مطالعات فرهنگی سفر

متن زیر گزارش گفتگوی مجله فرهنگ امروز با من است که در شماره 21 این مجله در اسفندماه 96 منتشر شده است. در این گفتگو سفر و جابجایی را از مهم‌ترین ویژگی‌های زندگی اجتماعی انسان ها می دانم و به این پرسش پاسخ می دهم که سفر برای مردم امروز ما در ایران چه معنایی دارد و جایگاه سفر در زندگی روزمره امروز ما چیست؟
اگر بخواهیم از منظر مطالعات فرهنگی به موضوع سفر بپردازیم با چه رویکردهایی مواجه هستیم و با چه رویکردهایی می‌توان به این حوزه نزدیک شد. البته شما مشخصا بیشتر از رویکرد مردم شناسی در این حوزه کار کرده اید. اما میتوان از کلیت مطالعات فرهنگی شروع کرد و بعد به مردم شناسی برسیم.
بحث سفر همواره در طول تاریخ فرهنگ و زندگی انسان بحث مهم و تعیین کننده‌ای برای جامعه انسانی و انسان بوده است. تا آنجایی که داده های تاریخی و باستان شناسی نشان می‌دهد،جابه‌جایی از مهم‌ترین ویژگی‌های زندگی اجتماعی انسان ها بوده است. منظور از جابجایی اشکال گوناگون جابجایی است که انسان ها در جغرافیا و مکان تجربه می‌کردند. برای اینکه اهمیت جابجایی های مکانی برای ما آشکار شود با در نظر گرفتن نسبت به ادیان می‌بینید در همه ادیان از جمله اسلام و مسیحیت، با نوعی جابجایی مکانی روبرو هستیم که اغلب با واژه زیارت آن را توصیف می‌کنیم. هم مسیحیان و هم مسلمانان با زیارت کردن نوعی تجربه سفر را بعنوان امری مقدس و بخش مهمی از فرهنگ دینی در زندگی خود دارند. امروزه بویژه برای شیعیان همچنان زیارت کردن به مثابه نوعی جابجایی و سفر اهمیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دارد.
دکتر 3:54 که یکی از بنیانگزاران مطالعات زیارت است کتابی درباره زیارت در دین مسیحیان دارد. او هم نشان می‌دهد که برای دین مسیح زیارت بعنوان نوعی سفر مقدس معنا بخش و معنا ساز و بخشی از فرهنگ مسیحیت بوده و بسیاری از آموزه های دینی مسیح به کنش زیارت پیوند خورده است. علاوه بر این ما در حوزه علم نیز همواره با سفر به مثابه نوعی کنش اکتشافی و تحقیقاتی مواجه هستیم. تاریخ علم یا بخش بزرگی از آن، تاریخ سفرهای اکتشافی است. بویژه در مورد علم مدرن که امروز در دانشگاه ها در غالب رشته‌های گوناگون آموزش داده می شود یا در مراکز پژوهشی در این رشته‌ها پژوهش صورت می گیرد، سفر نقش کلیدی داشته است. برای مثال نظریات داروین محصول سفرهایی است که او به سراسر جهان بعنوان مورخ تاریخ طبیعی انجام داد. پیش از دوره معاصر و مدرن نیز سفر نقش بنیادی در نوآوری ها، تألیفات و شکل‌گیری تاریخ علم داشتند.
برای مثال می‌دانیم که در دوره طلایی تمدن‌ اسلامی جغرافی دانان، مورخان و محققانی چون مسعودی، ابوریحان بیرونی، ابو عبدلله مقدسی و بسیاری دیگر از نویسندگان مسلمان به تعبیر مسعودی در کتاب مروج الذهب از شرق تا غرب عالم را در می‌آورند تا بتوانند با سفرهای اکتشافی خود، تاریخ عمومی جهان را بنویسند یا دانش جغرافیایی را تاسیس کنند. مقصود من این است که نباید سفر را به صورت امری دم دستی، فراغتی، تفننی یا بازیگوشانه معنا و فهم کنیم. همان‌طور که اشاره کردم دین، علم، و حتی هنرها و ادبیات تا حدود زیادی از طریق اشکال گوناگون جابجایی های مکانی یا سفرها شکل گرفته و توسعه یافته‌اند. حتی در زمینه سیاست نیز بخش مهمی از امپراتوری ها، کشور گشایی ها، ظهور و سقوط پادشاهان، پیدایش دولت ها و ملت ها و تحولات سیاسی که تا کنون در تاریخ تجربه کرده‌ایم تا حدودی در نتیجه اشکال گوناگون و متنوع جابجایی های مکانی، مهاجرت ها و سفرهای فردی یا جمعی انسان ها بوده است. بهمین ترتیب در حوزه اقتصاد نیز نه تنها در زمینه بازرگانی و تجارت، بلکه در زمینه تکنولوژی های کشاورزی و دامپروری، شیوه های گوناگون تولید، توزیع و مصرف کالاها به کمک اشکال گوناگونی از جابجایی های مکانی، سفرها، مهاجرت ها، بده بستان ها و انواع گوناگونی از حرکت انسان در روی زمین انجام شده است.
البته می‌توان نوعی گویش شناسی از تعداد پرشماری از جابجایی های مکانی و جغرافیایی را از یکدیگر تفکیک کرد و به نوعی واژه سفر را به اشکال خاصی از این جابجایی های مکانی اصلاح نماییم. برای اینکه بتوانیم اهمیت سفر را درک کنیم باید به مفهوم جابجایی مکانی، مهاجرت، کوچ و سیر و سیاحت کردن و نقشی که پاها و حرکت جسم انسان در روی زمین دارد، توجه کنیم. بسیاری از آموزه های اخلاقی، آداب و رسوم، شیوه های زندگی، هنجارها، باورها و شناخت هایی که امروزه از معنای انسان، جامعه، فرهنگ، تاریخ، زندگی و مقولات بنیادی دیگر داریم، محصول جابجایی های گوناگونی است که انسان ها از گذشته های دور تا کنون داشته اند. انسان بدون جابجایی ها و حرکت هایی که در جغرافیا و زمین انجام داده است، هرگز نمی‌توانست چیزی باشد که امروز ما آن را انسان متمدن نامگذاری کرده‌ایم.
از این رو گمان می‌کنم اولین نکته برای فهم عمیق واژه سفر تلاش برای درک نقش و جایگاه سفر در کلیت زندگی انسان است. شاید امروز اهمیت این نکته بیش از هر زمان دیگری در زندگی ما باشد، زیرا به نظر می‌رسد که ما نقش، اهمیت و معنای عمیقی که سفر به طور تاریخی برای شکل‌گیری تمدن ها، علوم، هنرها، فلسفه ها، ادبیات، دین ها و به طور کلی فرهنگ داشته و دارد را دست کم می‌گیریم. به نظر می‌رسد که امروزه با پیدایش ایده گردشگری که شکل تازه‌ای از سفر در دنیای ما است، بتدریج در حال از دست دادن کارکردها و معناهای پیچیده و گسترده ای که سفر در طول زندگی ما داشته هستیم. منظورم از، از دست دادن معنای سفر این است که می‌بینیم امروزه بسیاری از مردم به نوعی برداشت یک سویه و تقلیل گرایانه ای از معنای سفر در ذهن خود دارند. به این معنا که بسیاری از ما عموما سفر را با لذت، گردش، سرگرمی، تفریح، بازی، خوشگذرانی و به نوعی امر غیر جدی فهم می‌کنیم. این برداشت متأثر از سفر می‌تواند تاثیرات و پیامدهای مخربی برای ما ایجاد کند.
زیرا امروزه ایرانیان همانند دیگر ملت ها سرمایه های مادی و معنوی بزرگی را برای سفر اختصاص می‌دهند. همان‌طور که برای توسعه آموزش، مدارس را می‌سازیم و یا برای گسترش علوم و ارتقاء سطح آموزش، دانشگاه های عظیمی را تاسیس کرده‌ایم و یا برای اشاعه و انتقال اطلاعات مجموعه وسیعی از رسانه‌ها را ایجاد کرده‌ایم، برای جابجایی مکانی انسان نیز مجموعه وسیعی از سازمان ها مانند هتل‌ها، سازمان های حمل و نقل، نظام حمل و نقل هوایی، نظام حمل و نقل ریلی، نظام حمل و نقل جاده ای، آژانس های مسافرتی، دانش های مربوط به گردشگری، نظام مدیریت گردشگری و اشکال گوناگونی از سرمایه گذاری را انجام داده‌ایم. اگر در این فضای کنونی برداشت یک سویه و تقلیل گرایانه ای از سفر در ذهنیت جمعی جامعه داشته باشیم و سفر را محدود به نوعی تجربه تفریحی یا فراغت فهم پذیر کنیم، به واقع عقلانیتی که برای سفر شکل می‌دهیم، ما را با نوعی از دست دادن فرصت ها و سرمایه گذاری های عظیم مادی و معنوی خود مواجه می‌سازد. به گمان من یکی از پرابلماتیک problematic یا مساله مند سفر در جامعه امروز ما عبارت است از همین تقلیل سفر از نوعی امر فرهنگی معنا بخش مواد کلی که تمام حوزه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ما را در بر می‌گرفت، به نوعی امر فراغتی و تفریحی که عملا به معنای از دست دادن بهره‌وری سرمایه گذاری های ما است.
از همین زاویه است که باید به نوعی بازاندیشی معنایی فرهنگ سفر در جامعه امروز خود بپردازیم. گمان می‌کنم که سفر در جامعه امروز ما نه تنها با نوعی تحلیل گرایی سفر به امر تفریحی مواجه است، بلکه شکل دیگری از تحلیل گرایی نیز تجربه سفر را تحدید می‌کند. به گمان بنده امروزه نوعی تفسیر یا تعبیر اقتصادی نیز درباره سفر در حال گسترش است. عمده اشکال جابجایی‌های جمعیتی که را با واژه سفر، سیاحت و زیارت توصیف می‌کردیم. واژه گردشگری به معنای سفر کردن همچون نوعی گردش یا تفریح امر کاملا نوپدیدی است. ایده گردشگری امروزه در حال شکل دادن گفتمان تازه‌ای از سفر است و مفاهیم تازه‌ای مانند صنعت گردشگری، مدیریت گردشگری، اقتصاد گردشگری و عبادت های مشابه آن در حال شکل گیری و گسترش است. تبدیل سفر به گردشگری به مثابه یک امر اقتصادی اگرچه ضرورت های اجتناب ناپذیر جهان امروزی است و جامعه ایرانی نیز لاجرم باید درک جامع و دقیقی از این شکل جدید فرهنگ سفر یعنی گردشگری پیدا کند و از طریق آن برای رونق اقتصادی جامعه بهره های لازم را ببرد، اما در عین حال باید این واقعیت را در نظر داشت که سفر در تاریخ جوامع و بویژه تاریخ ایران همواره معنایی گسترده تر از امر اقتصادی داشته است.
گمان می کنم که ما درباره سفر به مثابه امر فراغتی و هم به مثابه گردشگری امر اقتصادی نیازمند نوعی گفتگوی اجتماعی و جمعی هستیم. تا بتوانیم از طریق این گفتگوی انتقادی به نوعی بازاندیشی درباره اهمیت، جایگاه، ضرورت ها و کارکردهای سفر در زندگی امروز خود دست پیدا کنیم. این دیدگاه در رشته‌های مختلف علوم انسانی و اجتماعی مفهوم سفر به شکل های گوناگونی اهمیت پیدا کرده و به نوعی ابژه مطالعات گوناگون در حوزه فلسفه، جامعه شناسی، اقتصاد، مدیریت، ادبیات، هنرها، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی، مطالعات فرهنگی، جغرافیا و دیگر رشته‌ها شده است و به نوعی سفر چندین حوزه مطالعات میان‌رشته‌ای را شکل داده است. حوزه مطالعات گردشگری یا tourism studies  یکی از این حوزه ها است که امروز در دانشگاه های مختلف ایران و جهان در نهادهای مختلف کارشناسی تا دکتری ارائه می‌شود. اما علاوه بر این در حوزه های دیگر علوم‌ اجتماعی، جغرافیا، برنامه ریزی، مدیریت و غیره نیز اشکال گوناگونی از مطالعات سفر travel studies را داریم که هر دانشی متناسب با دیدگاه و معرفت شناسی خاص خود به مطالعه سفر می‌پردازد.
مقصودم این است که سفر امروزه یکی از مسله های فرهنگی بزرگ برای همه جوامع توسعه یافته و در حال توسعه شده است. ما نیز اگر بخواهیم به نحو آگاهانه تر و عمیقی تحولات جامعه معاصر خود را فهم کنیم، باید به فرهنگ، ایده در مسله سفر در جامعه امروز خود بپردازیم و نوعی خودآگاهی عمیقی در این باره به دست بیاوریم. این مقدمه ای برای شروع اینکه اصلا سفر اهمیتی بیشتر از چیزی دارد که در ذهن می‌آید بود. زیرا معمولا وقتی در مورد ایده سفر صحبت می‌کنیم، چیزی که در ابتدا در ذهن می‌آید سرگرمی، خوش گذرانی و تفنن است. این توضیحات مقدمه ای بود برای اینکه به سفر به صورت امری جدی توجه کنیم نه چیزی که فقط برای تفنن و تفریح صورت می‌گیرد.
موضوعی که می‌خواهیم انضمامی تر به آن ورود کنیم این است که چیزی که ما اکنون در مطالعات فرهنگی و بین رشته ای به آن می‌پردازیم (مطالعات سفر) می‌تواند از نظر مطالعاتی با چه رویکردهایی انجام شود و چه دستاوردهایی داشته باشد؟ یعنی اکنون ما با امر سفر در جامعه امروز طرف هستیم، صرف نظر از تاریخی که داشته و کارکردهایی که از دست داده و کارکردهای جدیدی که بدست آورده، و این مدلی که با نوعی صنعت و اقتصاد آمیخته شده و نوعی رنگ توریستی به خود گرفته، ما با مقوله سفر در زندگی روزمره امروز خود مواجه هستیم. مطالعات فرهنگی و مطالعات سفر به این مسئله چگونه می‌پردازد و خود شما مشخصا با رویکرد مردم شناسی یا مردم نگاری به مقوله پرداخته اید. و اگر بخواهیم با نگاه مشخص مطالعات فرهنگی و مطالعات بین رشته ای در شرایط فعلی مقوله سفر را در جامعه ایران ارزیابی کنیم، به چه دسته‌بندی و گونه شناسی می‌توان رسید؟ و آنچه که سفر برای ایرانی ها دارد! (می‌توان در دنیا تعریف کرد یا مشخصا در مورد جامعه خودمان). اکنون سفر برای ما چه معنای فرهنگی پیدا کرده است؟
من از این نکته پایانی صحبت شما بحث خود را شروع می‌کنم، اینکه سفر برای مردم امروز ما در ایران چه معنایی دارد و جایگاه سفر در زندگی روزمره امروز ما چیست؟ جامعه ایران مانند همه جوامع توسعه یافته و در حال توسعه با اشکال گوناگونی از تحولات ساختاری و تکنولوژیکی سیاسی اقتصادی روبرو است که یکی از محورهای کانونی همه این تحولات، جابجایی مکانی و سفر است. شاید ضرورتی نداشته باشد که بخواهم همه تحولات را یک به یک به صورت جامع توضیح دهم، اما برای روشن شدن اینکه در زندگی ما در حال حاضر سفر چگونه شکل گرفته است و چه جایگاهی دارد، بعضی از فرهنگ هایی که موجب اهمیت یافتن سفر شده را بیان می‌کنم. نکته اول اینکه طبیعتا سفر در طول تاریخ تابع تکنولوژی هم بوده است. با تغییر و تحول و ظهور تکنولوژی های حمل و نقل و جابجایی تمام فرم و محتوای سفرها تغییر کرده و می‌کنند. برای مردم ما در دوره حال تکنولوژی های سفر به طور گسترده‌ای همگانی شده است.
منظورم از تکنولوژی های سفر اشکال گوناگونی از تکنولوژی های صنعتی و مکانیکی تا تکنولوژی های اجتماعی، سازمانی یا نهادی است. منظور از تکنولوژی های مکانیکی، گسترش صنعت حمل و نقل هوایی، ریلی، دریایی، زمینی و جاده‌ای است. برای مثال به طور مشخص گسترش اتومبیل ها که موجب شکل گیری جامعه اتومبیلی شده است، نقش مهمی در اهمیت یافتن اشکال گوناگونی از جابجایی های مکانی و سفرها در زندگی انسان ایرانی امروز شده است. کافی است که به این واقعیت توجه داشته باشیم که سفرهای درون شهری ما بخش اجتناب ناپذیر فعالیت های شغلی و همه ابعاد زندگی روزمره ما اعم از خرید کردن، دید و بازدید ها، تفریحات و دیگر فعالیت‌های ما شده است. اتومبیل ها در امتداد پاهای انسان ایرانی امروز قرار گرفته‌اند و با وجود نزدیک به بیست میلیون اتومبیل در جامعه امروز ایران کم و بیش اکثریت خانواده‌های ایرانی به اتومبیل دسترسی دارند. در نتیجه امروزه پاها به کمک اتومبیل ها نقش بیشتری در شکل دادن به زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ما ایفا می‌کنند.
شاید سه دهه پیش یا نیم قرن گذشته انسان ایرانی تصوری از جامعه اتومبیلی امروز را در ذهن نداشت. جامعه ای که در زیر پای هر شهروند بزرگسال آن یک اتومبیل حرکت می‌کند. در کنار اتومبیل ها باید از تکنولوژی هایی چون مترو، راه‌آهن، هواپیما، کشتی رانی، موتور سیکلت ها و دوچرخه ها هم سخن گفت که آنها نیز پابه‌پای اتومبیل ها نقش مهمی در جابجا کردن و سرعت دادن به جابجایی های انسان ایرانی ایفا می‌کنند. از این رو باید گفت که شاید مهم‌ترین نکته ای که بتوان به عنوان ویژگی جامعه امروز ایران ذکر کرد این است که جامعه امروز ما با نوعی فرهنگ سفر و جابجایی های مستمر و ساختاری در زندگی روزمره و کل ساختار های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود مواجه شده است. به طوری که اگر سفر را از ساختار کلی جامعه برداریم زندگی متوقف خواهد شد. درست همانطور که نمی‌توان زندگی انسان امروز را بدون الکتریسیته تصور کرد، تصور زندگی ایرانی بدون سفر و اشکال مختلف جابجایی های آن امری ناممکن است. شاید یکی از نکاتی که باید درباره سفر در زندگی انسان ایرانی گفت دقیقا همین آشنایی زدایی از نقش و کارکردهای همه جانبه سفر در زندگی ما است.
ما اغلب عادت کرده‌ایم که گویی زندگی با نوعی سکونت شکل پیدا می‌کند و سفر امری موقتی و گذرا یا استثنایی است. اندکی تأمل درباره زندگی انسان امروز ایرانی نشان می‌دهد که عکس این سخن واقیت دارد، زندگی انسان ایرانی امروز با نوعی جابجایی، سرعت، حرکت د سفر ساخت یافته است. سکونت، ایستایی و توقف امری استثنایی است. از این جهت که باید درباره سفر تأمل بیشتری داشته باشیم. ما اغلب برای سفر تنها شکل خاصی از مسافرت را در ذهن تداعی می‌کنیم، مسافرت به مشهد مقدس، شیراز، مسافرت های نوروزی یا سفر خارج از کشور. اما اگر ما فقط و صرفا به مسافرت ها خلاصه نکنیم و اشکال گسترده و همگانی و هر لحظه ای جابجایی ها و سفرهای خود را در نظر بگیریم، سفر را همچون نوعی ساختار و موقعیت مستمر و قاعده زندگی پی می‌بریم، که در مقابل آن ایستایی، توقف یا سکونت قرار می‌گیرد. اما علاوه بر مسله اتومبیل ها و تکنولوژی های حمل و نقل بعنوان تکنولوژی های سفر، ما با اشکال گوناگون مبادله و جابجایی هایی روبرو هستیم که موجب شده عمق و گستردگی و نفوذ سفر در زندگی انسان ایرانی به مراتب گستره تر و بیش از جابجایی ها و سفرهایی باشد که از طریق اتومبیل ها، هواپیما ها، کشتی ها و قطار ها صورت می‌گیرد.
پیدایش و گسترش فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی یعنی رادیو ها و تلویزیون‌ها، مطبوعات و همچنین تلفن ها و در نهایت اینترنت، موبایل ها و فضای مجازی اشکال گسترده ای از سفرهای مجازی و مبادلات مجازی را برای انسان ایرانی بوجود آورده است. از این رو باید از شکل های جدید سفرهای رسانه ای، سفرهای مجازی، سفرهای ارتباطی، سفرهای شبکه‌ای، سفرهای اطلاعاتی و سفرهای تازه‌ای در زندگی انسان ایرانی سخن گفت که هر لحظه جان و روح ما را نه تنها در گستره مرزهای ایران، بلکه در کل جهان جابجا می‌کنند. اگر ما تجربه سفر را به مثابه شکلی از جابجایی در نظر بگیریم که در آن انسان امکان یادگیری و اشکال تازه‌ای از تجربه معنوی یا معنایی را کسب می‌کند می‌توانیم بگوییم که مجموعه فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی بخشی از تکنولوژی های سفر هستند که زندگی انسان ایرانی را بیش از آنچه که بتوان تصور کرد به صورت نوعی زندگی در سفر و فرهنگ آن در آورده است. انسان ایرانی امروزه با دسترسی به اشکال گوناگون تکنولوژی های ارتباطی همچنین تکنولوژی های سفر، این فرصت شگفت انگیز را پیدا می‌کند تا بتواند به رویای طی الارض کردن، البته بدون هیچ رد و نشانی از اعجاز، دسترسی پیدا کند. امروزه نوجوانان، جوانان، بزرگسالان، زنان، مردان و همه گروه‌های اجتماعی از امکان شگفت انگیز طی الارض کردن برخوردار شدند. آن‌ها می‌توانند به راحتی روح ها و جان‌های خود را به سراسر عالم بفرستند و از نقاط گوناگون جهان دیدن کنند، یا می‌توانند به سهولت سوغات تهیه کرده و با مردمان سرزمین های مختلف همنشین و هم سخن شوند. آن‌ها می‌توانند به سهولت به ادیان، زبان‌ها، مردمان، سرزمین ها، با ویژگی‌های طبیعی، تاریخی و بسیاری از تنوعات فرهنگی در جهان امروز از طریق سفرهای مجازی، سفرهای ارتباطی، سفرهای اطلاعاتی و سفرهای رسانه ای آشنا شوند.
اگر بخواهیم از این زاویه به اهمیت و معنای سفر در زندگی انسان ایرانی امروز نگاه کنیم، باید به این واقعیت توجه داشته باشیم که امروزه تجربه سفر صرفا به معنای تجربه جابجایی جسم یا بدن انسان در جغرافیا نیست، بلکه به معنای اشکال گوناگون زیستن در فضاهای گوناگون است. فضاهایی که به کمک تکنولوژی های ارتباطی و مجازی امکان جابجایی روح ها و جان های هر ایرانی را فراهم کرده است. علاوه بر این شکل جدید سفرهای رسانه ای و مجازی، ما شاهد تحولات و شکل های گوناگونی از سفرها در زندگی انسان جامعه ایرانی هستیم که به نوعی نه تنها انسان ایرانی، بلکه فرهنگ ایرانی را دستخوش تغییرات ساختاری کرده است. برای مثال می‌توان به سفرهای زیارتی اشاره کرد، همانطور که در ابتدای صحبت خود توضیح دادم، زیارت یکی از شکل های تاریخی سفر (سفر مقدس) است. در جهان امروز زیارت در ایران بیش از تمام کشورهای جهان از گستردگی و اهمیت برخوردار شده است. در حالی که در جهان مسیحیت، جهان یهود و ادیان دیگر اهمیت و گستردگی زیارت در حال افول بوده است، در ایران امروز ما سفرهای زیارتی گستردگی شگفت انگیزی پیدا کرده‌اند. زیارت یکی از اشکال سفرهای دینی است. سفرهای دینی تنها زیارت نیست، ما اشکال گوناگونی از سفرهای دینی داریم. برای مثال در ایام عاشورا و تاسوعا میلیون ها ایرانی از نوعی تجربه سفر و جابجایی برخوردار می‌شوند.
کسانی که برای شرکت در آیین های محرم به روستاها، شهرها، زادگاه ها و مکان های دیگر غیر از محل سکونت خود می‌روند و هر ساله دهها میلیون سفر دینی در ایام محرم صورت می‌گیرد. همان‌طور که اشاره کردم زیارت یکی از اشکال سفر دینی است که در ایران امروز در حال گسترش است. برای مثال سفر به مشهد، در دهه های گذشته اهمیت چشمگیری پیدا کرده است. امروزه مشهد در کنار پاریس، لندن، ونیز و شهرهای توریستی جهان، یکی از مهم‌ترین شهرهای مسافر پذیر قرار دارد. میلیون ها ایرانی و غیر ایرانی برای زیارت بارگاه امام هشتم علیه السلام به مشهد می‌روند. مسافرت به شاهچراغ و شاه عبدالعظیم و امام زادگاه دیگر بخش مهمی از تجربه های زیارتی انسان ایرانی امروز است. در کنار این سفرهای زیارتی شکل در حال ظهوری از زیارت به نام مراسم اربعین حسینی در چند سال اخیر بوجود آمده است. سفر به کربلا به صورت نوعی پدیده سیاسی آشکار شده است. سالانه در اربعین حسینی میلیون ها ایرانی و غیر ایرانی به طرف کربلا می‌روند. سفر زیارتی در جهان شیعه و بویژه ایران، شکل تازه‌ای به خود گرفته است. در حالی که در کشورهای دیگر جهان زیارت در حال افول است، در ایران امروز هر روز ابعاد گسترده تری به خود گرفته است.
جدای از گسترش جمعیتی و کمی زیارت ها گونه‌های جدیدی از زیارت نیز در حال شکل گیری است. پیدایش پدیده ای به نام زائر گردشگر، یعنی کسی که با دو هدف متناقض است، یک هدف قدسی که عبارت است از زیارت و در عین حال گردش کردن و تجارت (که یک امر دنیوی است) پدیده کاملا جدیدی در ایران امروز است. امروزه کسانی که به مشهد می‌روند نه تنها برای زیارت امام رضا علیه السلام بلکه برای دیدار از موزه ها، پارک ها، بناهای تاریخی، سیر و سفر در طبیعت خراسان، استفاده از اشکال گوناگون کالاها و خرید از مراکز خرید مشهد یا تجربه های تفریحی، سیاحتی و تجاری دیگر می‌روند و همه این ها در هم تنیده شده‌ و پدیده ای به نام زائر گردشگر را بوجود آورده‌اند. همان‌طور که اشاره کردم سفرهای دینی در ایران امروز، چه به صورت سفرهای زیارتی یا سفرهای محرم و یا اشکال دیگر سفرها در حال گسترش است. به نوعی که در روزها و ماه‌های مذهبی یکی از مهم‌ترین جلوه های جامعه ایران جابجایی های جمعیتی است که در این روزها و ماه‌ها می‌توان مشاهده کرد. اما علاوه بر جنبه های دینی، ما شاهد گسترش یافتن اشکال گسترده و همگانی سفرهای تفریحی، هنری، فرهنگی، علمی، آموزشی، سیاسی، تجاری، اقتصادی و اجتماعی در زندگی انسان ایرانی هستیم. متأسفانه تا کنون مطالعات کافی درباره اهمیت، جایگاه و نقش انواع سفرهای شکل گرفته (درباره ایران) صورت نگرفته است تا بتوانیم بر پایه اطلاعات و داده های تجربی یا به کمک مفاهیم تحلیلی و نظری ویژگی ها و ابعاد گوناگون سفر در زندگی انسان ایرانی را توضیح دهیم.
عمده دانش ها و اطلاعاتی که امروزه ما درباره سفر در ایران در اختیار داریم، یا عمدتا بصورت یادداشت ها و نوشته هایی است که ادبا و نویسندگان ما از تجربه های سفر خود، بعنوان نوعی ژانر ادبی دارند، یعنی سفرنامه هایی که محققان یا ادبا نوشته‌اند. و یا مجموعه ای از اطلاعات خام درباره حجم و میزان سفرها در روزهای معین است. اما درباره اینکه به معنای واقعی کلمه چگونه فرهنگ امروز ایران به صورت نوعی فرهنگ سفر و جابجایی تبدیل شده است، دانش نظری و تجربی اندکی در اختیار داریم. همانطور که اشاره کردم در سال‌های اخیر ما با اشکال گسترده ای از جابجایی و سفرها روبرو شده‌ایم که سفرهای دینی یکی از آن‌ها است. اما سایر فعالیت های ما در حوزه های دیگر نیز مانند حوزه دین به شدت نوعی ساختار سفر یا جابجایی پیدا کرده است. برای مثال در مدارس و دانشگاه ها امر آموزش و یادگیری یاددهی، با سفر عجین شده است. امروزه نه تنها سفرهای مطالعاتی استادان دانشگاه برای بعنوان نوعی مقوله کاملا شناخته شده، کاملا آشنا است، بلکه اگر اندکی عمیق تر به مساله آموزش در جامعه نگاه کنیم، می‌بینیم که بخش عمده ای از تجربه های آموزشی در حوزه آموزش عالی با نوعی سفر همراه است.
برای مثال امروزه بخش عمده دانشجویان ما، حدود بیش از چهار میلیون دانشجو، به نوعی با تجربه مهاجرت یا سفر آموزشی روبرو هستند. آن‌ها از زادگاه اولیه خود جدا شده به تهران، اصفهان، تبریز، شیراز، مشهد یا شهرهای دیگر سفر کردند تا بتوانند در آنجا تحصیل کنند. از این رو باید گفت مسله سفر در آموزش عالی به صورت نوعی مولفه ساختاری نهاد دانشگاه و تجربه آموزش عالی است. هم اکنون اطلاعات یا آمار دقیقی از میزان دانشجویانی که در بیرون از زادگاه خود تحصیل می‌کنند در اختیار ندارم اما گمان می کنم حداقل بیش از هفتاد درصد از دانشجویان کشور با نوعی مسافرت آموزشی تجربه تحصیل در دانشگاه ها را بدست می‌آوردند. علاوه بر این امروزه استادان، معلمان، مربیان و گروه‌های آموزش دهنده نیز هر کدام در نتیجه شکلی از مسافرت، مهاجرت و جابجایی به کار حرفه ای خود یعنی آموزش مشغول هستند. گذشته از این‌ها امروزه دانشگاه ها، مدارس، آموزشگاه ها و تمام مراکز تعلیم و تربیت کشور با اشکال گوناگونی از سفرهای مجازی و رسانه‌ای کار آموزش را انجام می‌دهند. دانش آموزان، دانشجویان، هنرجویان و همه کسانی که دست اندرکار آموزش هستند، نمی‌توانند بدون اینترنت، رادیو، تلویزیون و فناوری‌های ارتباطی و تکنولوژیکی های سفر، کلاس های درس، آزمایشگاه ها، پژوهشگاه ها و به طور کلی امر آموزش را سامان دهند. از این رو باید گفت که امروزه آموزش شکلی از سفر و جابجایی است.
از این رو انسان و جامعه ایرانی با نوعی تجربه جدید در حوزه تعلیم و تربیت روبرو است. انسان و جامعه ایرانی دائما از طریق جابجایی های گوناگون، یعنی جابجایی جسم ها، جابجایی پیام‌ها، جابجایی نمادها و نشانه ها، جابجایی کالاها و جابجایی متن ها، کار یا تجربه آموزش را بدست می‌آورند. اگر بخواهم در حوزه های دیگر وارد شدم ممکن است بحث بیش از حوصله خوانندگان ادامه پیدا کند، اما به طور کلی می‌توان گفت که در حوزه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دیگر نیز تجربه سفر درست مانند حوزه دین و آموزش، مولفه ساختاری و وجودی تمام عرصه های زندگی انسان ایرانی است. هدف بنده این است که به نوعی آگاهی جدی درباره مسله سفر برسیم. گاهی اوقات همانطور که اشاره کردم سفر را صرفا با توجیه اقتصادی بیان می‌کنیم. امروزه گردشگری نقش مهمی در اقتصاد همه جوامع دارد و ما تلاش می‌کنیم که با تاکید بر مقوله گردشگری مشکلات اقتصادی خود را توضیح دهیم. یا گاهی اوقات با تکیه بر مسله تفریح و تفنن تلاش می‌کنیم که توضیح دهیم که جامعه ایران جوان است و نیاز به شادی و لذت و تفریح دارد و سفر را از این زاویه می‌بینیم.
ضمن اینکه هم بر ضرورت مساله اقتصاد گردشگری و هم بر سرگرمی سازی و شادی تایید می‌کنم، اما واقعیت سفر در جامعه امروز ما به مراتب وسیع تر از مقوله تفریح یا گردشگری است. همانطور که اشاره کردم حوزه دین، عواطف، آموزش، تعلیم و تربیت، حوزه هنرها، علوم، آداب و رسوم تحت تاثیر نوعی فرهنگ سفر در حال نوعی تغییر ساختاری و همه جانبه است. اگر بخواهم مثال روشن‌تری بزنم تا مساله سفر را متوجه شوید، می‌توان به تغییراتی که سفر در حوزه آداب و رسوم ایجاد کرده بگویم. مثلا تجربه نوروز در ایران امروز ما تحت تاثیر فرهنگ سفر به طور کامل در حال دگرگونی است. یعنی چیزی که ما امروز به آن نوروز می‌گوییم نه تنها با نوروزی که در دوره پیش از اسلام تجربه می‌کردیم تفاوت بنیادی دارد، بلکه با تمام نوروزی که دوره اسلامی تا کنون تجربه کرده ایم نیز متفاوت است. ما امروز شاهد هستیم که هر سال بیش از سال گذشته بر تعداد سفرهای نوروزی افزوده می‌شود به طوریکه در سال گذشته سی و دو میلیون سفر نوروزی داشتیم.
به طور تاریخی نوروز نوعی فضای اجتماعی برای توقف و سکون و استقرار بود. به این معنا که افراد در خانه‌های خود مستقر میشدند و به دید و بازدید یکدیگر می‌رفتند. یعنی در شهر خود می‌ماندند تا اقوام و آشنایان و دوستان به دیدن آن‌ها بیایند و یا آنها به دیدن دوستان و اقوام و آشنایان بروند. اما اینکه خانه و کاشانه خود را ترک کنید و به شهر دیگری عازم شدید به طوری که عملا در ایام نوروز کمتر کسی در خانه خود است، دقیقا مغایر با روح نوروزی است که در طول تاریخ تجربه کرده‌ایم. علاوه بر این سفرهای نوروزی باعث شده تا ایام نوروز گسترش پیدا کند، به این معنا که از آنجایی که مردم در نیمه اول تعطیلات نوروز (تا بعد از سیزدهم فروردین) به سفر می‌روند، دید و بازدید های نوروزی به بعد از سیزدهم فروردین انتقال پیدا کرده معمولا تا آخر ماه فروردین همچنان ایام نوروز است. این جابجایی در زمان های دید و بازدید و بسط یافتن آن از سیزده روز به یک ماه از جمله تغییراتی است که در نتیجه فرهنگ سفر در حوزه نوروز بوجود آمده است که علاوه بر این فرهنگ سفر در کیفیت تجربه نوروز و هم تاثیر گذاشته است. از جمله اینکه تعطیلات نوروز به معنای سفر کردن به شیراز و مشهد و ترکیه و کشورهای دیگر است.
ما به طور تاریخی نه در آیین های تحویل سال، دید و بازدید، چهارشنبه سوری، سیزده بدر چیزی به نام گردش کردن، سفر خارجی رفتن را نداشته‌ایم. فرهنگ سفر به طور کامل تجربه نوروز را تغییر داده و به نوعی شکل های تازه‌ای از دید و بازدید، تفریح و تجربه نوروزی را بوجود آورده است. از جمله اینکه در نتیجه گسترش فرهنگ سفر در نوروز شاهد تصادفات و مرگ و میرها و خسارت های گسترده ناشی از سفرهای نوروزی هستیم. سالانه چندین هزار کشته و مجروح و میلیاردها میلیارد خسارت ناشی از سفرهای نوروزی در کشور بوجود می‌آید. این نکته که نوروز با نوعی مرگ و میر و تجربه های تراژیک همراه شده، کاملا پدیده جدیدی است که به طور تاریخی هرگز مردم ایران با آن روبرو نشده بودند. آیین های دیگر نیز همینطور تحت تاثیر فرهنگ سفر در حال شکل گیری است. برای مثال آیین های عاشورایی که در کنار آیین نوروز مهمترین آئین های ملی و همگانی ما هستند را می‌بینیم. امروزه در تعطیلات محرم مردم به شهرهایی چون یزد، اردبیل، زنجان و شهرهای دیگر می‌روند تا بتوانند در آئین های عاشورایی این شهرها شرکت کنند.
این پدیده (سفر به شهرها برای شرکت در آئین های عاشورا) پدیده کاملا جدیدی است. نوعی ترکیب گردشگری با عاشورا است. همانطور که با پدیده زائر گردشگر روبرو هستیم، با پدیده جدید عزادار گردشگر نیز روبرو هستیم. عزادارانی که در فضای فرهنگ سفر تجربه تازه‌ای از عزاداری را شکل می‌دهند. ما در حوزه های دیگر نیز شاهد تغییر آداب و رسوم جامعه ایران هستیم، از ازدواج گرفته تا آئین های دیگر. اینکه امروزه بسیاری از نسل جوان تصمیم می‌گیرند که ماه عسل را در ترکیه و شهرهای توریستی تجربه کنند یا اهمیتی که به طور کلی ماه عسل در ازدواج ایرانی پیدا کرده است و یا اینکه تصمیم می‌گیرند مخارجی که برای تشریفات عروسی در نظر گرفته بودند را در یک سفر هزینه کنند، به معنای این است که آداب و رسوم ازدواج تحت تاثیر فرهنگ سفر در حال تغییر و دگرگونی است. مساله سفر و جابجایی ها به طور کلی تجربه ازدواج را تغییر داده است. به طور تاریخی ازدواج‌های ایرانی اشکال گوناگونی از ازدواج های درون فرهنگی (یا اصطلاحا درون گروهی) بوده است.
به طور تاریخی مردم ایران از درون قبیله، دهکده، محله و شهر خود همسر گزینی می‌کردند، اما امروزه قلمرو همسر گزینی بسیار وسعت یافته است. جوانانی که امروزه از جا، مکان، شهر، محله و یا فرهنگ غیر از محله و مکان و شهر خود همسر انتخاب کرده‌اند، به مراتب بیشتر از کسانی است که نوعی تجربه درون گروهی در زمینه ازدواج دارند. به هر حال در درون فرهنگ سفر آداب و رسوم و تشریفات جامعه در حوزه خانواده و ازدواج و قلمرو همسر گزینی، معنای جدیدی به خود گرفته است. به همین ترتیب اگر بخواهم در مورد دیگر ابعاد زندگی روزمره ایرانی یا فرهنگ ایرانی سخن بگویم، آشکار خواهد شد که فرهنگ سفر Traveling Culture در حال شکل دادن نوع جدیدی از فرهنگ ایرانی است. ما در حال ابداع سنت ها هستیم. به این معنا که بقایای فرهنگ ایرانی که از دوره‌های تاریخی پیش تا کنون بقا یافته و جاری است، اگر چه شکل یا فرمی سنتی یا تاریخی دارند، تحت تاثیر فرهنگ سفر محتوای جدیدی به خود گرفته اند. همان‌طور که اشاره کردم از تجربه های دینی تا آیین های ملی مانند نوروز یا حتی فرهنگ های قومی ما در حوزه های کردستان، بلوچستان، سیستان، آذربایجان، مازندران، گیلان و سراسر ایران، تمام فرهنگ های قومی تحت تاثیر فرهنگ سفر، دستخوش تغییرات گسترده ای شده‌اند.
* برای دریافت فایل مقالات و سخنرانی های من به کانال تلگرام و آپارات مراجعه کنید:
کانال تلگرام:
https://telegram.me/DrNematallahFazeli
کانال آپارات:
http://www.aparat.com/DrNematallahFazeli

آمار سایت

  • شمارنده سایت:3,932,404
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:747
    • هفته جاری:5098