نوروز، فرصتی برای اندیشیدن

متن زیر، یادداشت من در ویژه نامه روزنامه آرمان است که در 22 اسفند 95 به مناسبت نوروز، منتشر شده است:
همان‌طور که چاه‌های نفت، میراث طبیعی است که طی هزاران سال برای ایران ذخیره شده و امروز ما از آن به عنوان منابع طبیعی برای بهبود و توسعه همه جانبه کشورمان استفاده می‌کنیم، نوروز نیز یکی از منابع فرهنگی است که طی هزاران سال برای ما در فرهنگ ایرانی ذخیره شده است و باید تلاش کنیم تا از این منبع فرهنگی، برای بهبود و توسعه همه جانبه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور، بهره ببریم. منبع فرهنگی نوروز در تمام طول تاریخ، متناسب با مجموعه تحولات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که ما تجربه کرده‌ایم، دائما دگرگون شده است. نوروزی که امروز آن را اجرا می‌کنیم، متناسب با مجموعه تحولات جامعه معاصر ما، دستخوش تغییراتی شده است. اکنون پرسشی که در برابر ما قرار دارد، این است که آیا تغییراتی که ما در نوروز ایجاد کرده‌ایم، به معنای آن است که از این منبع فرهنگی و ذخیره تاریخی بهره‌وری مناسب برای بهبود شرایطی زندگی‌مان می‌کنیم یا خیر؟ منبع فرهنگی نوروز دربردارنده مجموعه وسیعی از فرصت‌ها و موقعیت‌های معنایی است که انسان و جامعه ایرانی می‌تواند با بازخوانی و رمزگشایی از این رمزگان تاریخی، برای بهبود شرایط خود از آنها بهره گیرد. در این یادداشت، تلاش می‌کنم تا برخی از این رمزگان و معانی موجود در این منبع فرهنگی را یاد‌آوری کنم و امکان دهم که انسان و جامعه ایرانی می‌تواند با بازخوانی این متن تاریخی، امکان تازه‌ای برای بهبود شرایط همه جانبه خود به دست آورد.
1)نوروز نمادی از طبیعت است؛ ما می‌دانیم که تحول و تغییر سال نو در ایران در لحظه طبیعی خاصی رخ می‌دهد و از نظر تقویم و نحوه گردش سال در ایران، تحویل سال نو به معنای چرخشی در طبیعت است. از نظر معنایی، این چرخش طبیعی دربردارنده نوعی توجه به طبیعت به طور کلی است. ما همگام با تحویل سال نو، فرصتی پیدا می‌کنیم تا درباره زمین و گردش آن و مهمتر از آن درباره شرایط زیست و طبیعت بیاندیشیم. مجموعه آیین‌های نوروزی نیز به نحو نمادینی، یاد‌آور توجه ما به طبیعت است؛ نه تنها لحظه تحویل سال، بلکه آیین‌های مربوط به نوروز مانند آیین سیزدهم فروردین یا نحوه استفاده ما از نوروز به عنوان فرصتی برای گشت‌وگذار در طبیعت و بازدید از جاذبه‌های طبیعی و بیرون رفتن از شهر و خانه و سر زدن به طبیعت یا اجزای سفره هفت‌سین و همچنین واژه‌ها و عباراتی که ما در زبان نوروزی به کار می‌بریم، همه بیان‌کننده توجه به طبیعت است. نوروز منبع معنایی و فرهنگی قابل توجهی برای تفکر کردن درباره طبیعت است. شاید در این لحظه تاریخی که ما زندگی می‌کنیم، مهمترین موضوعی که ما ضرورتا باید به آن بیاندیشیم، نحوه مواجهه ما با طبیعت و محیط زیست است. بحران‌های خطرناکی از نظر محیط زیست، جامعه ما را تهدید می‌کند. برخی که بسیار نگران هستند، این گمان را دارند که شاید در یکی دو قرن آینده، ایران دیگر مکان مناسبی برای زیست انسان نباشد. خشکسالی، آتش گرفتن جنگل‌ها، گسترش بیابان‌ها، خشک شدن دریاچه‌ها و تالاب‌ها، منسوخ شدن گونه‌های جانوری و گیاهی، آلودگی هوا و همه مخاطراتی که هرلحظه، ما در جلوی چشمان خود در این سرزمین پهناور مشاهده می‌کنیم، اینها همه بیان‌کننده واقعیت تلخی است؛ اینکه انسان ایرانی، خود را در مخاطره نابودی طبیعت می‌بیند. نوروز فرصتی است تا در این تعطیلات که به گشت‌وگذار می‌پردازیم یا در برگزاری آیین‌ها و دورهمی‌ها هستیم، گفت‌وگو کنیم؛ از خود بپرسیم، خود را مآخذه کنیم، مسئولیت خود را در برابر طبیعت به هم یاد‌آور شویم. به فرزندان و آینده‌مان بیاندیشیم، سرنوشت‌ آنها را به خاطر آوریم. آنها نیز به هوا، آب، خاک و زیبایی طبیعت نیاز دارند. نوروز فرصتی است تا به خود و اطرافیان‌مان یاد‌آور شویم که سال، نو شده است و ما مجدد باید یادی از طبیعت کنیم و از خود بپرسیم، ما با طبیعت چه کردیم؟ مدیریت و نظام سیاسی و اداری ما با طبیعت ایران چه کرده است؟ از خود بپرسیم که تکنولوژی‌ها و فناوری‌های امروز با طبیعت چه کرده‌اند؟ اتومبیل‌هایی که بر آنها سوار شده و از این گوشه به آن گوشه می‌رویم، با طبیعت چه کرده‌اند؟ از خود بپرسیم شهرهایی که ساخته‌ایم، شهرهای سبز و پایداری هستند که امکان حیات را برای آیندگان نیز فراهم کنند؟ هر ایرانی در هر موقعیتی که هست؛ مدیر، کارگزار، کارشناس، کارمند، زن خانه‌دار، کارگر و هرکسی در هر مقام و موقعتی که هست؛ نوروز فرصتی است که با خود اندکی تامل کند و از خود بپرسد که این ایران عزیز ما به کجا می‌رود؟ ما با این آب و باد و خاک و زمین چه کرده‌ایم؟ شهرهای زیادی از ایران ما، دسترسی به آب یا حتی هوایی برای تنفس ندارند، بسیاری از شهرهای ما به عنوان آلوده‌ترین شهرهای جهان شناخته شده‌اند. اینها همه یعنی نوروز آمده است تا به ما بگوید این آب، خاک و زمین را برای هزاران سال، سالم و قابل زیست نگاه داشته‌ایم. امروز انسان ایرانی با پرسش نوروزی رو‌به‌روست و نوروز او را استیضاح می‌کند و می‌پرسد که بعد از هزاران هزار سال، تو ای انسان امروزی ایران با طبیعت خود چه کردی؟ مدیران و کارگزاران این سرزمین، با این آب، خاک و زمین چه کرده‌اید؟ هزاران سال، این سرزمین با وجود جنگ‌ها، قحطی‌ها، ویرانی‌ها و بحران‌ها، زمینش ماند، آبش گورارا بود، گل‌هایش همیشه تازه و خاکش همیشه حاصل‌خیز بود. امروز جنوب، شمال، غرب و شرق کشور، همه در معرض تهدید محیط زیست قرار دارند. نوروز از ما می‌پرسد که ما چگونه زندگی می‌کنیم که این سرزمین هزاران ساله را در کمتر از نیم قرن، چنین ویران و ناآباد کرده‌ایم. این پرسش نوروزی در برابر ما تک تک انسان‌های ایرانی است؛ از من دانشگاهی و نویسنده تا شمایی که در هر مقام و موقعیتی هستید، باید به این پرسش نوروزی پاسخ دهیم که آیا می‌خواهیم همین‌طور زندگی را پیش ببریم تا لحظه‌ای که دیگر قطره‌ای‌ آب نماند، وجبی خاک حاصل‌خیز نباشد و هیچ موجود زنده‌ای امکان حیات در این باستانی‌ترین جامعه جهانی را پیدا نکند؟ پرسش نوروزی در برابر ماست؛ پرسش از طبیعت و استیضاح تک تک انسان‌هایی که اکنون زنده هستند و این آب، خاک و هوا را به عنوان ودیعه‌ای تاریخی و الهی به غارت می‌برند و می‌بریم. پرسش نوروزی این است که آیا می‌خواهیم این فرهنگ غارت‌گری طبیعت و ویران‌گری این سرزمین را استمرار بخشیم؟ آیا برای نوروز بعد، ما در برابر این زمین و سرزمین، سربلند خواهیم بود و تغییری در سبک زندگی و نظام اداری و مواجهه‌مان با طبیعت ایجاد خواهیم کرد یا خیر؟
2) نوروز، منبع فرهنگی و متن معنایی غنی و سرشاری است که نه تنها یادآور طبیعت و شیوه مواجهه ما با آن است، بلکه بیان‌کننده تغییر یا دگرگونی است. هر فرهنگ و جامعه‌ای، مولفه‌هایی برای تداوم و مولفه‌هایی برای تغییر در خود دارد. تداوم و تغییر، ضرورت برخورد‌ها و تکامل همه جوامع انسانی است. نوروز در فرهنگ ایرانی، هر دو معنا را در خود حمل می‌کند. نوروز از سویی نشان‌دهنده استمرار روح، جان و کالبد هستی جمعی به نام ایران و نشانه‌ای است که حکایت از هزاران سال زندگی و تاریخ برای انسان ایرانی می‌کند، اما در عین حال به نحو تناقض‌نمایی، نوروز لحظه تغییر برای ما است. انسان ایرانی در تمام طول تاریخ، از این متن پر معنای نوروز برای تداوم و تغییر خود مدد گرفته است و اکنون که برای سال جدید آماده می‌شویم، پرسش نوروزی در برابر ما قرار می‌گیرد که چه چیزی را می‌خواهیم تداوم بخشیم و برای ایجاد چه تغییری اقدام خواهیم کرد؟ گمان می‌کنم که هر دو وجه تداوم و تغییر، پرسش‌های مهمی است که انسان و جامعه ایرانی به عنوان پرسش‌های نوروزی به آنها پاسخ دهد و با آنها به نحو جدی درگیر شود. پرسش از تداوم چه چیزی و تغییر دادن چه مسیری یا چه لحظه‌ها، سبک‌ها و چه زبان‌هایی است؟ انسان ایرانی اکنون در این فضای آیینی تداوم و تغییر، باید با تامل و تانی بیشتر به سرنوشت خود بیاندیشد. ما در لحظه پرمخاطره‌ای زندگی می‌کنیم که نه تنها طبیعت ما در معرض خطر قرار گرفته است، بلکه سرنوشت سیاسی و جمعی ما نیز در این جهان پرآشوب و منطقه پر مخاطره خاورمیانه در معرض تهدیدهای بسیاری است. انسان و جامعه ایرانی اکنون باید به این پرسش نوروزی پاسخ دهد که آیا انسان و جامعه ایرانی، می‌داند که چه چیز را باید تغییر دهد؟ آیا به تغییر رویه‌ها، نهادها و کلیت حتی جمعی خود اندیشیده است؟ آیا برنامه‌ای برای تحول یا تغییر واقعی در زندگی جمعی و فردی خود در پیش دارد؟ نوروز از ما می‌پرسد که آیا برای بهبود شرایط خود، دانش کافی را اندوخته‌ایم؟ آیا نسبت به ضرورت تغییر در فضای پرمخاطره طبیعی، سیاسی و اجتماعی امروز، وقوف و آگاهی کافی داریم؟ آیا انسان و جامعه ایرانی می‌داند که باید در لحظه‌ای نوروزی به عنوان لحظه‌ای خلاق، برای خلق ایده‌های تازه و برنامه‌های کارآمد در مسیر بهبود شرایط زندگی‌اش کمک بگیرد؟ آیا انسان جامعه ایرانی می‌داند که لحظه نوروزی، لحظه سرگرمی، سرخوشی، فراموشی و غفلت نیست، بلکه لحظه گفت‌وگو، اندیشیدن و آگاه شدن است؟ آیا انسان و جامعه ایرانی می‌داند که لحظه نوروزی، می‌تواند لحظه‌ای برای خودشکوفایی باشد، نه خودویران‌گری؟ آیا انسان و جامعه ایرانی، می‌داند که نوروز و لحظه نوروزی، لحظه تولید است نه مصرف؟ به عنوان انسانی که در این تاریخ زندگی کرده‌ و با این آیین‌ها برآمده‌ام، به عنوان مردم‌شناسی که اندکی از این فرهنگ، آشنایی و بهره برده‌ام، صدای نوروز را می‌شنوم که مرا به تامل فرا می‌خواند و به من می‌گوید که آیا من می‌دانم که اگر تغییری در رویه‌ها، سیاست‌ها و برنامه‌های خود و جامعه ندهم، همچنان این جامعه با بحران‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی عظیمی روبه‌رو خواهد بود. نوروز از من می‌پرسد؛ آیا من می‌دانم که چهار میلیون معتاد در این سرزمین، بیمار و رنجورند؟ آیا من می‌دانم که سالیانه 16هزار انسان زیر ماشین‌ها در نتیجه تصادفات جاده‌ای نابود می‌شوند؟ نوروز از من می‌پرسد آیا من می‌دانم که بیش از 10 میلیون انسان ایرانی، سواد خواندن و نوشتن ندارند و بیش از 10میلیون انسان دیگر، با بحران کم‌سوادی مواجه‌اند؟ نوروز از من می‌پرسد آیا من می‌دانم بالغ بر 4میلیون ایرانی گرسنه سر به بالین می‌گذارند و در فقر مطلق زندگی‌ می‌کنند؟ پرسش نوروزی این است که آیا من برای تغییر شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران احساس مسئولیت می‌کنم؟ پرسش نوروزی این است که آیا من ضرورت تغییر برای بهبود شرایط به نحوی که در نوروز بعد این ارقام کاهش یابند را می‌دانم؟ تغییر در آیین نوروز مولفه ساختاری است که تاریخ و فرهنگ‌مان برای ما به ارمغان آورده است. نوروز یعنی تغییر در زندگی. نوروز یعنی اندیشیدن به تغییر؛ ما نباید نوروز را همچون تقدیر تاریخی خود ستایش کنیم، بلکه نوروز تغییر تاریخی ماست. تعطیلات نوروز به معنای فراموشی، بی‌تفاوتی و بی‌مسئولیتی انسان ایرانی نیست، بلکه به معنای تامل برای تغییر و به معنای خلق انرژی عاطفی و آگاهی موثر برای تغییر است. من نوروز را نه فرصتی برای خوردن یا مصرف بیشتر یا نه آیینی برای عیش و نوش و فرار از مسئولیت انسان بودن، بلکه بالعکس نوروز را آیینی برای تمرین انسانیت و فرصتی برای پذیرش مسئولیت و امکانی برای نوآوری و خلاقیت در فضای تاریخ و جامعه ایرانی می‌دانم.
3) منبع معنایی نوروز، متن فربه‌ای است که در آن می‌توان برای التیام بخشیدن به دردهای روحی و رنج‌های معنوی انسان ایرانی، رمزگان و نشانگان مناسبی یافت. نوروز متن فربه‌ای است که توسط آن می‌توان خود ایرانی را در دنیای جهانی‌شده امروز بازیافت. یکی از رنج‌هایی که انسان معاصر با آن درگیر است، رنج ناشی از بی‌معنایی، انزوا، تنهایی و بیگانگی است. دنیای امروز ما، انباشته از اشیا، ابزارها، کالاها، ساختمان‌ها و انبوهی از انبوهه‌هاست. انسان در میان این انبوهه‌های سنگ، سیمان و آهن تنها و ناتوان شده است. انسان ایرانی نیازمند فضاهای اجتماعی و موقعیت‌های ارتباطی است که بتواند با همنوعانش در ایران و در سراسر جهان، همنشینی و گفت‌وگو کند و از این راه، خود یا انسان بودگی خود را به یاد آورد. انسان امروز کم حوصله، منزوی و پرخاشگر شده است. ارقام و آمار خشونت‌های خانگی، خشونت‌های خیابانی و تمام خودویران‌گری‌های ما، از آنها که به مواد مخدر پناه برده‌اند تا آنها که به شکل‌های گوناگون در کار تخریب جان و روح خود هستند، همه بیان‌کننده این است که روح و جان ما در نوعی ملال و خستگی گرفتار شده است. نوروز منبع فرهنگی و فضای آیینی است تا انسان ایرانی با خود بیندیشد و به خود بیندیشد. نوروز، فضای آیینی است تا انسان ایرانی با خود و با همنوعان خود گفت‌وگو کند. در این تعامل و ارتباط چهره‌ به چهره درباره دردها و رنج‌های خود سخن بگوید. با هم هم‌دلی و هم زبانی کند. تکنولوژی، بازار و مصرف قدرت اشیا را بر ما فزونی بخشیده و ما هر روز شاهد چیرگی بیشتر کالاها و اشیا بر جسم و جان خود هستیم. نوروز فرصتی است تا ما دست در دست هم دهیم، ما انسان‌ها در کنار هم بنشینیم و با هم از دردهای مشترک، ارزش‌‌ها و آرمان‌های انسانی و اخلاقی باهم سخن بگوییم. آیین نوروزی فرصتی برای بهروزی نوع انسان است. فرصتی است تا من و شما، بودن انسانی خود را به یکدیگر یادآور شویم، فرصتی برای بیان مساله‌هایی که جامعه انسانی و جامعه ایرانی را به خود مشغول داشته است. نوروز فرصت اجتماعی و فرهنگی برای بیان دردهای جمعی و فرهنگی ماست. غم‌ها، اضطراب‌ها، ناامنی‌ها، تنهایی‌ها و بیهودگی هایی که هر لحظه در حال گسترش‌اند. این دردها هیچکدام فردی نیستند، این تنهایی‌ها و احساس بیهودگی‌ها هیچکدام شخصی نیستند؛ آنها همه محصول شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است که ما در آنها قرار گرفته‌ایم.نوروز آیین جمعی است تا ما بتوانیم درباره این موقعیت جمعی پرمساله انسانی، باهم هم‌اندیشی کنیم. اکنون پرسش نوروزی در برابر ماست؛ آیا ما می‌خواهیم از این آیین برای نوعی گفت‌وگوی جمعی درباره موقعیت انسان و انسان ایرانی کمک بگیریم یا خیر؟ آیا ما همچنان می‌خواهیم در اسارت کالاها و اشیا و برای خدمت به بازار به تکاپو بپردازیم یا اینکه به فکر گفت‌وگوی بیشتر و دعوت یکدیگر برای تامل درباره موقعیت فرهنگی خود خواهیم بود. پرسش نوروزی اکنون در برابر ماست؛ به ویژه دانشگاهیان، تحصیل‌کردگان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و همه کسانی که وظیفه آنها اندیشیدن است که آیا این کارگران معرفت و خادمان فکر می‌خواهند از این فرصت تاریخی نوروز برای اشاعه اندیشه و گسترش گفت‌وگو و بسط همزبانی کمک بگیرند یا خیر؟ پرسش نوروزی در برابر همه ماست تا مسئولیت حرفه‌ای خود را به‌خاطر آوریم و در این تعطیلات نوروزی به ترویج فرهنگ گفت‌وگو و تفکر و خواندن و نوشتن بپردازیم. هم‌میهنان خود را دعوت کنیم به اینکه کتاب‌ها و متن های بیشتری بخوانند و از فرصت‌های فکری و فرهنگی و منابع غنی موجود بهره‌برداری کنند و در مسیر توسعه فرهنگی برای انسان و جامعه ایرانی، مبارزه و تلاش کنند.

* برای دریافت فایل مقالات و سخنرانی های من به کانال تلگرام و آپارات مراجعه کنید:

کانال تلگرام:

https://telegram.me/DrNematallahFazeli

کانال آپارات:

http://www.aparat.com/DrNematallahFazeli

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
Type the characters you see in this picture. (شنیدن واژه ها)

کلمات موجود در عکس را تابپ کنید

جدیدترین کتاب ها

فرهنگ امروز ایران
مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران
تاریخ فرهنگی ایران مدرن

جدیدترین نظرات

آمار سایت

  • شمارنده سایت:3,183,810
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:884
    • هفته جاری:13001
کانال تلگرام دکتر فاضلی