های عبادی زرتشت با جشن و سرور همراه بود و کل فرهنگ زرتشت، از طریق قرار دادن روزها در قالب جشن‌های مختلف سامان فرهنگی می‌دهد. یکی از این جشن‌‌ها مجموعه نوروز است. و تقریباً اغلب روزها با یک نوع جشن همراه بود.راهبرد دین زرتشت شادی و هیجان‌آفرینی از راه مشارکت در جشن‌ها بود، اما این جشن‌ها برای زرتشت جشن‌های مذهبی بود نه عرفی یا دنیایی و اجرای آیین‌های جشن، در واقع ستایش اهورا مزدا و پیامبر زرتشت و در نهایت استمرار و بقای دین زرتشت بود. این ویژگی با روح مدرن سازگار است. به این معنا که دنیای مدرن هم دنیای سرخوشی است؛ دنیایی که لذت‌ها، هیجان‌ها و توجه به ابعاد دنیوی و عرفی در آن بسیار اهمیت دارد. به‌خصوص امروز که مصرف‌گرایی، فردیت، سرگرم‌سازی و فراغت، فرآیندهایی است که موقعیت مدرنیته متاخر یا پست‌مدرن به کمک آن تعریف می‌شود.جشن سوری و همه مجموعه فرهنگی نوروز، سازگاری و همخوانی فرهنگی با روح مدرن دارد چون هم می‌تواند شادی‌آفرین باشد و هم موقعیت‌های اجتماعی برای مصرف کردن بیشتر و همچنین امکان تغییر و تحول در سبک زندگی را فراهم کند. در نتیجه این چیزی است که می‌توان گفت روح دنیای مدرن را آرامش می‌بخشد و به نوروز و چهارشنبه‌سوری اجازه می‌دهد دوام و بقا پیدا کنند و کارکردهای تازه‌یی را برای خودشان تعریف نمایند. برای تحقق کارکردهای جدید و به منظور سازگار شدن با بستر مدرن، چهارشنبه سوری ناگزیر تحولاتی را پذیرفته است که در زیر آنها را توضیح می دهم. جشن سوری چندین آیین در خودش دارد. یکی آتش افروختن است. این ویژگی جشن سوری تغییر مهم و معناداری کرده است. در گذشته، بوته روشن می کردند و آن را در پشت بام آتش می‌زدند. امروزه اولا دیگر بجای بوته از مواد مختلف استفاده می کنند. ثانیا، آتش را نه درپشت بام بلکه در کوچه و خیابان روشن می سازند. ثالثا، چراغانی کردن و آتش‌بازی و ترقه و تولید صدا و انفجار هم به آن اضافه شده است. انفجار و تولید صدا، پدیده کاملاً جدیدی است که دنیای مدرن به جشن سوری اضافه کرده است که تا حدودی متاثر از آیین‌های موجود در غرب است. هنگام شادمانی در کشورهای اروپایی روشن کردن باروت و ایجاد صدا رسم است. افزودن صدا و نور به آتش، جشن سوری را عرفی‌تر و دنیوی‌تر می‌کند، زیراآتش و نور هم در آیین زرتشت به‌عنوان امر مقدس است هم در دین اسلام نور در واقع نماد خداوند است. بنابراین روشن شدن هوا هنگام ظلمات شب یک امر زیبا و مقدس است. اما انفجار و صدای مهیب و ناگوار، هم در زرتشت و هم در اسلام فاقد قداست الهی است. در نتیجه این بخش که به آن اضافه شده باعث شده بعد عرفی و دنیایی جشن سوری بیشتر شود و آن را بیشتر در بستر دنیای مدرن قرار بدهد. یکی دیگر از تحولات جشن سوری این است که این جشن امروزه عمدتا جشن جوانان است و به‌خصوص در دهه‌های اخیر به مثابه پاره‌یی از خرده‌فرهنگ جوانان هم شناخته می‌شود. در حالی که در گذشته و به‌خصوص در دوره‌های پیش از اسلام، جشن سوری جشن جوانان نبود. جشن سوری جشنی بود که به‌خصوص بزرگسالان به استقبال ارواح می‌رفتند و برای نسل‌های پیر‌تر که خود را برای سفر به جهان آخرت آماده می‌کنند،این جشن معنادارتر بود. اما در دهه‌های اخیر جشن سوری عمدتاً نمادی از خرده‌فرهنگ جوانی است. به همین دلیل ویژگی‌های جوانی هم در آن گسترش پیدا کرده است. از جمله اینکه جوانان میل به تولید هیجان دارند؛ هیجان‌هایی که بتواند انرژی بدنی آنها را به بیرون منتقل کند و یک نوع تجربه‌یی باشد از وضعیت و فضایی که در آن انضباط و نظم آهنین کمتر وجود دارد. برخی از رفتارها و کنش‌های نابهنجاری که در جشن سوری رخ می‌دهد و گاه با مبالغه و بزرگ‌نمایی منعکس می‌شود، برخاسته از این ویژگی جدید جشن سوری است که در آن نوجوانان و جوانان تلاش می‌کنند جشن سوری را در این سنین شکل بدهند و خصوصیات فیزیولوژیک روانشناختی و عاطفی دوره جوانی یا نوجوانی را در این جشن متبلور کرده‌اند. در وضعیت چالش بین نسل‌هاکه برخی از آن به عنوان شکاف نسل‌ه ها یاد می‌کنند، جشن سوری به مثابه نماد هویت جوانی و نوجوانی در تقابل گروه‌ها و بزرگسالان و سالمندان قرار می‌گیرد. چالش یا شکاف نسل‌ها، تعارض‌ها و تفاوت‌های خودش را جاهایی آشکار می کند. یکی از جاهایی که این تعارضات آشکار می‌شود، آیین‌های جمعی است. جشن سوری فضای اجتماعی برای بازنمایی ویژگی‌های جوانان و نوجوانان و برای بازنمایی تقابل‌های شکاف نسلی است که وجود داردو این بدان معنا نیست که نوجوانان، آگاهانه در تلاش‌اند به تقابل‌هایشان در قالب جشن چهارشنبه‌سوری دامن بزنند، بلکه ما در یک دیدگاه تحلیلی می‌توانیم این تقابل را ببینیم.گاهی برخی میل دارند به اینکه یک نوع نابهنجاری اجتماعی که ریشه در خود این جشن دارد، تعریف کنند، یا یک نابهنجاری اجتماعی که ناشی از عدم عقلانیت جامعه است در نظر بگیرند. ولی ما اگر به تجزیه و تحلیل‌ها و گفتمان عمومی جامعه توجه کنیم، می‌بینیم که ریشه نابهنجاری‌های چهارشنبه سوری تا حدودی در تقابل بین نسل‌هاست، چرا که گفت‌وگوهای پدر و مادرها و بزرگ‌ترها و قضاوت‌ها و داوری‌هایی که آنها در مورد جشن سوری می‌کنند اگر تحلیل محتوای کیفی کنیم، به‌وضوح درمی‌یابیم که مساله، مساله چالش نسل‌ها و تفاوت‌های اصلی که بین این دو نسل به‌وجود آمده، است. معمولاً بزرگ‌ترها وقتی با این آیین‌ها روبه‌رو می‌شوند، شروع می‌کنند به بیان تمام دلخوری‌ها و گلایه‌ها و شکوه‌هایی که از نسل جوان و نوجوان دارند، اینکه نسل جوان ما دیوانه شده و قادر نیست خودش را مدیریت و کنترل بکند و نمی‌تواند مفهوم قانون، نظم و انضباط اجتماعی را درک بکند و گاه به حالتی انباشته از حس نوستالژیک و اندوه و غم از گذشته و قدیم‌ها یاد می‌کند که یادش بخیر، قدیم‌ها وقتی چهارشنبه‌سوری بود، مردم با چه محبت و مودتی آتش روشن می‌کردند و چقدر احترام می‌گذاشتند و ما نشنیده بودیم چهارشنبه‌سوری باعث آتش‌سوزی بشود. و از طریق ارائه یک تصویر نوستالژیک از گذشته، چهارشنبه‌سوری ایده‌آلی را ارائه می کنند که در آن، تفاهم نسل‌ها در گذشته بالا بوده، بچه‌ها و پدر و مادرها با هم پشت بام می‌رفتند و بدون سر و صدا با مادر بزرگ‌ها و پدر بزرگ‌ها لذت می‌بردند. تغییر برخی آیین های همراه با جشن سوری و از میان رفتن آنها، از تغییرات دیگر آن در دوره مدرن است. چهارشنبه‌سوری مجموعه‌یی بود از آیین‌های مختلف. این آیین‌های مختلف هم در مناطق مختلف تفاوت می‌کرد، ولی برخی که میان مردم ایران مشترک بود مانند فال گوش انداختن، قفل‌گشایی، آجیل مشکل‌گشا، شکستن کوزه و قاشق‌زنی. به علاوه مناطق مختلف مانند گیلان، کردستان و مناطق مختلف ایران هر کدام آیین‌های خاص خودشان را هم به آنها اضافه می‌کردند. از این مجموعه آیین‌ها، تقریباً بیشترشان از میان رفته‌اند و به جای آن چیزهایی به این آیین اضافه شده است. دنیای مدرن چهارشنبه‌سوری را نه آن‌گونه که وجود داشته، بلکه آن‌گونه که می‌خواسته گزینش کرده و برخی از قسمت‌های آن را رها و بعضی را انتخاب کرده است و این انتخاب و گزینشی که در این مورد صورت گرفته، بر اساس ماهیت فرآیندهای مدرن است. مثلاً فرض کنید که یکی از این فرآیندها شهرنشینی است. شهرنشینی یک مجموعه اقتضائاتی را ایجاب می‌کند که خودش یک سری آیین‌ها را به وجود می‌آورد و نسبت به آیین‌هایی که در گذشته هم وجود داشته دخل و تصرف می‌کنند. مثلاً در گذشته چون زندگی جامعه ما بیشتر مبتنی بر کشاورزی بود، شهرها کوچک بودند و عمده جمعیت کشور روستایی بود، بنابراین دسترسی به هیزم و تهیه آتش بسیار امر ساده‌یی بود، اما در حال حاضر عمده جمعیت ایران شهرنشین هستند و دسترسی به صحرا و خار و بن دشوار است. به همین دلیل آن بخشی از آتش روشن کردن که حول و حوش خار و بن و بوته‌ها صورت می‌گرفت باعث می‌شد که به لحاظ نشانه‌شناسانه، بوته‌ها و خار و بن‌ها که نمادی از زندگی مبتنی بر کشاورزی و دامپروری بود از بین برود و به جای بوته‌ها، الان لاستیک ماشین و کاغذ و زباله و مجموعه‌یی از مواد سوختنی زائد را آتش می‌زنند که شما هیزم و بوته و... را از این ترکیب برمی‌دارید. به لحاظ نشانه‌شناسی، تغیر ماهوی در آن به وجود می‌آید. یا اینکه در گذشته اگر آتش را روی بام روشن می‌کردند این‌گونه بود که خانه‌ها یک طبقه بود و امکان رفتن روی بام وجود داشت، ضمن اینکه پشت‌بام‌ها در مالکیت یک نفر بود، اما امروزه امکان اینکه همه مردمی که در یک مجتمع زندگی می‌کنند روی پشت‌بام بروند، وجود ندارد. در یک مجتمع آپارتمان‌نشین ممکن است 20، 30 یا 60 واحد زندگی ‌کنند و پشت‌بام پاسخگوی چنین جمعیتی نخواهد بود. به همین دلیل جمعیت از پشت‌بام به داخل کوچه‌ها کشیده می‌شوند، گذشته از اینکه قرار گرفتن روی پشت‌بام‌های چندین طبقه، عملاً یک نوع اختلال در نظم اجتماعی هم هست چون می‌شود به درون خانه‌های مردم اشراف داشت و این به نوعی تجاوز به حریم خصوصی انسان‌هاست، در حالی که در گذشته پشت‌بام‌ها چنین وضعیتی نداشتند. زندگی شهرنشینی عملاً اجازه نمی‌دهد که شما از این پشت‌بام‌ها آیین را اجرا کنید. و کشیده شدن اجرای جشن سوری به درون کوچه‌ها و خیابان‌ها از الزامات شهرنشینی است. بنابراین در دنیای شهری اجرای یک سری آیین‌ها با محدودیت‌ها و الزامات زندگی شهری گره می‌خورد که در اینجا همان‌طور که اشاره شد هم موادی که برای احتراق به کار می‌گیرند و هم محل روشن شدن آتش و هم چیزهایی که به آن اضافه شده اینها مجموعه الزامات دنیای شهری صنعتی جدید است. همان‌طور که اشاره شد، استفاده از باروت و فشفشه و انواع اینها، در واقع دستاوردهای تکنولوژی امروز است و به نوعی فناورانه کردن این آیین است. باروت، ترقه و فشفشه یکی از نمادهای قدرت و صنعت در دنیای مدرن است، به‌‌خصوص در مراحل اولیه آن. طبیعی است که در این فرآیند صنعتی شدن همه آیین‌ها و همه زندگی‌ ما به‌گونه‌یی با تکنولوژی درمی‌آمیزد و تکنولوژی به گونه‌یی آیین‌های سنتی و آیین‌های دیگر را احاطه می‌کند. باروت و همچنین چراغانی کردن دو نمادی هستند که وارد جشن سوری می‌شوند و بدین وسیله آیین چهارشنبه‌سوری را تکنولوژایس می‌کنند. علاوه بر اینها فرآیندهای جدیدتر مدرنیته هم چهارشنبه‌سوری را تحت تاثیر قرار داده‌اند. از جمله آنها رسانه‌یی شدن است؛ رسانه‌یی شدن به این معنا که به هر حال چرخه تولید و توزیع نمادها توسط رسانه‌ها صورت می‌گیرد، یعنی رادیوها، تلویزیون‌ها، ماهواره‌ها، اینترنت و فناوری‌های جدید ارتباطی. چهارشنبه‌سوری مثل بقیه آیین‌های دیگر ایران، به‌شدت تحت‌تاثیر این فرآیند رسانه‌یی شدن قرار گرفته است. ما نشانه‌های این رسانه‌یی شدن را می‌توانیم در مجموعه پیام‌هایی که درباره چهارشنبه‌سوری ساخته می‌شود، در قالب تبریک یا ایده‌هایی که رسانه ها برای چهارشنبه‌سوری وجود دارد یا گفت‌وگوهایی که به هر شکلی حول و حوش این جشن صورت می‌گیرد، و اینها از طریق موبایل‌ها، چت‌روم‌ها، وبلاگ‌ها، وب‌سایت‌ها یا از طریق رادیوها و تلویزیون‌ها انجام می‌شود. وجه دیگرش بازنمایی جشن سوری در رسانه‌ است. در گذشته، انسان‌ها بیش از اینکه در مورد آیین‌ها عکس، فیلم، طرح و نقاشی و تصویری را تهیه کنند بیشتر آن آیین‌ها را انجام می‌دادند، اما امروزه انسان‌ها بیش از آنکه آیین‌ها را اجرا کنند درباره این آیین‌ها سخن می‌گویند، عکس می‌گیرند، فیلم تهیه می‌کنند، بحث می‌کنند و ایماژها و تصویرهایی در مورد این آیین‌ها به وجود می‌آورند. به همین دلیل به نظر می‌رسد که حتی آیین‌هایی مثل نوروز یا جشن سوری وجه غالب‌شان، وجه بازنمایانه آنهاست نه خود آیین‌های اجرا شده. خب بازنمایی این آیین‌ها ابعاد این جشن‌ها را گسترده‌تر می‌کند و در عین حال بر معنای آنها هم تاثیر می‌گذارد. از این حیث ابعادشان گسترده‌تر می‌شود که اینها در جغرافیای پهناورتری مطرح می‌شوند، ما مثلاً می‌توانیم جشن سوری را در امریکا و اروپا و آفریقا و همه جای دنیا ببینیم؛ از طریق تلویزیون‌ها، شبکه‌های خبری و ماهواره‌ها و... البته این جهانی شدن جشن سوری فقط نتیجه بازنمایی آن نیست، مهاجرت به کشورهای دیگر و زندگی ما در آنجا بر جهانی شدن این آیین‌ها تاثیر گذاشته ولی وجه بازنمایانه چون راحت‌تر صورت می‌گیرد و امکانات بیشتری هم برای تولید تصاویر و ایماژها و همچنین برای انتقال اینها وجود دارد، باعث می‌شود که خیلی سریع گسترش پیدا بکند. در واقع در حال حاضر ما باید از دو چهارشنبه‌سوری یاد کنیم؛ یکی چهارشنبه‌سوری که بازنما شده و همان چهارشنبه‌سوری نمادین است و در محیط مجازی صورت می‌گیرد و دوم چهارشنبه‌سوری که در جهان واقع اتفاق می‌افتد. من فکر می‌کنم اهمیتی که چهارشنبه‌سوری پیدا کرده، بیشتر بر پایه همین چهارشنبه‌سوری نمادین و وجه بازنمایانه آن است. چرا که آنی هست که به سهولت قابلیت نقل و انتقال دارد، در محیط مجازی ماندگار می‌شود و به مثابه یک متن قابلیت خوانش و قرائت پیدا می‌کند و افراد و گروه‌ها می‌توانند درباره این متن سخن بگویند، گفت‌وگو کند، مشاجره و مناظره و بحث‌هایی را به وجود بیاورند. حتی اهمیت سیاسی جشن سوری را هم می‌توان در همین وجه بازنمایانه‌اش دید که در تلویزیون یا مطبوعات یا رسانه‌های دیگر بازنما می‌شود، ولی گذشته از اینها نفس بازنما ساختن چهارشنبه‌سوری یک نوع بازتاب واقعیت اجزای این جشن هم نیست، مثل بقیه امور بازنمایی معمولاً به شیوه گزینشی و متناسب با قرائتی است که رسانه از آن حادثه می‌خواهد ارائه کند. به همین دلیل چگونگی بازنما کردن با بینش‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که قرار است در واقع با کمک این بازنمایی شکل بگیرد، در ارتباط است. به تعبیر دیگر در جهان رسانه‌ها، جشن سوری یک نماد و نشانه است و هر رسانه‌یی سعی می‌کند متناسب با جهت‌گیری خودش و قرائت خاص خود این نمادها را عرضه کند. اگر به بازنمایی رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران از جشن سوری بنگریم می‌بینیم که در این بازنمایی بنابر ملاحظات و نگرش‌های خاص ایدئولوژیک و سیاسی که نظام سیاسی ایران نسبت به این آیین به مثابه یک آیین عرفی و دنیوی دارد، طبعاً در نهایت با یک سوگیری مثبت و همراه با تایید با این آیین برخورد نمی‌کند. بازنمایی و رمزگذاری از این آیین، به گونه‌یی است که به صورت ضمنی و گاه به طور صریح وجوه مخرب این جشن را یادآوری و تداعی و حتی گاه بزرگنمایی می‌کند. مثلاً اینکه در بحث جشن سوری به طور ضمنی، این جشن در مقوله خرافات طبقه‌بندی می‌شود و همچنین پیامدهای این جشن از لحاظ اقتصادی یا به لحاظ انسانی گاه به نحو مبالغه‌آمیزی، به‌خصوص وجه منفی‌شان بازنما می‌شود. مثلاً اینکه چه تعداد مجروح و آسیب‌دیده در نتیجه آتش‌بازی یا ترقه‌بازی یا چه مقدار ماشین، خانه یا وسیله مردم در نتیجه فعالیت‌های جشن سوری آسیب دیده، یا بی‌نظمی که در شهر به وجود آمده مثلاً ترافیکی که شکل گرفته و نارضایتی مردم در محله‌ها از مزاحمت جوانان و نوجوانان یا آلودگی صوتی ناشی از ترقه‌بازی یا حتی رنجش و دلخوری که ممکن است برخی افراد گروه‌های مذهبی از این جشن داشته باشند، همه اینها با برجسته‌سازی و تاکید در رسانه‌ها بازنما می‌شود. البته این بازنمایی وجوه منفی جشن سوری علاوه بر مبانی سیاسی که ممکن است داشته باشد، ریشه در همان نکته‌یی که پیش‌تر اشاره کردیم یعنی تقابل بین نسل‌ها هم دارد. ولی شیوه‌یی که برای تاکید بر بازنمایی وجوه منفی جشن سوری به خدمت گرفته می‌شود یک شیوه عقلانی است، یعنی رسانه‌ها تلاش می‌کنند توضیح بدهند که این تخریب‌ها یا آسیب‌دیدگی‌های جسمانی یا بی‌نظمی در شهر، تشدید ترافیک، آلودگی صوتی و… نه به دلایل ایدئولوژیک بلکه عقل سلیم حکم می‌کند که اینها اعمال زشت و ناپسندی هستند. اگر هم موانع سیاسی وجود داشته باشد، این مبانی در یک پوشش توجیه عقلی شده به مردم ارائه می‌شود. من فکر می‌کنم برای فهم چهارشنبه‌سوری ما نیاز داریم برگزاری این جشن را از منظر نوجوانان، جوانان و گروه‌های مختلف اجتماعی که آن را اجرا می‌کنند ببینیم. آنها هنگام اجرای این جشن چه دریافتی از انجام این کار و رفتارهای خودشان افاده می‌کنند. مسلماً بخشی از تحلیل و تفسیرهای پدیدارشناسانه‌یی که ما می‌کنیم و این جشن را در یک بستر ایدئولوژیک یا سیاسی قرار می‌دهیم، ممکن است برای بسیاری از جوان‌ها و نوجوان‌ها این معنا وجود نداشته باشد و آنها اجرای جشن سوری را بیشتر با توجه به مولفه‌ها و ویژگی‌های دیگری معنا کنند، برای مثال گسترش اوقات فراغت در جامعه یکی از ویژگی‌های مهم دنیای مدرن است. دنیای مدرن دنیای فراغتی شده است، مردم فرصت‌های زیادی دارند تا به تحقق فراغت‌های خودشان و شکوفا کردن استعدادهایشان بپردازند. بدون تردید چهارشنبه‌سوری برای بسیاری از گروه‌های اجتماعی مردم معنای فراغتی دارد و پاسخی است به نیاز گروه‌ها برای اینکه بتوانند در یک چارچوب اجتماعی قابل قبول این نیاز خودشان به لذت بردن تولید هیجان، سرگرم کردن و به هر حال پر کردن اوقات فراغت خودشان از طریق چهارشنبه‌سوری بپردازند. ولی شاید این بعد فراغتی کمتر به چشم بیاید و بعد فراغتی آن اغلب پنهان شود، چرا که فرض بر این است که مردم دارند یک آیین فرهنگی را بر اساس تعهد ملی و آیینی که به این آیین دارند، اجرا می‌کنند. من فکر می‌کنم بسیاری از این جوانان و نوجوانان ما، اساساً شاید این تعهد و تعلقات خاطر را به شکل فردی به این آیین نداشته باشند ولی معمولاً هفته آخر سال، هفته‌یی است که دانشجویان و دانش‌آموزان تعطیل هستند و در عین حال، به هر حال از بار تکالیف مدرسه و دانشگاه را هم زمین نهاده‌اند، در نتیجه آمادگی جسمی و روحی فراوانی دارند برای اینکه بتوانند به لذت بردن بپردازند. وجه دیگری که من فکر می‌کنم در چهارشنبه‌سوری خیلی مهم است، توجه به چهارشنبه‌سوری به مثابه یک کنش جمعی است که از طریق آن، افراد شبکه‌‌های اجتماعی خودشان را شکل می‌هند یا به تقویت شبکه‌های اجتماعی‌شان می‌پردازند. به‌خصوص در سال‌های اخیر این وجه چهارشنبه‌سوری اهمیت بیشتری پیدا کرده. در گذشته چهارشنبه‌سوری به صورت آیینی بود که حول و حوش نهاد خانواده صورت می‌گرفت، یعنی افراد و اعضای خانواده و خویشاوندان گردهم جمع می‌شدند و جشن‌‌سوری را بر پا می‌کردند، اما در سال‌های اخیر چهارشنبه‌سوری به مثابه آیینی که از طریق آن شبکه‌های دوستی و پیوندهای دوستی شکل می‌گیرند و تقویت می‌شوند، اجرا می‌شود، برای مثال در سال‌های اخیر در تهران و برخی شهرهای دیگر، تورهای چهارشنبه‌سوری به وجود آمده که دوستان جمع می‌شوند و از طریق این تورها به بیرون شهر می‌روند و آتش‌بازی و... می‌کنند و ساعاتی را خوش می‌گذرانند و باز به خانه‌هایشان بر‌می‌گردند. معمولاً این تورها، مرکب از دوستان هستند نه اقوام و خویشان و این یک پدیده کاملاً جدید است. در گذشته جشن سوری بر پایه روشن کردن آتش بر بام خانه‌ها بود و هر کس در خانه خودش این کار را می‌کرد. دلیل این مساله هم این بود که تلاش می‌شد این آیین به مثابه پاره‌یی از نهاد خانواده ایفای نقش کند اما در حال حاضر با توجه به اینکه کارکردهای خانواده تغییر کرده و حتی تا حدودی اهمیت خانواده مثل گذشته مورد توجه قرار نمی‌گیرد، طبیعتاً برپا داشتن جشن سوری و افروختن آتش بر بام خانه خود هم دیگر چندان مساله مهمی نیست. همچنین تحلیل جنسیتی جشن چهارشنبه‌سوری می‌تواند برخی از ابعاد معناکاوانه این جشن را در دنیای امروز آشکار کند، البته ما برای اینکه بتوانیم از نگاه‌های جنسیتی این جشن را ببینیم نیازمند بررسی‌های دقیق‌تری هستیم و آن هم اینکه آیا زنان این جشن را بیشتر اجرا می‌کنند یا مردان یا سهم هرکدام‌شان چقدر است. یا اینکه هر کدام از این افراد چه تلقی از این جشن دارند. من براساس مشاهدات و تجربه زیستی خودم در مورد جشن سوری می‌توانم بگویم جشن‌سوری برای جامعه امروز ما، برای جوانان و نوجوانان، هم یک جشن زنانه است و هم یک جشن مردانه، چرا که اولاً در سطح نوجوانان هنوز خیلی تفکیک‌های جنسیتی معنادار نیست، یعنی برای کودکان و نوجوانان هنوز تمایل‌های جنسیتی شکل نگرفته، چرا که این تمایزات معمولاً از سن بلوغ به بعد است که معنادار می‌شود. از طرف دیگر هم با توجه به ابعاد عرفی و دنیوی که در این جشن به وجود آمده، برخی از موانع و محدودیت‌هایی که در تفکیک‌های جنسیتی صورت گرفته و جنبه مذهبی دارند، در مورد جشن سوری صادق نیست، چرا که اساساً یک جشن مذهبی نیست و به معنای یک جشن عرفی کمتر حساسیت‌های جنسیتی خودش را آشکار می‌کند، اما گذشته از این دو نکته‌یی که عرض کردم چیزی که جشن سوری را بین مردان و زنان متمایز می‌کند، بیشتر کیفیت برگزاری این جشن است. دختران معمولاً در جشن سوری کمتر به طرف ماجراجویی‌های خطرآفرین می‌روند و معمولاً با ایستادن در کنار آتش و از روی آن پریدن و گفت‌وگو با همدیگر جشن را برگزار کنند، اما پسران بیشتر میل به ماجراجویی، تولید صدا و استفاده از مواد محترقه یا تبدیل صحنه اجرای آیین به یک صحنه پر هیاهو، پرماجرا، پر‌سر و صدا و پر‌مخاطره دارند. به نظر می‌رسد برای پسران صحنه اجرای جشن سوری صحنه‌یی برای بازنما ساختن ویژگی‌های جوانی و در عین حال مردانگی آنها است، اینکه از آتش نمی‌هراسند، از صدا باک و ابایی ندارند و آماده به خطر انداختن خودشان و دیگران هستند و به نوعی در واقع آن نقش‌ها یا هویت مردانه را بیشتر از خودشان نشان می‌دهند. به همین دلایل من تصور می‌کنم آیین سوری بعد جنسیتی دارد، نه از نوع تفکیک جنسیتی به معنای اینکه زنان جشن می‌گیرند یا نه، هر دو این را دارند انجام می‌دهند اما با تمایزاتی و هدف‌های جدا از هم که تلاش در بازنمایی آن دارند. تا حدودی زنان به گونه دیگری از این آیین استفاده می‌کنند. یکی از اینها این است که با توجه به اینکه در کوچه و خیابان یا بیرون شهر صورت می‌گیرد، برای زنان فرصتی است که هنگام برگزاری این جشن به نحو آزادانه‌یی وارد خیابان شوند و برای لحظاتی فضای عمومی را که محیطی مردانه است و دختران برای ورود به آن به طور تاریخی با موانعی روبه‌رو هستند، بتوانند به طور مجاز و مشروعی وارد کوچه و خیابان بشوند و از این فضا استفاده کنند. یا اینکه حضور دسته‌جمعی زنان در فضای عمومی برای شادمانی کردن، چیزی که به‌طور تاریخی در جامعه ایران با مشکلات و محدودیت‌های زیادی مواجه بوده‌اند، اما ما الان شاهد این هستیم که گاهی حتی رقص و آواز و پایکوبی هم انجام می‌دهند. بنابراین زنان به دلیل اینکه در فضای مدرن مقدار زیادی به برخی از این آیین‌های پیشا‌مدرن باور ندارند، آنها را ترک کرده‌اند، ولی به جای آن دارند ابعاد جدیدتری به این جشن می‌افزایند و به نحو متفاوتی از این جشن برای مقاصد زنانه خودشان استفاده می‌کنند که شاید بشود گفت، شادمانی کردن در جمع، حضور در عرصه عمومی پایکوبی در فضای عمومی سه مولفه اصلی است که در موقعیت عادی امکان استفاده از آن را ندارند. یکی دیگراز ابعاد مهم جشن سوری، قسمت جمعی و کارناوالی آن است. معمولاً در بحث‌های مربوط به فرهنگ معاصر گفته می‌شود که فرهنگ خصلت کارناوالی پیدا کرده، به این معنا که میل به انجام جشن‌ها و شادی‌ها به خصوص در فضاهای عمومی شهر گسترش پیدا کرده و در اغلب شهرهای بزرگ دنیا، این جشن‌ها وجود دارد و معمولاً بسیاری از شهرهای بزرگ، علاوه بر نمادهای تاریخی و نمادهای بزرگ شهری مثل برج‌ها، معمولاً یک کارناوال بزرگ هم دارند که به آن شهر هویت می‌دهد، مثلاً برای شهری مثل لندن کارناوال «ناتینگ هیل» بسیار شهرت دارد، یک سابقه 40 ساله‌یی هم دارد و هر ساله چند میلیون نفر آن را برگزار می‌کنند. در نیویورک، فرانکفورت و همه شهرهای بزرگ کمابیش وجود دارد. در جامعه ایران ما به طور تاریخی شیوه‌های مختلفی از برگزاری کارناوال در فضاهای عمومی را داشته‌ایم، البته از لحاظ معنا و مفهوم لزوماً عنوان کارناوال را به آن نمی‌دادند. می‌توان گفت جشن‌ سوری یک کارناوال ایرانی است که بسیاری از ویژگی‌های یک کارناوال را هم دارد، البته تفاوت‌هایی هم با کارناوال دارد، در این برنامه‌ها معمولاً همه مردم در میدان بزرگ عمومی شهر مجتمع می‌شوند و مسیری را طی می‌کنند و هنگام طی مسیر هم رقص و آواز خود را برگزار می‌کنند. در مورد چهارشنبه‌سوری این اتفاق نمی‌افتد ولی چیزی که اتفاق می‌افتد این است که اغلب مردم به صورت انفرادی یا جمع خانواده یا دوستان به کوچه یا خیابان می‌آیند و برای خودشان باز به صورت انفرادی آتشی برمی‌افروزند و جشن و پایکوبی می‌کنند، از این نظر یک نوع کارناوال را می‌توانیم مشاهده کنیم گرچه آن اتحاد و انسجام و همراه بودن و آهنگ کارناوال را به خودش نمی‌گیرد و ندارد. همچنین یکی از ابعاد مهم جدید چهارشنبه سوری، بوروکراتیک شدن این جشن است. طبیعتاً هنگامی که دولت‌ملت‌های جدید به وجود آمدند، همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ملت‌ها دستخوش تغییراتی شد، جشن‌ها و آیین‌ها و سنت‌ها نیز تافته جدا بافته نبودند و بر کنار از این تغییرات نماندند. دولت‌ملت‌ها نیاز داشتند تا جشن‌ها و آیین‌ها را برای تحکیم دولت‌ملت و تمرکز بخشیدن به قدرت خودشان به خدمت بگیرند و به بازتعریف مجدد این آیین‌ها پرداختند. در اروپا در قرن 18 و 19 با پیدایش دولت‌های ملی، مفهوم جشن‌های ملی به وجود آمد، شاید در گذشته چیزی به عنوان جشن ملی نداشتیم، حتی زبان ملی و سرود و پرچم و همه نمادهای ملی دیگر وجود نداشتند، بنابراین در اصل می‌شود گفت که خود دولت که دولت مدرن و متمرکز و مرکزی بود مفهوم ملی بودن را تولید کرد و به دنبال خودش آورد و مجموعه نوروز و جشن‌های همراه آن، در دوره مشروطه و به خصوص هنگامی که رضاخان سرکار آمد یک معنای جدیدی پیدا کردند با نام جشن‌های ملی که پیش از آن با این عنوان شناخته نمی‌شدند و در قاب یا چارچوب ایدئولوژی ناسیونالیسم قرار گرفتند، به خصوص نوروز، در زمان رضاشاه یک نوع ناسیونالیسم رمانتیک، فلسفه و سیاست فرهنگی دوران پهلوی را تشکیل می‌داد. در این فلسفه تلاش بر این بود که باقی‌مانده‌ها و بازمانده‌های فرهنگی دوران پیش از اسلام، بناهای تاریخی و اشیای موزه‌یی و هنرها از جمله آداب و آیین و رسوم ایرانی‌ها مجدداً احیا و در چارچوب مفهوم دولت استفاده شوند. چهارشنبه سوری در آن بستر ملی دولت جدید، طبیعتاً جایگاه مهمی داشت. با ظهور انقلاب اسلامی این چارچوب ناسیونالیسم رمانتیک به پایان رسید و برای مدتی هم با چالش‌های سیاسی جدیدی مواجه شد. اما با ظهور ایدئولوژی ناسیونالیسم اسلامی که به تدریج توسعه پیدا کرد تا به امروز رسید و معمولاً به گونه‌یی است که دولتمردان ما از واژه ایرانی اسلامی با هم یاد می‌کنند، طوری شد که این جشن‌های فرهنگی هم به تدریج در چارچوب خاصی از ایدئولوژی ملی دینی یا ملی مذهبی نوعی مشروعیت پیدا کنند و پذیرفته شوند، اما به هر حال تلاش دولت در این است که ابعاد این نوع جشن‌ها به نحو نظارت و کنترل شده‌یی استمرار و دوام پیدا کند. خب برای اینکه این کنترل و نظارت صورت بگیرد، طبعاً نهادهای مسوول در بخش‌های مختلف شهرداری، نیروی انتظامی و سایر نهادها، برنامه‌ریزی و تلاش می‌کنند تا بتوانند با کمک ابزارهای بوروکراتیکی که در اختیار دارند، حال قوانین و مقررات و ایجاد امکانات یا محدودیت‌های خاص، عملاً چهارشنبه‌سوری را در قاب دولت قرار دهند و معنای خاصی را برای آن ارائه کنند. تلاش نهادهای فرهنگی، نظامی و انتظامی برای نظارت و کنترل بر این آیین‌ها انجام می‌دهند، طبعاً چون هدف از بین بردن این آیین‌ها نیست بلکه کنترل کردن آنها است و با توجه به اینکه جشن سوری دارای ابعاد مخرب هم هست (از حیث عقلانی) طبیعتاً یک نوع همنوایی باطنی حداقل گروه‌های خاصی از مردم را با خودشان دارند و یک نوع حمایت اجتماعی برای اینکه این کنترل لازم و ضروری است و این باعث می‌شود دولت بتواند با این پشتوانه و حمایت اجتماعی گروه‌های بزرگسال، با توجه به این توجیه عقلانی که برای نظارت و کنترل وجود دارد می‌توان گفت که دستگاه بوروکراتیک دولت این توان را خواهد داشت تا اجرای این جشن را کنترل کند و در حال حاضر هم این تا حدودی انجام شده. بوروکراتیک کردن چهارشنبه سوری تا حدودی موفق به کنترل پیامدهای مخرب این جشن خواهد شد چرا که نیروی انتظامی از ورود مواد محترقه خطرناک جلوگیری خواهد کرد و در عین حال فکر می‌کنم در جلوگیری از آشفتگی در شهر موفق خواهد شد، چرا که حمایت هم دارد. ولی اینکه آیا این طرح می‌تواند در نهایت جشن سوری را به یک جشن دولتی تبدیل کند، چنین اتفاقی نمی‌افتد، چرا که در یک تحلیل نهایی نمی‌توان گفت دولت هم خواهان این است که جشن سوری را یک جشن کاملاً دولتی بداند، دلیل آن هم تفاوت‌هایی است که خاستگاه تاریخی و ماهیت عرفی است که این جشن دارد. دولت هم به عنوان یک دولت مذهبی، تمایل جدی به اینکه این جشن را دولتی بکند ندارد. بیشتر به نظر می‌رسد خواسته‌اش کنترل کردن و نظارت بر پیامدهای آن است و البته شاید بتوان گفت یکی از هدف‌های ضمنی نظارت و کنترل بر جشن سوری جلوگیری از تبدیل شدن این جشن به مثابه یک نماد اعتراضی یا یک نشانه سیاسی در تقابل با گفتمان سیاسی حاکم است. دولت از طریق مشارکت در این جشن و پذیرش تلویحی آن، عملاً بستر سیاسی را فراهم کرده است که کمتر بتوان این جشن را یک نشانه و نماد اعتراضی یا مواجهه و تقابل با گفتمان سیاسی روز بدانیم، به همین دلیل به مقداری که مشارکت دولت در این جشن افزایش پیدا می‌کند، عملاً بار معنای سیاسی آن کم می‌شود و این فرآیند بوروکراتیک شدن بیشتر محدود به جلوگیری از عوارض تخریبی آن خواهد بود تا اجرای این جشن در ایران دولتی و حکومتی بشود. بهر حال، بخشی از تخریب‌ها یا نابهنجاری‌هایی که در این جشن صورت می‌گیرد، اجتناب‌ناپذیر است، چرا که قشر نوجوان و جوان با‌ آن روحیه کنجکاوی و ماجراجویی، این تمایل را دارند که به نوعی از این فضاها استفاده کنند برای نشان دادن هویت نوجوانی خودشان و در همه جای دنیا کم و بیش این‌گونه هست که جشن‌هایی که متعلق به نوجوانان و جوانان است، سر و صدای بیشتر و آتش‌بازی و... و پیامدهای منفی همراه است، چیزی که شاید در نتیجه امروز زمان به وجود بیاید این است که خانواده‌ها و خود جوانان و نوجوانان در پرتو آگاهی‌های فرهنگی که به دست می‌آورند، اشتیاق و تمایل‌شان به اینکه بخواهند این جشن را بیش از آنچه در حال حاضر اجرا می‌شود، مخرب شود، این رو به کاهش است نه افزایش، از طرف دیگر خود واکنش‌هایی که دولت نشان می‌دهد تاثیرگذار

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

آمار سایت

  • شمارنده سایت:4,201,182
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:19
    • هفته جاری:3425