The spam filter installed on this site is currently unavailable. Per site policy, we are unable to accept new submissions until that problem is resolved. Please try resubmitting the form in a couple of minutes.

دموکراسی و قصه عوام انگلیس

پارلمان بریتانیاچگونگی شکل گیری دولت پارلمانی و انتخابات و مشارکت مردم در قدرت سیاسی در بریتانیا از آموزنده ترین درس های تاریخ برای ملت هایی است که در راه دموکراسی مبارزه می کنند. در این نوشته کوتاه به طور اجمال شکل گیری و سیر تحول پارلمان در بریتانیا را شرح می دهم.

 

پارلمان بریتانیا در اواسط قرن سیزدهم در عهد هنری سوم میلادی (1216-72) بنیان گذاری شد که یکی از قدیمیترین پارلمان های انتخاباتی جهان مرکب از نمایندگان مردم است. در سال های 1250 تلاش هنری سوم برای ساختن و احیای کاخ وستمینیستر ابی ( ) که در نظر داشت آن را برای پسرش بسازد، اعتراض اشراف و ثروتمندان را بشدت برانگیخت. پادشاه برای بازسازی این کاخ می بایست مالیات های سنگینی از ملاکین و اشراف دریافت می کرد. این موضوع زمینه لختلاف و درگیری پادشاه و ملاکین را بوجود آورد و جنبشی بر ضد شاه را بوجود آورد.. در 1258 بارون ها (اشرافیان درباری) پادشاه را مجبور کردند پیشنهاد معروف به «لایحه آکسفورد» مبنی بر تشکیل «شورای بارون ها» که اختیار در عزل و نصب برخی مقامات را بدست می گرفت بپذیرد. سیمون دو مونتفورت، ارل یا خان منطقه لستر، رهبری جنبش بارون ها را عهده بود.

در 1259 لایحه قانون عمومی (کامون لو) توسط وستمینیستر تصویب شد که به موجب آن قدرت پادشاه در چارچوب قانون محدود می شد. هنری این محدودیت ها تحمل نکرد و میان بارون ها به رهبری سیمون دو مونتفورت و پادشاه جنگ های خونینی درگرفت که به «جنگ های داخلی» سال 1264 منجر شد. دو منتفورت برای مبارزه با پادشاه شوالیه ها یا جنگجویان محلی مناطق مختلف را فراخواند تا در مجلس او شرکت کنند. اگرچه دو مونتفورت در 1265 در یکی از جنگ ها کشته شد اما اقدام او در دعوت از شوالیه ها به منزله نمایندگان مردم عامی به مجلس اعیان در سال های بعد به صورت یک رویه و سنت در آمد. در واقع ایده مشارکت نمایندگان عوام در مسائل سیاسی از همین جا شکل گرفت.

در قرن چهاردهم در زمان ادوارد سوم (1327-77) پادشاه پذیرفت که بدون تصویب پارلمان اخذ هر گونه مالیات و خراج از مردم ممنوع خواهد بود. این قانون در واقع سنگ بنای تحقق واقعی تر پارلمان در بریتانیا شد. این قانون همچنان معتبر است. از 1341 به بعد نجبا و اعیان به منزله نمایندگان طبقه اشراف و بالا محل استقرار خود در پارلمان را از محل استقرار نمایندگان عوام و طبقه پایین جدا کردند. این امر باعث شد که در درون پارلمان دو بخش متمایز شکل گیرد: یکی هاوس آو لوردز «خانه اعیان» ( ) و دیگری هاوس آو کامونز یا خانه عوام ( ). که از آنروز تا کنون این ساختار با تغییراتی بجای مانده است.

 

در 1376 برای اولین بار ریس مجلس توسط نمایندگان انتخاب شد و دیگری پادشاه اختیار عزل و نصب آن را از دست داد. همچنین در این سال مجلس عوام این اختیار را بدست آورد که ماموران دولتی و درباری و کلیه کسانی که از سمت خود سوء استفاده کنند را شناسایی و برای محاکمه به مجلس اعیان که دادگاه در اختیار آنها بود بسپارد. در زمان هنری پنجم در قرن پانزدهم مجلس عوام دارای قدرت و اختیارات برابر مجلس اعیان برای تصویب قوانین شد.

 

در قرن شانزدهم در عهد هنری هشتم (1509-47) با اتحاد و الحاق ولز به انگلستان، پارلمان انگلیس به پارلمان بریتانیای کبیر تبدیل شد. در همین زمان است که «کلیسای انگلستان» از «کلیسای کاتولیک رم» جدا و پادشاه به عنوان ریس کلیسای انگلستان منصوب می شود. و از آن زمان تا کنون ملکه یا شاه ریاست کلیسا را عهده دار هستند.

 

در قرن هفدهم بعد از «شورش ایرلند» بین پارلمان و پادشاه یعنی چارلز اول بر سر رهبری و کنترل ارتش اختلا ف می افتد و به جنگ داخلی خونینی می انجامد که عاقبت در 1649 چارلز اول سقوط می کند.. چارلز اول پادشاه مستبد کاتولیک بود و با استناد به عقیده جا افتاده و پذیرفته آن روزگار معروف به «حق الهی پادشاهان» دوان رایت آو کینگز ( ) وجود پارلمان و رای مردم را مخالف آموزه های مذهبی می دانست.. از اینرو از سال 1628 بمدت 11 سال پارلمان را تعطیل کرد. این موضوع زمینه قیام مردم علیه او را فراهم کرد. اولیور کرامول (1599-1658) که یکط از نمایندگان پارلمان بود به کمک سربازان و اشراف بر علیه شاه قیام کرد و «جنگ های داخلی» ( ) بزرگ بریتانیا بوجود آمد و منجر به قتل پادشاه شد. کرامول بدلیل مخالف با نهاد سلطنت از پذیرش تاج خود داری کرد و خود را «لرد آو پروتکتر» نامید. کرامول دو سال از پیروزی در گذشت و چارلز دوم بر علیه پسر او قیام کرد و مجددآ سلطنت را احیا کرد. اما چارلز دوم راه پدرش را دنبال نکرد بلکه آزادی ها را گسترش و مجددآ پارلمان در 1660 بازسازی کرد و قدرت بیشتری به آن داد. اما جنگ ها داخلی ادامه یافت و حوادث سال های 1688 و 1689 منجر شد. در این جنگ ها عاقبت پارلمان پیروز می شود و حوادث این سال ها در تاریخ بریتانیا بنام گلوریس رولوشن یا انقلاب تابان ( ) نام می برند.

 

در نتیجه این انقلاب قانون مشهور به «بیل آو رایت » ( ) به تصویب رسید. به موجب بیل آو رایت پارلمان بر پادشاه و نهاد سلطنت سلطه و اشراف دارد و نمایندگان مجلس از حق آزادی تام و تمام بیان در مباحث و مذاکرات مجلس برخوردارند و هیچ مقام و فرد و قانونی نمی تواند هیچ گونه محدودیتی برای نمایندگان در اظهارات شان در پارلمان ایجاد کند. به موجب این قانون هیچ نماینده نباید در تمام طول زندگی اش به خاطر اظهار نظر مربوط به نمایندگی اش مواخذه، محاکمه، یا محروم از حقوق فرد و اجتماعی اش شود.

علی رغم تمام این پیشرفت ها تا سال 1887 در بریتانیا انتخابات عمومی برای پارلمان وجود نداشت. در این سال به موجب مصوبه ای تمام مردا ن بالاتر از 21 سال اجازه شرکت در انتخابات را پیدا کردند اما زنان همچنان از حق رای محروم باقی ماندند تا در سال 1828 بود که آنها نیز اجازه یافتند در انتخابات شرکت کنند.

 

اما تا سال 1949، مجلس اعیان که برخی از اعضای آن به طوری موروثی و برخی دیگر انتصابی هستند، قدرت جلوگیری از تصویب قوانین مجلس انتخابی عوام را داشت. تنها در این سال است که رسمآ چنین اختیاری از مجلس اعیان سلب شد. اکنون مجلس اعیان عملآ جنبه مشورتی و کارشناسی برای لوایح مجلس عوام را دارد. با توجه به این امر که بجز اقلیت اعضای مجلس اعیان (در حال حاضر 92 نفر از 700 عضو) بقیه اعضا تنها به دلیل شایستگی های علمی، فنی و کارشناسی و خبرگی در امور مختلف قضایط، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به عضویت مجلس پذیرفته می شوند، کارکرد اصلی مجلس اعیان تقویت بدنه فنی و کارشناسی پارلمان بریتانیا است.

 

مروری بر حوادث بالا نشان می دهد دموکراسی پارلمانی امروز بریتانیا محصول هفتصد پنجاه سال فراز و نشیب و دو جنگ داخلی خونین بوده است. هنوز نیز بعد از آنهمه تلاش در همین چهار پنج سال اخیر است که پارلمان برای نوسازی و دموکراتیک تر شدن طرح هایی اساسی فراهم نموده است. هنوز کلیه مصوبات مجلس باید به امضا ملکه برسند و آخرین مرحله تصویب کلیه مصوبات مجلس ممهور شدن به «مهر سلطنتی» رویال اسنت ( ) است. اگرچه آین امر جنبه تشریفاتی دارد و ملکه در پنجاه سال گذشته کلیه مصوبات مجلس را بدون دخل و تصرف مهر کرده اند، اما از نظر نمادین تایید نهایی مصوبات توسط ملکه به معنای آنست که هنوز «مشروعیت قوانین» از نهاد سلطنت سرچشمه می گیرد و رای مردم به تنهایی کفایت نمی کند.

ضمنآ نباید از خاطر دور داشت که وجود برخی نهادهای کارشناسی مانند مجلس اعیان و شوراهای مشورتی با برخی اختیارات، دارای کارکردهای مثبت و سازنده است، هرچند این نهادها انتصابی بوده و به نحو غیر دموکراتیک شکل گرفته باشند. تا زمانی که جامعه انسانی و عامه مردم از نظر سواد و توان درک و تحلیل مسائل اجتماعی به بلوغ کامل نرسیده اند، اینگونه نهادها می توانند نقش مثبت در روند تحول و پیشرفت جامعه انسانی ایفا کنند. این سخن به معنای نفی برتری خرد جمعی بر رای و نظر نخبگان نیست، بلکه تنها به معنای متعهدتر کردن دموکرسی به ارزش ها و اهداف متعالی انسان است که ممکن است در نتیجه غلبه نیازهای عامه فراموش شوند.

خوب، از این قصه چه نتیجه ای می گیریم؟ نتیجه خیلی ساده. اینکه اولآ دموکراسی و مشارکت مردم در سرنوشت شان چیز خوب و در عین حال دستیافتنی است، اما نیاز به تلاش و مبارزه دارد. ثانیآ دموکراسی فرایندی تدریج الحصول است و نمی توان با انقلاب یا تحول یا اصلاحات فوری و یک شبه کشوری که زیر ساخت های تاریخی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن آمادگی و بلوغ لازم برای دموکراسی را ندارد، به جامعه ای دموکراتیک تبدیل کرد. اگر چنین امری تحقق پذیر بود لابد اروپاییان که قرن هاست برای آن مبارزه و تلاش می کنند در همان چند صد سال پیش به آن رسیده بودند.

 

و اگر چنین چیزی ممکن بود ایران که در انقلاب مشروطه (1906-11) یعنی چند سالی زودتر از انگلستان حق شرکت زنان در انتخابات را پذیرفت می بایست زنان ایران موقعیت اجتماعی بهتری داشته باشند، اما می بینیم که هنوز فاصله میان مشارکت اجتماعی و حضور موثر و فعال زنان در مناصب مدیریتی و تولید علمی و فکری و .... فاصله چشمگیری با بریتانیا دارد. هنوز ایران در صد سال اخیر شخصیتی مانند خانم تاچر تربیت نکرده است که هنوز بعد از سال های کناره گیری از قدرت سایه اش همه جا پیداست.

دموکراسی برآیند رشد و توسعه نهایی و همه جانبه تمام نهادهای اجتماعی و فرهنگی است و وقتی تحقق می یابد که ابتدا در خانواده به عنوان واحد اجتماعی پایه فرهنگ دموکراتیک شکل بگیرد، یعنی مردان با زنان رفتاری مبتنی بر حقوق برابر داشته باشند، والدین و مدرسه با کودکان به نحو دموکراتیک رفتار کنند و اعتماد به نفس لازم را برای دفاع برخورداری از حقوق فردی در آنها پرورش دهند، تمام یا اکثریت نزدیک به تمام افراد حداقل سواد خواندن و نوشتن را داشته باشند، زیرساخت های اقتصادی جامعه توان تامین خواست های اکثریت افراد را داشته باشد، و در یک عبارت ساده «دموکراسی اجتماعی» به بلوغ رسیده باشد.

 

ایران معاصر به میزانی که در این زمینه رشد کرده است، به همان نسبت از نظر شاخص های دموکراسی نیز شاهد رشد و تحول چشمگیر بوده است. اما به خاطر داشته باشیم اگرچه نرخ شهرنشینی، آموزش، آموزش عالی، دسترسی به اطلاعات و ارتباطات، صنعتی شدن و ...در دهه های اخیر در ایران به شدت رشد کرده است، اما هنوز نه میلیون نفر بیسواد و یازده میلیون کم سواد (دارای تحصیلات پنجم ابتدایی و کمتر) در کشور وجود دارد. مردم ایران هنوز رعایت قانون، رکن اصلی هر گونه نظام دموکراتیک، را به منزله ارزش اجتماعی نپذیرفته اند.

به نظر بسیار از پژوهشگران رعاین قوانین راهنمایی و رانندگی یکی از گویاترین شاخص های درونی شدن نظم مبتنی بر قانون در جامعه مدرن است. ایران از این نظر در زمره ی ضعیف ترین کشورهای جهان است. آقای احمد مجیدی معاون وزیر راه در روز پنجشنبه دهم ژانویه اعلام کرد در سال 1380 در جاده های ایران 118000 نفر در نتیجه تصادفات رانندگی کشته شده اند که بیش از هفتاد درصد علت حوادث عدم رعایت قوانین بوده است. این رقم حتی از میزان سالانه کشته های ایران و عراق در جنگ هشت ساله هم بیشتر است. این رقم را با میانگین 207 نفر کشته در سال در بریتانیا مقایسه کنید تا عمق فاجعه قانون گریزی ما روشن شود. شاخص های دیگر مانند نرخ رشد اقتصادی، شکاف و فاصله طبقاتی و نابرابری اجتماعی، میزان های بزهکاری و اعتیاد و مسائل اجتماعی، فقر، بیکاری و .... را نمی گویم. تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.

پس نتیجه می گیریم که هم نباید نا امید شد و از تلاش و کوشش مجدانه و فداکارانه برای روشنگری و توسعه همه جانبه کشور دست کشید، و هم نباید بیش از توان ساختارهای اجتماعی کشور انتظار معجزه های دموکراتیک داشته باشیم. هم نباید به رفتارهای غیر دموکراتیک تا حد ممکن تن داد و یا توجیه های ایدئولوژیک مانند دیکتاتوری صالحین و .... را پذیرفت. بلکه باید برای ایجاد گفتمان و آگاهی انتقادی و توسعه و سازندگی کشور و اصلاح خود و خانواده و اطرافیان خود فداکارانه تلاش کرد و تلاش کرد و تلاش کرد. این تنها فرمولی است که تاکنون در تحقق و دستیابی به پیشرفت نتیجه بخش بوده است. به امید تحقق دموکراسی در تمام جهان.
+ نوشته شده در جمعه 9 شهریور1386ساعت 12:49 بعد از ظهر توسط نعمت‌الله فاضلی چگونگی شکل گیری دولت پارلمانی و انتخابات و مشارکت مردم در قدرت سیاسی در بریتانیا از آموزنده ترین درس های تاریخ برای ملت هایی است که در راه دموکراسی مبارزه می کنند. در این نوشته کوتاه به طور اجمال شکل گیری و سیر تحول پارلمان در بریتانیا را شرح می دهم.

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

آمار سایت

  • شمارنده سایت:4,203,479
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:325
    • هفته جاری:3430