لختی ها

لختی هالختی هاچیزی که بیش از هر پدیده ی دیگری در تما م سال های اقامتم در لندن مرا با حیرت مواجه ساخت، ”جنبش برهنگان“ که شاخه ایی از ”طبیعت گرایان“ (Naturists) است، بود. من ابتدا در برنامه ایی تلویزیونی به نام ”مردم برهنه “ (People Naked) که در تابستان 1999 از تلویزیون بی بی سی پخش شد با ”برهنگان“ آشنا شدم. این برنامه راهپیمایی تعداد زیادی، حدود 500 زن و مرد عریان و لخت کامل در لندن را نشان می داد. راهپیمایان برهنه خواهان قانونی شدن لباس نپوشیدن در خیابان ها و زندگی عریان بودند. رهبر این گروه، جوان 35 ساله ایی بود که ریش های بلندی داشت، و به روی درختی در میدان ترافالگار رفته بود و با بلند گویی خطابه غراء و بلندی را در دفاع از جنبش برهنگان ارائه می کرد. او مانند روحانی اخلاق گرا، مردم و پلیس را موعظه می کرد و خواهان آن بود که باید به ”برهنگان“ آزادی ها و حقوق اجتماعی اعطا شود. سخنان او بسیار اعجاب انگیز بود. من عینآ برخی گفته های او را یادداشت کردم که در اینجا نقل می کنم.

 

”آی مردم رفتار شما در برخورد با بدن هایتان ظالمانه و غیر اخلاقی است. با شما هستم، شما آدم هایی که لباس به تن می کنید، شما با لباس هایتان از بدن خود شخصیت زدایی می کنید و ارزشی که بدن شما فی نفسه دارا ست را کتمان می نمایید. بدن ما انسان ها نیازی به این ندارد که به کمک لباس زیبا شود، اجازه دهید بدن ها خودشان را نشان دهند، اجازه دهید بدن ما سخن بگوید، آنگاه در می یابید که من از چه حقیقتی پرده بر می دارم. آی آدم ها که لباس می پوشید، چرا بدن هایتان را خفه می کنید!. آی آدم ها که لباس می پوشید چرا نمی گذارید عطر بدن شما شامه شما را معطر کند. لباس از ما شخصیت زدایی (depersonalise) می کند و شخصیتی مصنوعی به ما آدم ها می دهد. خداوند اگر می خواست که انسان لباس به تن کند، او را با لباس خلق می کرد، همان طور که حیوا نات دیگر را با لباس آفریده است. آیا خداوند نمی دانست یا نمی توانست ما را با پوششی که امروز برای خود ساخته ایم خلق کند؟ اینکه ما را لخت آفریده است نشان آن است که خداوند می دانسته است که بدن ما به قدر کافی زیبا و جذاب است. آنها که با ما ”برهنگان“ مخالف اند از تمدن بویی نبرده اند. آنها انسان را نمی شناسند. آی بی تمدن ها، آهای زندانیان لباس های کثیف و زشت، بگذارید ما برهنگان آزاد، انسان ها را از قفس لباس هایی که قرن هاست به تن کرد ه اند آزاد سازیم. چرا عقلانی نمی اندیشید. برهنگی سرمایه عظیمی برای ما انسان بوجود خواهد آورد. لباس سرمایه ها طبیعی و اقتصادی ما را هدر می دهد. اگر پولی که برای لباس هزینه می شود را صرف گرسنگان عالم کنید، آیا می دانید که دیگر نه تنها گرسنه ایی به عالم نخواهد بود، بلکه حتی نیازی به تخریب بیشتر طبیعت برای تهیه غذا نیزنخواهد بود. آهای مردم گوش کنید. عادت ها را لحظه ایی فراموش کنید. ما برهنگان امروز بیش از شما از زندگی و بدن خود لذت می بریم. به جمع ما بپیوندی و زندگی تازه ایی را تجربه کنید. فریاد بزنید مرگ بر عادت، مرگ بر لباس، زنده باد طبیعت.“

 

در حاشیه سخنرانی جناب برهنه ایستاده بود، پلیس با بلند گو او را به سکوت و پایین آمدن از درخت فرمان می داد و مردم برهنه را پراکنده می کرد. عاقبت پلیس به بالای درخت رفت و پتویی به برهنه پوشاند و او را به پایین آورد.

در برنامه تلویزیونی دیگری در باره برهنگان زندگی یک زن و مرد شصت و وچند ساله را نشان می داد که در خانه و خیابان هرگز لباس نمی پوشیدند و همچنین از خوردن گوشت نیز پرهیز داشتند. فلسفه آنها زیستن بر اساس طبیعت بود. آنها از این اصل دفاع می کردند که انسان نباید در اصول طبیعی زیست دخل و تصرف کند و این تصرفات باید به حداقل ممکن کاهش یابد. در این برنامه ”برهنگان“ با بدن های عریان در حالیکه قسمت میانی بدن خود را در یک جعبه مقوایی قرا داده بودند، به خیابان ها می آمدند و هر گاه پلیس را می دیدند جعبه هارا به روی بدن خود می گذاشتند و به محض رفتن پلیس جعبه ها بر می داشتند.

طبیعت گرایی (Naturism) جنبشی بود که در دهه های اخیر ابتدا در آمریکا شکل گرفت و مرکزی در کالیفرنیا تاسیس کردند اما نتواستند موفقیت چندانی بدست آورند و گسترش پیدا نکردند. یکی از دلایل آن نگرش افراطی آن ها به دستاورهای فرهنگی بشر و مبارزه جدی که با فرهنگ داشتند است.
چیزی که بیش از هر پدیده ی دیگری در تما م سال های اقامتم در لندن مرا با حیرت مواجه ساخت، ”جنبش برهنگان“ که شاخه ایی از ”طبیعت گرایان“ (Naturists) است، بود. من ابتدا در برنامه ایی تلویزیونی به نام ”مردم برهنه “ (People Naked) که در تابستان 1999 از تلویزیون بی بی سی پخش شد با ”برهنگان“ آشنا شدم. این برنامه راهپیمایی تعداد زیادی، حدود 500 زن و مرد عریان و لخت کامل در لندن را نشان می داد. راهپیمایان برهنه خواهان قانونی شدن لباس نپوشیدن در خیابان ها و زندگی عریان بودند. رهبر این گروه، جوان 35 ساله ایی بود که ریش های بلندی داشت، و به روی درختی در میدان ترافالگار رفته بود و با بلند گویی خطابه غراء و بلندی را در دفاع از جنبش برهنگان ارائه می کرد. او مانند روحانی اخلاق گرا، مردم و پلیس را موعظه می کرد و خواهان آن بود که باید به ”برهنگان“ آزادی ها و حقوق اجتماعی اعطا شود. سخنان او بسیار اعجاب انگیز بود. من عینآ برخی گفته های او را یادداشت کردم که در اینجا نقل می کنم.
+ نوشته شده در جمعه 9 شهریور1386ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط نعمت‌الله فاضلی

 

دیدگاه‌ها

گزینه‌های نمایش نظر

ترجیحات خود را برای طریقه نمایش نظرات انتخاب کنید و بر روی «ذخیره تنظیمات» کلیک کنید تا تنظیمات شما اعمال شود.

ba salam matlab jalebi bod

ba salam
matlab jalebi bod man ghablan rajebe in goroh shenide bodam va inke jazirei be nam lokhtiha hast ke in goroh onja sakenan vali dar morede sehatesh chizi nemidonam vali hatman donbalesh miram dar zemn ostad be vebe man ham sar bezanidr
rastegar-sara.blogfa.ir
sara abdollahnezhad

گزینه‌های نمایش نظر

ترجیحات خود را برای طریقه نمایش نظرات انتخاب کنید و بر روی «ذخیره تنظیمات» کلیک کنید تا تنظیمات شما اعمال شود.

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
Type the characters you see in this picture. (شنیدن واژه ها)

کلمات موجود در عکس را تابپ کنید

جدیدترین کتاب ها

فرهنگ امروز ایران
مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران
تاریخ فرهنگی ایران مدرن

جدیدترین نظرات

آمار سایت

  • شمارنده سایت:3,183,767
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:841
    • هفته جاری:12958
کانال تلگرام دکتر فاضلی