فرهنگ مردم و ادبیات عامه

تصویری از نمایش از فولکلور یونان باستانتصویری از نمایش از فولکلور یونان باستان

 متنی که ملاحظه می فرمایید مقاله ای است که نگارنده سال ها پیش آن را نوشته ام. این روزها به مناسبت تدریس جامعه شناسی هنرها و ادبیات بسراغ  نوشته های قدیمی ام می روم و برای استفاده دانشجویان  این درس آنها را بتدریج در اینجا می گذارم. ضمنا با انتشارات ثالث قرار گذاشته ام بزودی مجموعه مقالاتم در زمینه هنر و ادبیات را در اختیارشان قرار دهم تا بصورت کتابی چاپ شود.  هرچند اگر چند سالی صبر کنم شاید بتوانم مطالب ارزشمندتری در این زمینه بنویسم. اما شاید سیلی نقد به از حلوای نسیه باشد!

                                  

فرهنگ عامه یا فرهنگ مردم چیست؟: یک بررسی کوتاه و گذرا

 

این مقاله یک بررسی کوتاه درباره چیستی فرهنگ عامه یا فرهنگ مردم است. مسلما برای کسانی که در زمینه فرهنگ مردم فعالیت و تحقیق می کنند بهر حال نوعی تلقی و برداشت از حوزه کارشان دارند. اما چیستی و چگونگی فرهنگ مردم از همان ابتدای ظهور این حوزه از دانش تاکنون یکی از مباحث مورد بحث بوده است. نگارنده در این مقاله ضمن مرور کوتاه تاریخی درباره فرهنگ مردم، سعی کرده ام یکی از ابعاد این دانش یعنی قلمرو موضوعی آن و ویژگی هایش را تحلیل نمایم. در بخش پایانی مقاله یک مرور کوتاه به مطالعات فرهنگ مردم در ایران ارائه کرده ام. هدف از این مرور بیان دقیق تاریخ این مطالعات در ایران نیست بلکه اشاره ای است به این واقعیت که مطالعات فرهنگ مردم در ایران چگونه شکل گرفت و چه تحولی و توسعه ای داشته است. واضح است که شناخت و تحلیل دقیق موضوع چیستی و چگونگی فرهنگ مردم بررسی های بشسیار گسترده تری می طلبد و در اینجا هدف نگارنده بیشتر ارائه یک ساختار مفهومی و طبقه بندی از موضوع است و نه بیشتر.

 

ظهور مطالعات فرهنگ مردم

 

واژه folklor  مرکب از دو بخش folk  به معنی توده و مردم و lore  به معنی دانش است. این واژه نخستین باردر سال 1846م. توسط باستان شناس انگلیسی ویلیام جان تامزW.g.thoms(با نام مستعار "آمبروزمورتون"  ambrose mortonu) ساخته شد. ویلیام تامز ,فولکلور را به عنوان جانشینی برای اصطلاح نادرست "عتیقات عامیانه" پیشنهاد کردکه عتیقه شناسان انگلیسی و زبان شناسان آلمانی در نیمه نخست سده نوزدهم میلادی برای مطالعه راه و رسم زندگی طبقات پایین اجتماع ساخته بودند.

 

ویلیام تامز فولکلور را به گونه ای نظم علمی می دانست که موضوع آن بحث درباره دانش عامیانه و آداب و رسوم سننتی است . اگرچه از نیمه دوم قرن نوزدهم همگام با گسترش علوم اجتماعی و به خصوص مردم شناسی فرهنگی  cultural  anthropology شاخه علمی جدید فولکلور رفته رفته توسعه یافت .لیکن همیشه به عنوان یک نظام علمی که به موضوع خاصی می پردازد و در خود آن موضوع نیز گونه ای ابهام وجود دارد به کار رفته است . مثلا گئورگ هرزو می نویسد : فولکلور مسائل و بخشهایی از فرهنگ است که ابدی شده و با حکایت شفاهی – افسانه ها – آوازه های عامیانه و رقصها بیان می شود . در ایران هم اکثر کسانی که در زمینه گردآوری موضوعات فرهنگ عامه کار و تحقیق کرده اند تعریف هرزو را پذیرفته اند و عموما فولکلور را مجموعه ای از " دانستنیها " و اعمال و رفتاری دانسته اند که در میان عامه مردم سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود.

 

در حال حاضر در نتیجه تحقیقات زیادی که در کشورهای مختلف در زمینه گردآوری موضوعات فرهنگ عامه انجام گرفته است و در نتیجه توسعه علم مردم شناسی و قوم شناسی ,فولکلور به یک رشته علمی و دانشگاهی تبدیل شده است که در آمریکا و برخی کشورهای دیگر در مقاطع تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد و دوره های تخصصی تحصیل و تدریس می شود و به مطالعه فرهنگ عامه می پردازد و در زبان فارسی می توان آن را " فرهنگ عامه شناسی " نامید .

 

سنت

موضوع فولکلور پرداختن به جنبه های سنتی جامعه یعنی شیوه های اعمال و رفتار وعادات و باورهای سننت است. بنابراین در فرهنگ عامه شناسی  سنت یک واژه بنیادی است که این دانش را از دانشهای دیگر متمایز می کند . در زبان فارسی واژه سنت سه کاربرد عامیانه – مذهبی و علمی دارد . در کاربرد عامیانه واژه های سنت و سنتی مترادف کهنه و قدیمی و گاهی منسوخ و متروک هستند . در دین سنت مفهومی مقدس دارد و به معانی ودیعه الهی است که توسط گذشتگان به ما رسیده است و امکتن هیچ گونه دخل و تصرف و تغییری در آن وجود ندارد و نگهداری و آموزش آن به دیگران و نسلهای آینده وظیفه هر فرد دیندار است . از نظر علمای اسلام " سنت " معنای " طریقه " و " سیره " میدهد که مسلمانان ملزم به عمل کردن آن هستند.

در فرهنگ عامه شناسی تعریف و برداشت خاص علم مردم شناسی از سنت در نظر است . از دیدگاه سنت مجموعه افکار و اعمال و احساسات و در حقیقت میراث مشترک  زندگی اجتماعی یک گروه است که از نسلهای گذشته به جا مانده است . افراد معمولا برای انجام اعمال پذیرش افکار و بروز احساساتی که سنتی هستند نیازی به دلیل ندارند زیرا جنبه های سنتی فرهنگ نه تنها میراث گذشته است بلکه هر عنصرسنتی حامل یک ارزش و مبین داوری جامعه در باره چیزی است . هر جامعه ای آداب را به خوبی می شناسد و پاره ای از آنها را پسندیده یا نا پسند می داند . سنت حفظ داوریهای جامعه است و هر عنصرسنتی از یک ایده و ارزش حکایت می کند . بنابراین مجموعه الگوهای فرهنگی که ویژگیهای زیررا دارا باشند جزو بررسیهای فولکلوریک قرار دارند

1)      الگوهای فرهنگی که در بین عموم افراد جامعه رواج دارند و مردم آنها را پذیرفته و عمل می کنند.

2)      الگوهای فرهنگی که پذیرش و عمل کردن آنها به صورت " عادت اجتماعی "بوده و از نظر مردم بدیهی تلقی می شوند و نیازی به توجیه عقلی ندارند.

3)      الگوهای فرهنگی که به طور جمعی و در نتیجه زندگی اجتماعی و گروهی خلق شده اند و پدیدآورنده آن جامعه است و در مواردی که سازنده مشخصی دارد نا شناخته و از نظر مردم به کارگیری آنها بدون اهمیت تلقی می شود.

4)      الگوهای فرهنگی که معمولا در جامعه به طور صزیح و روشن قابل تفکیک از الگوهای جدید هستند و درکنار عناصر جدید قرار دارند و با آنها آمیخته شده اند.

5)      الگوهای فرهنگی که نه به طور خاص بلکه در مجموعه فعالیتهای زندگی افراد جامعه نقش و وظیفه ای را به عهده دارند. بنابراین می توان فرهنگ عامه را به عنوان موضوع فولکلور مجموعه ای از الگوهای فرهنگی سنتی دانست که چگونگی انیشه – احساس و عمل فرد را تعیین و تنظیم می کند . این الگوها گستره وسیعی دارند و تمامی جنبه های زندگی را در بر می گیرند. از چگونگی تولد نوزاد – مراحل رشد – زبان آموزی – بلوغ – ازدواج و شغل و... تا چگونگی مرگ و باورهای مربوط به آن.

سنتهایی که فرهنگ عامه را تشکیل می دهند به سه دسته تقسیم می شوند :

الف_ سنتهای مادی    ب _ سنتهای رفتاری     ج _ سنتهای گفتاری

الف _ سنتهای مادی : به مجموعه آثار – اشیاء – کالاها – بناها – و ابزارهایی گفته می شود که از گذشته بر جای مانده است. این بخش از فرهنگ عامه از آن حیث که معرف نوع افکار و احساسات و الگوهای رفتاری نسلهای گذشته و چنبه های سنتی جامعه کنونی است جزئی از فرهنگ عامه به شمار می آید. سنتهای مادی را چون در پاسخ به نیازهای مادی انسان شکل می گیرند و معرف افکار و ارزشهای مربوط به چگونگی پاسخهای جامعه به این نیازها هستند می توانیم به چهار دسته تقسیم کنیم : ابزارها (آلات موسیقی – ابزارهای جنگ – وسایل نقلیه – ابزارهای کشاورزی و ...) / مسکن (بناها و شهرها ) / خوراک (غذاها – نوشیدنیها – دارئها و ...) / پوشاک (انواع لباسها – کفشها – کلاهها – لباسهای جنگ – لباسهای کار و ....)

ب _ سنتهای رفتاری : مجموعه رفتارهایی که در جامعه میان عده زیادی از افراد مشترک است و نوعی فشار اجتماعی برای اجرا و عمل کردن به آنها وجود دارد و جنبه غیرشخصی و الگویی دارند. سنتهای رفتاری ریشه در نظام ارزشها و باورهای جامعه دارند و برای جامعه مهم تلقی می شوند اما میزان اهمیت آنها یکسان نیست برخی مهمتر بوده و عدم توجه به آنها مجازات به همراه دارد و برخی دیگر با فشار اجتماعی با ضمانت اجرایی کمتری توام است . سنتهای رفتاری در سه گروه جای دارند :  الف _ رسوم اخلاقی  ب _ شیوه های قومی  ج _ عرف و عادت .

رسوم اخلاقی مجموعه رفتارهایی است که برخاسته از ارزشهای جامعه می باشد و بی توجهی به آنها توام با فشارهای اجتماعی شدید است حال آنکه رعایت آنها مطلوب و پسندیده تلقی می شود و حیثیت اجتماعی برای فرد ایجاد می کند.

شیوه های قومی عبارتند از عادات یا روشهای سنتی انجام کارها که از میان آن دسته که شامل شیوه های مطلوب عمل باشند مجاز و یا مورد ترجیح و تمایل جامعه هستند. اگر چه تخلف از شیوه های قومی با مجازات همراه نیست اما فشاراجتماعی به مثابه ضمانت اجرایی آنها است . جشنها – آداب و آئینها نمونه هایی لز شیوه های قومی هستند.

عرف به آن دسته از رفتارهای اجتماعی گفته می شود که مورد پذیرش جامعه هستند.لیکن کمترین فشار اجتماعی اجرای آنها را ضمانت می کنند. رفتارهای عرفی در زمره ادب و نزاکت اجتماعی قرار دارند.

طبقه بندی مذکور از سنتهای رفتاری بر مبنای تحلیل جایگاهی است که این سنتها در نظام اجتماعی دارا هستند. لیکن از نظر عینی و سنتهای قابل مشاهده فرهنگ عامه می توانیم سنتهای رفتاری را به این صورت طبقه بندی کنیم :

1_ شعائر و تشریفات 2_ رسوم 3_ جشنها و اعیاد 4_ آئینها 5_ بازیهای عامیانه 6_ عرف و عادات اجتماعی 7_ موسیقی

ج _ سنتهای گفتاری مجموعه سنتهایی است که در قالب کلمات و جملات اظهار می شوند. این سنتها ریشه در اعتقادات – باورها – دانشها – فلسفه ها – ارزشها و نیازهای یک جامعه دارند . در واقع ادبیات عامیانه ارزش و اعتبار خود را از پیوندی که با جامعه و واقعیتها دارد اخذ می کند نه از جنبه هنری و زیبا شناسی . به عبارت دیگر مسئله اساسی در ادبیات عامیانه ویژگیهای اجتماعی آن است نه ویژگی های هنری .

جنبه های اجتماعی ادبیات عامیانه را می توان به صورت زیر توضیح داد:

1)   ادبیات عامیانه در طول تاریخ در کنار ادبیات رسمی و کلاسیک به صورتی ساده و آرام جریان داشته است.لیکن در کتابهای تاریخ ادبیات به ندرت نامی از آنها به میان می آید.زیرا ادبیات عامیانه تعلق به عوام و توده مردم دارد که آنها نیز یا توان نوشتن نداشتند و یا سلاطین و صاحبان قدرت امکان و اختیار این کار را از آنان سلب می کردند.

2)   ادبیات عامیانه ادامه کار و فعالیت و زندگی مردم است بنابراین جنبه تفننی و تجملی ندارد. بلکه مکمل عمل و وسیله ای برای ارتقا زندگی محسوب می شود. وابستگی ادبیات عامیانه به زندگی و واقعیت اجتماعی آن را به ادبیات واقع گرا مبدل می سازد.

3)   ادبیات عامیانه ساده و بی پیرایه است زیرا زندگی مردمی سرچشمه می گیرد که هنگام سخن گفتن جز بیان مطلب غرضی ندارند. و از سوی دیگراگر ادبیات عامیانه دشوار و پیچیده باشد درست به زبان جاری نمی شود و به سهولت از یاد میرود.در نتیجه امکان انتقال شفاهی آن از طریق سینه به سینه و نسل به نسل از میان میرود و به تدریج فراموش می شود بنابراین ناگزیر بی تکلف و به دور از پیرایه است.

4)   ادبیات عامیانه طبیعت گرا و متاثر از طبیعت است زیرا عوام در طبیعت زندگی می کنند و مدام در حال مبارزه با آن هستند و به این ترتیب حتی نوع گاو و اسبی که مطلوب مردم رنجبر روستایی است گاو قوی یا اسب بارکش است نه گاو خوش خط و خال یا اسب مسابقه.

5)   ادبیات عامیانه ادبیات سیاسی است. زیرا انعکاسی از مبارزه دائم مردم با ستمگران و صاحبان قدرت است و یا آنکه انعکاسی از آرزوهای حق طلبانه و عدالتخواهی و آزادیخواهی است .

6)   ادبیات عامیانه همگام با مقتضیات نسلها دگرگون می شود زیرا همواره حوادث و شرایط جدیدی به وجود می آید که اگرچه تغییراتی بطئی و کند است ولی ثبات همیشگی ادبیات عامیانه را برهم میزند و پیوسته آن را تغییر میدهد.

 

_ گونه های ادبیات عامیانه :

الف _ داستانهای عامیانه

داستانها و افسانه ها جزء کهن ترین آثاری است که از اندیشه و تخیل بشر به جای مانده است . مسلما پیش از آن که بشر وارد دوران تاریخی شود و روایتهای مهم زندگی خویش را به یاری نقوش و علائم قابل رویت برجای گذارد.به مدتی دراز افسانه ها را در نهانخانه ضمیرو مخزن حافظه خویش نگاه میداشت و سپس دهان به دهان و سینه به سینه به اخلاف خویش می سپرد.کهن ترین توجیهی که از کیفیت آفرینش و ایجادطبیعت و انسان شده به صورت افسانه ها به افراد ابلاغ می شد.افسانه ها قرنها پیش از آغاز زندگی بشر پدید آمده است . از همین رو تنها روزنه نورانی و پرتو روشنگری است که به تاریک خانه قرون و اعصار قبل از تاریخ می تابد. به نحوی که تنها طریق جهت پی بردن به آداب و رسوم و سنن و عقاید دینی و اجتماعی اقوام و قبایل ماقبل تاریخ روانشناسی تیره های باستانی و به طور کلی اطلاع یافتن از دامنه قدیم و تمایلات اقوام آن روزگار مطالعه افسانه های کهن است.

انواع داستانهای عامیانه :

1_ داستانهایی که زاده قریحه داستان سرایان است و اصل و ریشه تاریخی ندارد. مانند امیرارسلان – ملک بهمن – بدیع الملک - نوش آفرین – گوهرتاج و هزارو یکشب.

2_ داستانهایی که ریشه تاریخی و حماسی دارند اما بر اثر گذشت زمان رنگ و صبغه تاریخی خود را از دست داده و با جلوه های افسانه ای در آمیخته اندو لذا امروزه به افسانه شباهت بیشتری دارند .نظیر : ابومسلم نامه – تیمورنامه – اسکندرنامه – قصه امیرالمومنین حمزه (رموز حمزه )و مختارنامه .

3_ آن دسته از داستانهای مذهبی و دینی که انگیزه قهرمانان آنها جنگ با کافران و قلع وقمع کردن آنان به قصد ترویج دین اسلام است. خاورنامه و مختارنامه و اسکندرنامه از این جمله اند واز الگوی محتوای واحدی پیروی می کنند.در اسکندر نامه حتی اسکندر نیز با کافران می جنگد و آنها را مسلمان می کند.

4_ داستانهای عاشقانه ای که اگرچه مسائل عشقی و عاطفی زمینه اصلی داستان را تشکیل میدهند ولی در واقع وصال معشوق بهانه ای است تا پای قهرمان داستان را به ماجراهای گوناگونی نظیر جنگ با زشتیها و پلیدیها بکشاند. به عبارت دیگر انتقاد از وضعیت موجود اشاعه مفاهیم اخلاقی و جلوگیری از مفاسد اجتماعی و... از جمله پیامهای داستان محسوب می شوند.بعضی از این گونه کتابها با اندک تغییر و تبدیلی از روی کتابهای قدیم مانند هزارویکشب – سندبادنامه و نظایر آن نگاشته اند. هفت پیکر- بهرام گور – داستانهای حاتم طایی و دختر برزخ بازرگان – چهاردرویش – سلیم جواهری از این گروهند.سمک عیار و داراب نامه نیز زمینه ای عاشقانه دارند.

5_  داستانهای اخلاقی و حکمت آمیزی که در قالب تمثیل به بیان اصول و مفاهیم اخلاقی و پند و اندرز حکیمانه می پردازند. داستانهای کلیله ودمنه – چهل طوطی و برخی داستانهای هزارویکشب در این گروه قرار می گیرند.

6_ متلها:قصه هایی کوتاه با مضامینی سرگرم کننده و لطیف و آموزنده هستند که همه یا قسمتی از آن معمولا به صورت شعر یا مقفی یا شبه بحرطویل بیان می شوند. قهرمانان متلها را اغلب حیوانات و گاهی انسان و سایر مظاهر طبیعت تشکیل می دهند.

از جمله متلها می توان از خاله سوسکه – کک به تنور – داشت و نداشت و...نام برد.

7_ داستانهایی که متاثراز باور عوام راجع به موجوداتی چون : دیو – آل – پری – روح – شبح و غیره هستند که البته گاه برخی از آنها جنبه اسطوره پیدا می کنند . مانند عقایدی که درباره خدایان وعالم ماوراء الطبیعه وجوددارد.

ب_ اشعار عامیانه :

دومین بخش مهم ادبیات عامیانه فارسی را اشعار عامیانه تشکیل می دهند که شامل مجموعه گفتارهای منظومی که به مناسبتهای مختلف در حین کا و فعالیت – جشنها – آئینها – سوگواریها – در هنگام بازی و تفریح و یا برای خواباندن کودکان و سرگرم کردن آنها و یا به صورت ترانه های محلی همراه با موسیقی سنتی خوانده می شوند. این اشعار که اغلب سرایندگان نامعلومی دارند ترکیبی که از واژه های ساده و قابل فهم برای عامه مردم و دارای آهنگی خاص هستند. اشعار عامیانه معرف روحیات و افکار توده مردم و برخاسته از نیازهای طبیعی روزمره آنها می باشند.

لالایی ها – ترانه ها و اشعار مذهبی از انواع اشعار عامیانه محسوب می شوند .لالایی ها نقش مهمی در اجتماعی شدن کودکان ایفا می کنند به نحوی که می توان گفت اهداف و ارزشها و خواسته های خانواده و جامعه از طریق آنها به کودکان منتقل می شوند همچنین از آنجایی که لالایی های فارسی عموما به صورت محاوره ای و آمیخته با گویش محلی مناطق مختلف کشور می باشند. به زبان آموزی کودکان کمک می کنند.

مرثیه – نوحه – مولودیه و مدایح مذهبی از انواع اشعار عامیانه مذهبی هستند که نام برخی از آنها در ادبیات رسمی ما معلوم و مشخص است لیکن شعرهای مذهبی بسیاری نیز وجود دارند که شاعران آنها ناشناخته اند . نوحه ها و مرثیه هایی که به مناسبت ایام عاشورا و درباره کربلا سروده شده اند مهمترین اشعار مذهبی عامیانه محسوب می شوند.

ترانه ها بخش دیگری از اشعار عامیانه اند که پیام آنهاعشق و دوستی و شرف است و به علت وجود آهنگ یا سازی که آنها را همراهی می کند برای روستائیان و عامه نه تنها موجب سرگرمی و یا ارضاء معنوی و هنری می شود بلکه به مثابه یک نیاز واقعی است که با حرکات روزمره پیوندی نزدیک دارد.

ج _ زبان عامیانه :

سومین بخش از ادبیات عامیانه را "زبان عامیانه" تشکیل می دهد که کاربردهای زبانی بسیاری نیز دارد و در حقیقت یک نوع استفاده ساختگی از زبان محسوب می شود و نه تنها شامل مفاهیم لغوی است بلکه مواردی مانند کنایه ها – اشاره ها و تشبیهات را هم شامل می شود همان طور که زبان مکتوب ممکن است قواعد و سبکهای خاص خود را داشته باشد زبان عامیانه نیز با کاربرد عبارات و اصطلاحات و شیوه های بیانی خاص خود شکل می گیرد و اصولا یکی از ویژگی های آن متعلق بودن به جامعه و گروه خاصی است به نحوی که بین تمام اعضای آن جامعه یا گروه مشترک باشد . اجزاء زبان عامیانه عبارتند از :

1) اصطلاحات و عبارات محبت آمیزی که بوسیله پدران و مادران و فرزندانشان به کار برده می شوند.

2) اصطلاحاتی که افراد به عنوان چاشنی کلام به کار می برند و گاه ممکن است قراردادی باشند و یا به اشیایی خاص اطلاق شوند.

3) زبان تابو :گاه مردم از به کار بردن نام موجوداتی یا اشیایی که به نظام عقیدتی آنها مربوط می شود خودداری می کنند. و لذا زبان تابوشامل اصطلاحاتی است که مردم برای نامیدن اشیاء بدون کاربرد اسم حقیقی آنها مورد استفاده قرار می دهند.

4) ضرب المثل – مثل و تمثیل

5) چیستان

6) لطیفه ها و بذله گویی ها

 

تاریخچه بررسی های فولکلوریک

توجه به آداب و رسوم عامه و زبان گفتار آنها و نکات جالب توجه و شنیدنی ازقدیم الایام یکی از سرگرمی ها و موضوعات مورد نظر نویسندگان بوده است . معمولا در کتابهای مردم شناسی هرودوت مورخ یونانی را _ نخستین فردی می شناسد که در کتاب " تاریخ " خود درباره آداب و رسوم ملتها مطالبی نوشته است . در قرون وسطی مورخان و سیاحان و جغرافیدانان در کتابهای خود به مسائل فرهنگ عامه توجه داشتند و برخی واژه ها – رسوم و آئینهای مردم را ثبت و ضبط می کردند .در بین مسلمانان نیز عده زیادی از نویسندگان به برخی مسائل و موضوعهای فرهنگ عامه پرداخته اند و برخی از آنها مانند ابوریحان بیرونی و ابن خلدون مطابق روشهاو اصول خاصی که از نظر علم مردم شناسی امروزی هم معتبر است درباره این امور بررسی و تحلیل نموده اند .

همچنین ابوالحسن علی بن حسین مسعودی در قرن چهارم هجری در اثر خود به نام " مروج الذهب و معادن الجواهر " به کتابی از " ابو عقال دبیر " اشاره می کند که این کتاب اختصاص به فرهنگ عامه داشته است .

بنابراین می توان پذیرفت که جمع آوری موضوعات فولکلوریک به دوره هایی دورتر از آنچه تا کنون نوشته اند مربوط است .

در اروپا در قرن هفدهم حرکت مهمی برای ثبت مسائل فرهنگ عامه به وجود آمد . بالارد فرانسوی در 1711م. مجموعه ای از ترانه ها و عادات شفاهی مردم را جمع آوری نمود. گوتفرید هردر (1744_1803)شاعر و منتقد و فیلسوف آلمانی در آلمان تحقیقات فولکلوریک را توسعه داد. هردر معتقد بود که شعر صرفا از طریق توجه به بافت و زمینه جغرافیایی و قومی و فرهنگی آن قابل درک است و اشعار عامیانه نه تنها زاده فرایندهای عقلی بلکه نتیجه الهامات عارفانه و عواطف شدید هستند. وی عقیده متداول در آن روزگار را که ادبیات یونان را معیار سنجش ادبیات دیگر اقوام می دانست ردکرد و بیش از هر چیز به ادبیات قومی از آن جهت که تجلی بخش روح ملی بود تاکید نمود. به تبعیت از هردر محققان کشورهای اروپایی یکی پس از دیگری بر آن شدند تا روح ملی خویش را در گویشهای بومی قصه های عامیانه و ترانه ها و سرودهای محلی که به زبانهای محلی گفته و نوشته شده بود باز یابند.

در ایران به گفته ابوالقاسم انجوی شیرازی اولین فردی که مسائل فولکلوریک را گرد آوری و تالیف کرد آقای جمال خوانساری است.وی تحقیقاتش را در کتابی به نام عقاید انساء گردآوری کرد. عقاید النساء توجه مردم را جلب کرد و عامه آن را به اسم کلثوم ننه می شناسند.این کتاب دارای نثری شیوا و آمیخته به طنز است و برخی آداب و معتقدات زنان دوره صفویه در آن نوشته شده است.

سفرنامه هایی که مستشرقان و سیاحان اروپایی و غیراروپایی درباره ایرانیان نوشته اند یکی از مهمترین منابع فولکلوریک ایران است. سفرنامه های تاورنیه – شاردن – مادام دیو لافولا – اوؤن فلاندن – کلاویخو و کتابهای تاریخ کیانیان اثر کریستین سن دانمارکی سه سال در دربار ایران اثر فوریه و دهها اثر دیگر از جمله این بررسیها می توان ذکر نمود.

برخی از محققان غربی به تحقیق و تفحص علمی و دقیق در فرهنگ عامه ایران پرداخته و آثار ارزشمندی عرضه کرده اند. برای مثال ماسکویچ در 1934م. مجموعه ای از افسانه های عامیانه ایرانی را بررسی نموده است.

انقلاب مشروطیت موجب تحول در شیوه های سخن گفتن و نوشتن به زبان فارسی شد و فرهنگ عامیانه از ارزش و پایگاه بهتری برخوردار گشت. در این دوره برای روشن شدن اذهان مردم صحبت کردن به زبان ساده تری که قابل فهم عوام باشد ضروری بود و پیروی از زبان رسمی و کلاسیک گذشته موجب تاثیرگذاری کمتر نوشته ها می شد. آقا سید جمال ادین واعظ مشهور به اصفهانی اولین کسی بود که قبل از مشروطیت در منابر متعدد وعظ و خطابه های خود در اصفهان – شیراز – تبریز – مشهد و پایتخت منحصرا به زبان عامیانه صحبت می کرد. روزنامه های عصر نیز در ترویج زبان موثر واقع شدند. همچنین روزنامه فکاهی کشکول که به همت شیخ احمد کرمانی به زبان فارسی ساده و معمولی منتشر می شد روزنامه فکاهی حشرات الارض در تبریز روزنامه نسیم شمال روزنامه های شاهسون چاپ استانبول نوشته های علی اکبر دهخدا با نام چرند و پرند و نوشته های ایرج میرزا از جمله نمونه هایی بودند که به ترویج زبان و ادبیات عامیانه کمک کردند.

عده ای از محققان ایرانی در ابتدای قرن حاضر بین سالهای هزاروسیصد و هزارو سیصد وچهل به گردآوری موضوعات فرهنگ عامه پرداختند. به عنوان مثال امیرقلی امینی دو کتاب تحت عناوین هزار و یک سخن در امثال و حکم و فرهنگ عوام در زمینه ادبیات عامیانه تالیف نمود. فضل الله صبحی مهتدی به گردآوری قصه ها و افسانه های عامیانه مناسب کودکان و نوجوانان پرداخت و چند اثر در این زمینه تدوین کرد. محمد علی جمالزاده – صادق هدایت – محمد مکری – حسین کوهی کرمانی – محمدپروین گنابادی – محمد بهمن بیگی – محمود دانشور- صادق کیا – محمد جعفر محجوب – یحیی ذکاء – علی بلوکباشی – صادق همایونی – جلال آل احمد – احمد هاشم پور کریم و عده زیاد دیگری تا کنون در زمینه ادبیات عامیانه و فرهنگ عامه کتابهایی منتشر کرده اند.

فعالیت در زمینه فرهنگ عامه در ایران چنان گسترش یافت که اکنون بیش از صدها کتاب و مقاله در این مورد نوشته شده است . عمده آثار و تحقیقات انجام شده در این زمینه در دو کتاب به نامهای کتاب شناسی فرهنگ عامه و مردم شناسی ایران تالیف محمود زمانی و علی بلوکباشی و فهرست مقالات مردم شناسی گردآوری شده و در موسسه مطالعات و پی نوشتها : اجتماعی دانشگاه تهران درج گردیده است.

 

منابع :

1)تاریخ مردم شناسی . ژان پواریه . مترجم پرویز امینی . انتشارات خردمند . تهران . چاپ اول . 1370

2) ترانه های عامیانه ایران . مجله موسیقی . شماره 2 . دوره 3 . سال 1335.

3)جامعه شناسی هنر . امیر حسین آریان پور . دانشکده هنرهای زیبا . چاپ اول . تهران 1354.

4)راهنمای گردآوری سنتهای شفاهی. محمد طیب عثمان . مترجم عطاء الدوله رهبر . آناهیتا . چاپ اول . تهران 1371.

5)ریخت شناسی قصه های پریان . ولادیمر پراپ. مترجم فریدون بدره ای . توسن . چاپ اول . تهران 1371

6)ریشه های تاریخی قصه های پریان . ولادیمیر .پراپ . مترجم فریدون بدره ای . توسن . چاپ اول . تهران 1371.

7) زمینه فرهنگ شناسی . محمود روح الامینی . عطار . چاپ دوم . تهران 1368.

8)سنت. ماکس رادین . مترجم فریدون بدره ای . مجله فرهنگ و زندگی . شماره 4 و 5 .1350.

9)طبقه بندی قصه های ایرانی . اولریش مارزولف . مترجم کیکاووس جهانداری . چاپ اول .تهران 1371.

10) فرهنگ علوم اجتماعی . آلن بیرو . مترجم باقر ساروخانی .کیهان . چاپ اول . تهران 1366.

11)گذری و نظری در فرهنگ مردم . ابوالقاسم انجوی شیرازی . چاپ اول تهران 1371.

12)مبانی انسان شناسی . محمود روح الامینی . عطار .چاپ سوم .تهران 1368.

13)مبانی جامعه شناسی . عبدالحسین نیک گهر. رایزن . چاپ سوم.تهران 1371

14) مبانی جامعه شناسی. هانری مندراس . مترجم باقر پرهام . چاپ پنجم .تهران 1369.

15)مطالعه در داستانهای عامیانه فارسی . محمد جعفر محجوب. مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران.شماره 1 و 2 . سال 1341.

 

دیدگاه‌ها

گزینه‌های نمایش نظر

ترجیحات خود را برای طریقه نمایش نظرات انتخاب کنید و بر روی «ذخیره تنظیمات» کلیک کنید تا تنظیمات شما اعمال شود.

انسان شناسی فرهنگی

با سلام... ابتدای این مقاله با این جمله تامل بر انگیزآغاز می شود:سیلی نقد بهتراز حلوای نسیه باشد
همین جمله مرا وا می دارد که ببش از پیش بنویسم و از انتقاد باکی نداشته باشم.

سلام خسته

سلام

خسته نباشید.

من نمی دانم در دنیای امروز که تناقض فرهنگی شدیدی بر جامعه ما حاکم است چگونه می توان از فرهنگ عامه صحبت کرد

گزینه‌های نمایش نظر

ترجیحات خود را برای طریقه نمایش نظرات انتخاب کنید و بر روی «ذخیره تنظیمات» کلیک کنید تا تنظیمات شما اعمال شود.

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
Type the characters you see in this picture. (شنیدن واژه ها)

کلمات موجود در عکس را تابپ کنید

جدیدترین کتاب ها

مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران
تاریخ فرهنگی ایران مدرن
تاریخ فرهنگی ایران مدرن

جدیدترین نظرات

اسفندیاری
افشین منوچهرآبادی
طلیعه

آمار سایت

  • شمارنده سایت:907,445
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:985
    • هفته جاری:17616