• The spam filter installed on this site is currently unavailable. Per site policy, we are unable to accept new submissions until that problem is resolved. Please try resubmitting the form in a couple of minutes.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.
  • strict warning: Declaration of image_attach_views_handler_field_attached_images::pre_render() should be compatible with views_handler_field::pre_render($values) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/image/contrib/image_attach/image_attach_views_handler_field_attached_images.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter::options_validate() should be compatible with views_handler::options_validate($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter::options_submit() should be compatible with views_handler::options_submit($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_term_node_tid::value_validate() should be compatible with views_handler_filter::value_validate($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/taxonomy/views_handler_filter_term_node_tid.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_term_node_tid_depth::operator_options() should be compatible with views_handler_filter_in_operator::operator_options($which = 'title') in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/taxonomy/views_handler_filter_term_node_tid_depth.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_plugin_row::options_validate() should be compatible with views_plugin::options_validate(&$form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_row.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_plugin_row::options_submit() should be compatible with views_plugin::options_submit(&$form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_row.inc on line 0.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.
  • strict warning: Declaration of views_plugin_style_default::options() should be compatible with views_object::options() in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_style_default.inc on line 0.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.
  • strict warning: Declaration of views_handler_field_comment::init() should be compatible with views_handler_field::init(&$view, $options) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/comment/views_handler_field_comment.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_field_comment_username::init() should be compatible with views_handler_field::init(&$view, $options) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/comment/views_handler_field_comment_username.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_boolean_operator::value_validate() should be compatible with views_handler_filter::value_validate($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter_boolean_operator.inc on line 0.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.

درآمدی کوتاه بر چیستی جامعه شناسی ادبیات

این مقاله مروری کوتاه بر جامعه شناسی ادبیات و شاخه ها و رویکردها و موضوعات آن است. نویسنده مقاله عباس تیموری آسفچی است و مقاله ابتدا در روزنامه ایران در دیماه ۱۳۸۱ منتشر شده است. حسن این مقاله سادگی بیان آن است اگرچه کاستی های نظری بسیاری نیز دارد. اما برای کسانی که قصد آشنایی اولیه با این حوزه را دارند مفید است. عکسی هم که ملاحظه می نمایید لوسین گلدمن از نظریه پردازان اصلی جامعه شناسی ادبیات است که بسیاری از آثار مهم او بوسیله محمد جعفر پوینده بفارسی ترجمه و انتشار یافته است.

درآمدی بر جامعه شناسی ادبیات

عباس تیموری آسفچی

چاپ شده در روزنامه ایران 6 دی ماه 1381

جامعه شناسی ادبیات به عنوان یکی از شاخه های تخصصی جامعه شناسی در اواخر قرن نوزدهم شکل گرفت ودر قرن بیستم با اندیشه ها و آثار فیلسوف مجارستانی به نام جرج لوکاچ به نقطه عطف خود رسید. علاوه بر لوکاچ متفکرانی چون اریش کوهلر، لوسین گلدمن و میخائیل باختین هر یک به نوبه خود در شکل گیری و شکوفایی این رشته سهم بسزایی داشته اند.
جامعه شناسی ادبیات به عنوان یک دانش میان رشته ای از یک طرف نقطه اوج علوم ادبی است که به زبان شناسی و فلسفه مرتبط می شود و از طرفی دیگر با علوم اجتماعی و تاریخ ارتباطی تنگاتنگ دارد.
ریشه های جامعه شناسی ادبیات را باید در فلسفه بویژه فلسفه کلاسیک آلمان جست. چرا که بسیاری از اصول و مبانی این رشته با توجه به عقاید فلسفی کانت، هگل، مارکس و شیلر شکل گرفته است.
جامعه شناسی ادبیات و جامعه شناسی ادبی
«جامعه شناسی ادبیات» که بخشی از جامعه شناسی عمومی است به «فرامتن» و بهتر بگوییم هرآنچه که خارج از خود متن است، می پردازد. در این حوزه، تولید و توزیع کتاب، خوانندگان، نویسندگان، منتقدان، نهادهای ادبی و... قرار می گیرند و اما «جامعه شناسی ادبی » که یکی از شاخه های علوم ادبی است، توجه خود را به «متن و معنای متن» معطوف می کندو به دنبال گسترش درک متن و تأویل آن است و با رویکردی زبان شناسانه از دیدگاههای واج شناسی، آواشناسی، دستور زبان، نشانه شناسی و معناشناسی به بررسی متن و معنا و تفسیر آن می پردازد. ژاک دریدا، میشل فوکو، رولان بارت، ویلتای و لویی آلتوسر از جمله دانشمندان معاصری هستند که در این حوزه فعالیت می کنند.
درحوزه جامعه شناسی ادبیات دو دیدگاه قابل طرح و مورد بحث است. یکی دیدگاه ماتریالیستی و دیگر دیدگاه ایده آلیستی که البته به هر دو دیدگاه انتقاداتی نیز وارد است. ماتریالیستها بین ادبیات و جامعه پیوندی بازتابی و مکانیکی برقرار می کنند و ادبیات را تنها به بازتاب مسائل اجتماعی و بویژه اقتصادی محدود می کنند. نگاه آنان به ادبیات تک بعدی است و استقلال زیبایی شناختی ادبیات و پدیده های ادبی را نادیده می گیرند. در واقع جامعه شناسان ادبیات که دیدگاهی ماتریالیستی دارند با سطحی نگری قادر به درک و تعریف پدیده پیچیده ای چون ادبیات نیستند و همچون دیدگاه مجرد ایده آلیستی که مدعی استقلال مطلق آفرینش هنری وادبی است. ایده آلیستها ارتباط پیچیده بین آفرینش ادبی با واقعیت اجتماعی را نادیده می گیرند و آنقدر با ادبیات مجرد و ایده آل برخورد می کنند که به روح مطلق می رسند و از واقعیت اجتماعی دور می شوند. آنان به کلی منکر پیوند ادبیات با پدیده های اجتماعی و تاریخی می شوند.
جامعه شناسی ادبیات سه جزو لاینفک کتاب، اثر ادبی و خواندن دارد که هر کدام به طور تخصصی در شاخه های جامعه شناسی کتاب، جامعه شناسی آفرینش ادبی و جامعه شناسی خواندن مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرند.
جامعه شناسی کتاب: در این حوزه جامعه شناس به شیوه تولید و توزیع کتاب می پردازد و اینکه چرا کتابی در یک دوره پرفروش تر از دوران دیگر است؟ چرا کتاب خاصی را گروه معینی می خوانند؟ چرا بعضی کتابها با وجود داشتن ارزش ادبی و هنری مخاطب خود را پیدا نمی کنند؟ چرا فروش کتاب در بعضی جوامع پایین است؟ و جامعه شناس ادبی برای این منظور به بررسی فعالیت نهادهایی چون دانشگاه، فرهنگستان، کتابخانه ها، محافل ادبی، سانسور و حتی جوایز ادبی می پردازد که در تولید و پخش کتاب و حتی آفرینش آن نقش بسزایی دارند.
جامعه شناسی آفرینش ادبی که به نویسنده برمی گردد و حوزه فعالیت خود را بر روی اندیشه و زبان متمرکز می کند، رابطه ای بسیار نزدیک با واقعیت اجتماعی دارد. البته این بدان معنا نیست که تنها محدود به واقعیت جامعه می شود.
یکی از موضوعاتی که در آفرینش ادبی به آن پرداخته می شود، تحلیل رابطه صورت و محتوا است. که اریش کوهلر آفرینش ادبی را وحدت جدایی ناپذیر صورت و محتوا می داند. و انطباق کامل صورت و محتوا را معیاری برای اثرهنری برمی شمارد.
به عقیده کوهلر، این محتواست که صورت را می آفریند و درمقابل صورت نیز آفریننده محتوا است. بدین معنا که یک محتوای معین نمی تواند در هر صورتی بیان شود. صورت شفاف ترین بازتاب واقعیت است که تفسیر این واقعیت برعهده محتوا است و به اندازه همین محتوا تابع واقعیت.
جامعه شناسی خواندن:
امروزه یکی از وجوه قابل توجه و بسیار مهم و پیچیده در حوزه جامعه شناسی ادبیات، «خوانش متن» است. «خواندن» در واقع مکالمه ای بین متن و فرامتن است. از دیدگاه «جامعه شناسی خواندن» همانقدر که کار نویسنده و آفرینش هنری و ادبی او، کاری خلاق است، خوانش از سوی خواننده نیز به همان میزان به خلاقیت نیاز دارد. فرآیند «خوانش» پروسه ای فعال بین متن و ذهن خواننده است یعنی ارتباطی تنگاتنگ بین تولید و دریافت اثر.
جامعه شناسی خواندن درپی یافتن پاسخ سؤالاتی اینچنین است: چرا خوانندگان از یک اثر واحد برداشتهای متفاوتی دارند؟ چرا ازیک اثر ادبی در دوره های مختلف برداشتهای متفاوتی می شود؟ چه رابطه ای بین ساختار متن و برداشت خواننده می تواند وجود داشته باشد؟ آیا افق انتظار خواننده در درک و تفسیر متن دخیل است؟ عواملی چون تحصیلات، سابقه و پیش زمینه های ذهنی، موقعیت اجتماعی و سطح طبقاتی خواننده تاچه میزان در نوع خوانش او و در نتیجه نوع تفسیرش از متن تأثیر دارند؟
اثر ادبی ساختاری واحد ندارد تا همه مخاطبان از آن برداشتی واحد داشته باشند. بلکه ساختار حاکم برمتن چند وجهی است و این چند بعدی بودن متن باعث خوانشهای متفاوت و درپی آن تأویلهای گوناگون ازمتن می شود.
خوانش متن تنها محدود به دریافت پیام متن نمی شود. خوانش متن به معنای توانایی رمزگشایی و رمزخوانی از جانب فرامتن است.
ذهن خواننده ذهنی منفعل نیست. خواننده با توجه به پیش زمینه های ذهنی و جهان نگری اش، با توجه به تجربیات آرزوها و انتظاراتش با متن برخورد می کند. در واقع فرامتن، متن را همانطور می خواند و درک می کند که خودش از متن انتظار دارد.
بدین ترتیب برداشت و تفسیر هر خواننده از متن تنها و تنها مختص خودش است و هر متن به تعداد مخاطبان خود می تواند خوانشهای متفاوت داشته باشد.
لوسین گلدمن دراین مورد می گوید: «خالق اثر هنری جمع است». در خلق یک اثر، مؤلف می تواند یکی ازعوامل یا فاعلها باشد. فرامتن به اندازه نویسنده درخلق و آفرینش اثر نقش دارد. جامعه، مردم، تاریخ، فرهنگ، واقعیت زمانه، خوانندگان هر کدام به اندازه مؤلف در شکل گیری اثر دخیل و سهیم هستند.
ژاک دریدا «خواندن» را نوعی ساخت شکنی می داند. دریدا به دو نوع خواندن معتقد است. خواندن به شیوه کلاسیک که به درک معنای ظاهری اثر می انجامد و خواندن به شیوه ساخت شکنانه که ما را به معنای پنهان اثر می رساند. و از این دیدگاه خواندن نوعی تأویل هرمنوتیک است. در حوزه هرمنوتیک هر معنایی نسبی است. معنای یگانه و تغییر ناپذیر وجود ندارد. و هر متن برحسب خوانش های متفاوت معانی گوناگون دارد که هیچ کدام معنای نهایی و قطعی نیستند.
تئوریهای جامعه شناسی خواندن، محصول ادبیات مدرن و فرامدرن است. در ادبیات کلاسیک آنقدر نقش مؤلف و خالق اثر برجسته و غلیظ بود که دیگر جایی برای فرامتن و حتی متن باقی نمی گذاشت. حضور مؤلف در متن آنقدر پررنگ و واضح بود که متن و فرامتن را درخود حل می کرد. اما به تدریج در ادبیات مدرن و فرامدرن حرکتی برای حذف مؤلف و درعوض برجسته کردن نقش فرامتن صورت گرفت. به طوری که حکم به «مغلوبیت و مرگ خالق» اثر هنری و ادبی داده شد.
رولان بارت با تئوری «مرگ مؤلف» خود، در واقع خواننده را به عنوان یک نیروی خلاق دوباره احیاء کرد، که نه تنها قدرت دخل و تصرف درمتن را دارد بلکه گاه جای مؤلف را هم اشغال می کند.
تئوری مرگ مؤلف نوعی اقتدارشکنی است. اقتداری که در ادبیات کلاسیک از آن مؤلف و خالق اثر بود. و امروزه در ادبیات مدرن یا فرامدرن، این اقتدار و قدرت از آن فرامتن است.
ژاک دریدا به عنوان یکی از تئوریسین های ادبیات پست مدرنیستی، دراین مورد
می گوید: «هر متن به تعداد فرامتن های خود مؤلف دارد. و به تعداد فرامتنها تفسیر و معنی. بنابراین فرامتن به اندازه نویسنده درنقاط ضعف و قوت متن دخیل است و به اندازه او مسؤول

+ نوشته شده در دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 10:47 بعد از ظهر توسط نعمت‌الله فاضلی

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

آمار سایت

  • شمارنده سایت:4,117,786
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:451
    • هفته جاری:4934