• warning: Creating default object from empty value in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/img_assist/img_assist.module on line 1747.
  • The spam filter installed on this site is currently unavailable. Per site policy, we are unable to accept new submissions until that problem is resolved. Please try resubmitting the form in a couple of minutes.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.
  • strict warning: Declaration of image_attach_views_handler_field_attached_images::pre_render() should be compatible with views_handler_field::pre_render($values) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/image/contrib/image_attach/image_attach_views_handler_field_attached_images.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter::options_validate() should be compatible with views_handler::options_validate($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter::options_submit() should be compatible with views_handler::options_submit($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_term_node_tid::value_validate() should be compatible with views_handler_filter::value_validate($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/taxonomy/views_handler_filter_term_node_tid.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_term_node_tid_depth::operator_options() should be compatible with views_handler_filter_in_operator::operator_options($which = 'title') in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/taxonomy/views_handler_filter_term_node_tid_depth.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_plugin_row::options_validate() should be compatible with views_plugin::options_validate(&$form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_row.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_plugin_row::options_submit() should be compatible with views_plugin::options_submit(&$form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_row.inc on line 0.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.
  • strict warning: Declaration of views_plugin_style_default::options() should be compatible with views_object::options() in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_style_default.inc on line 0.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.
  • strict warning: Declaration of views_handler_field_comment::init() should be compatible with views_handler_field::init(&$view, $options) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/comment/views_handler_field_comment.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_field_comment_username::init() should be compatible with views_handler_field::init(&$view, $options) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/comment/views_handler_field_comment_username.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_boolean_operator::value_validate() should be compatible with views_handler_filter::value_validate($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter_boolean_operator.inc on line 0.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.

در ستایش زمان

در ستایش زمانزمان و مکان دو مقوله اصلی است که زندگی انسان در بستر آنها شکل می گیرد و هستی انسان و فرهنگ ها محصول و محصور زمان و مکان است. اما ما اغلب از اهمیت و طرز کار این دو مقوله مهم غافل هستیم. تعیین این که کدام مهمترند هم کاری بیهوده ای است چرا که یکی بدون دیگر ناممکن است. هرجا زمان هست، مکان هم نیز هست. و بالعکس. می دانم که فلاسفه درباره مفهوم زمان اتفاق نظر ندارند. حتی انسان شناسان هم نشان داده اند در فرهنگ های مختلف فهم ها و برداشت های متفاوتی از زمان دیده شده است. نمی خواهم در اینجا وارد این بحث شوم. من می دانم که چیزی بنام زمان وجود دارد زیرا ساعت مجی من اکنون آن را اندازه گیری می کند. من می دانم حوادث بسیاری تا این لحظه در گذشته رخ داده است. و می دانم که من بسوی لحظه ای در آینده در حرکت هستم. پس گذشته، حال و آینده مقولات زمان هستند که من بکمک تکنولوژی های سنجش زمان می توانم آنها را تعریف کنم. این تکنولوژی های محاسبه زمان امکان شناسایی ملموس مقوله زمان را به من می دهند.

انسان نه تنها برای محاسبه و پی برد به چگونگی گذر زمان بلکه برای گرامیداشت زمان آن را به شیوه های مختلف تقویم وطبقه بندی کرده است. جشن ها و آیین هایی مانند سال نو یکی از تمهیدات جهانی برای شناسایی، محاسبه و در عین حال گرامیداشت زمان و ارزش آن است. اینکه فراموش نکنیم که زمان هست و می گذرد و در هنگام عبور و مرور خود انبوه ارمغان ها و هدایا برای انسان بجای می گذارد. از این رو در تمام فرهنگ ها شروع سال نو اغلب با اهدا هدایا و بخشش های مادی و معنوی گوناگون است. زمان پذیرفته است که نه تنها سرنشینان و همراهنش بلکه انبوه همراهان آینده اش را با انبوه ثروت ها و هدایا مورد لطف قرار دهد. از اینروست که بدرستی گفته اند وقت طلاست. شاید درست بود واقعیت را می گفتند که طلا هم فرزند زمان است. چرا که اگر هزاران سال از عمر زمین نگذشته بود و انبوه تحولات در طول تاریخ در دل زمین رخ نداده بود، امروز طلایی و معدنی نیز وجود نمی داشت.

زمان ارزشمندترین کالای مولدی است که انسان دراختیار دارد زیرا بسیاری از مهمترین سرمایه های مادی و معنوی انسان به کمک زمان و در بستر تولید شده است. کلیه معادن و منابع درون و بیرون کره زمین که امروز ما از آنها استفاده می کنیم از جمله نفت، جنگل ها، زمین های حاصلخیر، دشت ها، کوهها، دریاها و آبهای زیر زمینی، معادن طلا و سنگ های قیمتی و سنگ های دیگر و دهها قلم کالای دیگر تمام محصول هزاران گذشت زمان و تحولات تاریخی طبیعت است. حتی اندام ها و ترکیب بدن ها و تکامل قوای هوش و استعداد ما نیز در طول زمان تحول یافته و بشکل کنونی به ما به ارث رسیده است. بعلاوه، تمام تمدن و فرهنگ ساخته انسان نیز محصول گذشت زمان و انباشت و تراکم تجربه های انسانی در بستر زمان است. اگر ما امروز می توانیم به کمک رایان ها با یکدیگر در سراسر جهان ارتباط برقرار کنیم، به این دلیل است که هزاران سال پیش ابتدا زبان، سپس الفبا، و بعد خط و توان خواندن و نوشتن را اجداد ما کشف کردند. همچنین هزاران سال دانش ریاضی و علوم و فنون دیگر در یک بستر تاریخ طولانی تکامل یافتند تا یکی از دستاوردهای آن امروز در اختیار قرار بگیرد. حتی صورت های سازمان و روابط اجتماعی ما انسان ها دقیقا حاصل همین گذار زمان است. نظام های خویشاوندی، ساختارهای اقتصادی و مالکیت و مدیریت منابع مادی برای تولید، توزیع و مصرف، همچنین اشکال سازماندهی و تولید و توزیع و کاربست قدرت سیاسی (جمهوری، پادشاهی و غیره) جملگی حاصل هزاران سال تاریخ است. علم، اسطوره، دین و هنرها و فلسفه ها نیز در بستر زمان شکل گرفته و توسعه و تحول یافته اند. بناهای تاریخی، اشیاء عتیقه باستانشناختی، خرده ریزهای باقی مانده از اجداد ما، آداب و رسوم سنتی یا قدیمی، آثار هنری و صنایع دستی، یادگارهای پیشینیان از سنت های شفاهی و گفتارهای لطیف (مثل ها، ضرب المثل ها، داستان ها و ..) گرفته تا سنت های مادی (پوشاک، غذا، فنون دامپروری و کشاورزی و ..) تا سنت های رفتاری (آداب و رسوم) و سنت های معنوی (اعتقادات، علوم و باورها) همه و همه امروز سرمایه هایی هستند که ما امروز به کمک آنها زندگی می کنیم. تمام اینها ذیقیمت اند زیرا تاریخی بر آنها گذشته است.

اما ازاشکال جمعی سرمایه های مادی و معنوی که زمان برای انسان تولید می کند که بگذریم، شاید بتوان گفت ملموس ترین دستاورد زمان، وجود و هستی فردی انسان است. هر یک از ما در لحظه معینی از زمان بی اختیار خودمان لاجرم پا به عرصه گیتی می گذاریم و در لحظه معین دیگر نیز بدون اختیار و میل ما آن را لاجرم وداع می گوییم و در بستر زمان فاصله بین این آمد و رفتن را که یک سفر کوتاه تاریخی است طی می کنیم. یعنی یک ارگانیسم زنده یا نوزاد چند ماهه ای به دنیا می آییم و بصورت ارگانیسم بی جان پس از چندین سال، این جهان را ترک می گوییم. ما در طول زمان نوزادی، طفولیت، نوجوانی، بلوغ، جوانی، کمال، میانسالی، بزرگسالی، سالمندی و کهنسالی را پشت سر می گذاریم. ئر این فرایند گذار زمان ها سرمایه های مادی و معنوی تولید و مصرف می کنیم. هر لحظه عمر ما حاصل جمع زمان هایی است که گذرانده ایم. نوزادی، طفولیت، بلوغ، کمال، جوانی و دیگر واژه ها چیزی نیستند جز بیانی از انباشت لحظه ها بعلاوه داشته های تجربه زیسته فرد. یکی از دستاوردهای گدشت زمان این بوده است که انسان به ارزش زمان بیشتر واقف شود. برای همین هرچه به دوره حاضر نزدیک تر می شویم لحظات قدر و منزلت بیشتری پیدا می کنند. در گذشته نه چندان بیشترین ارزش را برای سالمندان قائل بودیم زیرا آنها زمان بیشتری را تجربه و انباشته بودند و کودکان و نوجوانان جایی نداشتند چرا که زمان انباشته و تجربه شده آنها اندک بود. اما امروز کودکان هم منزلت و ارزش بزرگسالان را یافته اند زیرا همان دوره کوتاه زندگی و زمان گذشته بر آنها ارزشمند است. ارزش زمان چنان شده است که هر لحظه آن بی نهایت قیمت یافته و قدر می بیند. اما چه چیزی منشاء اینهمه ارزش برای زمان می شود؟ چرا زمان اهمیت دارد؟ ساز و کار زمان در تولید ارزش چیست؟ تا آنجا که به نقش زمان در تولید ارزش های مادی می شود (مثل منابع و معادن که حاصل هزاران سال عمر طبیعت و تحولات آن است) موضوع چندان مبهم نیست زیرا این منابع در تآمین نیازهای زیستی انسان نقش دارند و انرژی لازم و ضروری برای ادامه حیات ما را تولید می کنند. اما ارزش های اجتماعی زمان به آن روشنی و مادیت نیست. به همین دلیل ارزش زمان تابع فهم ما از زمان و نسبت آن با ارزش ها و باورهای دیگر ما می شود. همین نسبیت باعث می شود که ارزش زمان را درک نکنیم و غافلانه آن را از دست بدهیم. دنیای مدرن با سنجش پذیر و کمی کردن زمان، این امکان را فراهم کرد تا ما بتوانیم آگاهی بیشتری به زمان پیدا کنیم. در گذشته زمان در واحدهای بزرگ مانند فصل و سال و ماه شناخته می شد و تابع تحولات طبیعی بود. اما اکنون ما ثانیه ها را مبنای حرکت زمان می دانیم. آنگاه که ساعت نبود، تحویل سال لحظه مهمی بود زیرا تنها لحظه ای بود که ما مادیت یا وجود زمان را حس می کردیم. اکنون نیز تحویل سال لحظه مهمی است زیرا یادگار روزگارانی است که تکنولوژی زمان سنج ما طبعیت و رخدادهای آن بود. لحظه تحویل سال حس نوستالژی تاریخی ما را بر می انگیزد گویی به روزگار کودکی و دهکده قدیمی سر سبز آباء و اجدادی مان سفر می کنیم، روزگاری که مهمرین راه معیشت ما کشت و کار در مزرعه های سبز یا صید ماهی ها و آب زیان بود. اما بدون تردید ما زمان را دیگر به کمک آیین های نوروز نمی شماریم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 فروردین1386ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط نعمت‌الله فاضلی

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

آمار سایت

  • شمارنده سایت:4,140,416
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:175
    • هفته جاری:3346