برنامه‌ریزی «توسط جوانان»نه «برای جوانان»

روزنامه شرق، در تاریخ سوم بهمن 95، ویژه نامه خود را بطور کامل به موضوع جوانی اختصاص داد. من در این ویژه نامه، یادداشتی درباره گفتمان جوانی حاکم در جامعه نوشتم که در ادامه تقدیمتان می کنم:
جوانی چیست؟ پرسش درباره جوانی از کجا آمده و چه کسی آن را می‌پرسد؛ شاید پاسخ به این سؤال چندان دشوار نباشد
این پرسش‌ها هم سیاسی هستند و هم اجتماعی. سیاسی به این معنا که روزنامه‌های سیاسی و مدیریتی به نحو پیوسته‌ای برای اعمال نظارت و کنترل جامعه با جهانیان دچار چالش شده‌اند و اجتماعی یعنی اینکه خانواده‌ها و بزرگ‌سالان نگران فرزندانشان هستند و گمان می‌کنند جوانان آنها دیگر در امتداد وجود تاریخی و ارزش‌های بزرگ‌سالان قرار ندارند. این دو امر سیاسی و اجتماعی اکنون با هم تلاقی پیدا کرده‌اند. حاکمان و بزرگ‌سالان گویی در یک چیز متفق‌القول هستند و اینکه جوانان اطاعت از اوامر آنها نمی‌کنند و راه خود را می‌روند. برای بیان این دغدغه مشترک حاکمان و بزرگ‌سالان، گفتمانی شکل گرفته است به نام: «گفتمان جوانی».
این گفتمان را جوانان شکل نداده‌اند؛ یعنی از درون کنشگری جوانان و خلاقیت و زبان گفت‌وگوی گروه‌های جوان چنین گفتمانی ایجاد نشده است. در گفتمان جوانی نقش اصلی را با واژه هویت توضیح می‌دهند. البته در اینجا هویت ظاهرا یک معنا بیشتر ندارد و آن هم هویت ملی است. منظور از هویت ملی در این گفتمان این است که جوانان باید خود را با ارزش‌ها و باورهای جمعی که مورد تأیید دولتمردان و بزرگ‌سالان است، وفق دهند.
بر این اساس بحران هویت عبارت است از مقاومت جوانان در برابر تسلیم و سازش با گفتمان جوانی. در اینجا نوعی چالش یا حتی جنگ در گرفته است. جنگی که در یک سوی آن دولتمردان و بزرگ‌سالان هستند و در سوی دیگر، جوانان قرار دارند. ادعای دولتمردان و بزرگ‌سالان این است که جوانان با سرپیچی از ارزش‌ها و باورهای ملی به ورطه نابودی کشیده شده‌اند. آنها استدلالی می‌کنند که آمار و ارقام سرسام‌آور اعتیاد، طلاق، خشونت، فقر و وادادگی فرهنگی در برابر فرهنگ‌های بیگانه، همه بیان‌کننده بحران هویت جوانان است. زیرا جوانان در تمام این آمار و ارقام مربوط به آسیب‌ها و مسائل اجتماعی سهم چشمگیری دارند. اما، آن روی سکه جوانان هستند. آنها که می‌خواهند به شیوه‌های مختلفی استقلال و پویایی و کنشگری‌های خود را ایفا کنند. جوانانی که دیگر نمی‌خواهند صرفا با «وابستگی» به بزرگ‌سالان زندگی را تجربه کنند. آنها با تکیه بر فناوری‌های ارتباطی و مجموعه‌ای اصیل از فرصت‌های امروزی که جهان در اختیار آنها قرار می‌دهد، می‌خواهند «خود» باشند. جوانانی که می‌خواهند «ابراز خود» کنند. آنها می‌خواهند نشان دهند و دیده شوند. برای آنها ابراز «خود» از طریق نمایش بدن، حضور در حوزه عمومی، خلق و آفرینش ابژه‌ها و نشانه‌های تازه و حضور در کنش جمعی، هویت جوانی صورت می‌گیرد. ما در قرن ٢١ زندگی می‌کنیم. اما دولتمردان و بزرگ‌سالان قرن‌بیستمی ما، می‌خواهند با تمام ابزارهایی که در اختیار دارند، جوانی جوانان را به اختیار خود درآورند. در جنگ میان جوانان و دولتمردان و بزرگ‌سالان یا جنگ میان سیاست و فرهنگ جوانی چه باید کرد؟ آیا با گسترش گفتمان جوانی و تأکید بر ترویج بیشتر این گفتمان می‌توان به راه‌حلی برای شکل‌دادن صلح یا آتش‌بس موقت میان آنها رسید؟ آیا با ایجاد تراز اخلاقی بیشتر و تأکید بر گناهکارشمردن جوانان و استفاده از همه استراتژی‌های سیاسی، می‌توان جوانان را به «وفاق اجتماعی» وادار کرد؟ آیا با تأکید بر درستی بی‌چون‌وچرای ارزش‌های اجتماعی مورد تأیید دولتمردان و بزرگ‌سالان می‌توان جوانان را وادار کرد تا به شرایط موجود تن دهند؟
تجربه دهه‌های گذشته نشان می‌دهد تمام پرسش‌های ذکرشده پاسخ نه دارند. جوانان با گفتمان جوانی که حاکمان و بزرگ‌سالان برای آنها برساخته‌اند، زندگی نخواهند کرد و هر روز شاهد شدیدترشدن مقاومت گفتمانی جوانانمان در قبال گفتمان جوانی موجود هستیم. ابتدا باید در جست‌وجوی راه‌حلی کوتاه‌مدت برای یک آتش‌بس موقت در این جنگ گفتمانی میان دولتمردان و بزرگ‌سالان از یک سو و جوانان از سوی دیگر باشیم و برای رسیدن به یک صلح پایدار گفتمانی باید چاره‌ای اندیشید.
یکی از اقدامات فوری برای چنین آتش‌بس گفتمانی تلاش برای نوعی بازاندیشی و نقد گفتمانی جوانی حاکمانه و بزرگ‌سالانه است. با وجود اینکه در سال‌های اخیر کتاب‌ها، تحقیقات، گفت‌وگوها و سخن‌های بسیاری در زمینه جوانی و مسئله جوانی در ایران تولید و عرضه شده است اما، باید گفت متأسفانه ما هنوز سهم نظری در جوانی نداریم. منظور این است که ما هنوز رابطه میان جوانی و جامعه را نمی‌شناسیم.
عمده مطالبی که تاکنون در زمینه جوانی گفته‌ایم یا از صنف تولید و بازتولید ایدئولوژی است یا بحث‌های روان‌شناسانه است. در نتیجه نحوه تعامل و روابط میان جوانان و جامعه روشن نیست. ما هنوز نمی‌دانیم جوانان در فرایند پویایی و تغییر جامعه چگونه عمل می‌کنند. هنوز درک نظری روشنی از معنای جوانی در شرایط کنونی جامعه‌مان نداریم. ما هنوز نمی‌دانیم کنشگری جوانان در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی چیست. ما هنوز دیدی پدیدارشناسانه از نحوه عمل جوانان در معنابخشیدن و فهم از زندگی و جامعه نداریم.
تمام سرمایه معرفتی ما درباره جوانی و جوانان در شرایط امروز از درون گفتمان آسیب‌شناسی روانی و اجتماعی بیرون آمده است. در این گفتمان، جوان و جوانی مانند امر آسیب‌مند یا نوعی بزه تعریف‌ شده است. این شکل از گفتمان، جوان و جوانان را آشکارا در موقعیت فرودستی قرار داده و به سرکوب آنها می‌پردازد. در این حالت نه‌تنها واقعیت موجود فرهنگ جوانی در جامعه امروز ما نشان داده نمی‌شود بلکه با نکوهش و تحقیر جوان، جوانان را خشمگین کرده و علیه جامعه به طغیان وا می‌دارد.
دومین تلاش ضروری که ما برای ایجاد آتش‌بس در این جنگ گفتمانی میان دولتمردان و بزرگ‌سالان از یک‌ سو و جوانان از سوی دیگر باید انجام دهیم، عبارت است از درک و فهم ظرفیت‌های وجودی جوانان برای ارتقای جامعه و گسترش مشارکت جوانان در شکل‌دادن به زندگی خود و جامعه.
در تمام سال‌های گذشته، نظام سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی ما تلاش کرده به‌عنوان قیم و سرپرست برای جوانان تعیین تکلیف و مسئله‌های جوانی را خود بیان کند. در شرایط امروز و فردای جهان این شیوه که ما برای جوانان برنامه‌ریزی کنیم، دیگر سازنده نخواهد بود. ما باید به ‌سوی نوعی نظام برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری جوانی حرکت کنیم که در آن از برنامه‌ریزی «برای جوانان» یا حتی برنامه‌ریزی «با مشارکت جوانان» عبور کرده و به ‌سوی برنامه‌ریزی «توسط جوانان» برویم.
در این الگوی سوم از برنامه‌ریزی «توسط جوانان» هدف این است که مسئله‌های برنامه‌ریزی برخاسته از خواسته‌ها، نیازها و ظرفیت‌ها یا قابلیت‌های وجودی جوانان مبنای سیاست‌گذاری قرار گیرد. در این الگوی سوم یعنی برنامه‌ریزی «توسط جوانان»، دولتمردان و بزرگ‌سالان دیگر قیم و سرپرست جوانان نیستند بلکه در کنار جوانان و همراه آنها در نوعی رابطه برابر و عادلانه برای شکل‌دادن زندگی جوانان تلاش خواهند کرد.
در این حالت جوانان سرمایه بالفعل جامعه هستند که با انرژی عاطفی، خلاقیت و توانمندی‌های خود تلاش می‌کنند مطابق با شرایط روز زندگی‌شان و نه مطابق با آرزوها و امیال دیگران، به این پرسش‌ها پاسخ دهند که زندگی چیست؟ چگونه باید زندگی کرد؟ و نقش جوان و جوانی در زندگی چگونه است؟
در اینجا درک واقع‌بینانه از ظرفیت‌های وجود جوان قرن ٢١ ایرانی اهمیت دارد. در این الگوی برنامه‌ریزی باید به «بسیج منابع جوانی» به‌عنوان راهبرد اصلی برای بهبود شرایط جوانان اندیشید.
در این راهبرد انرژی عاطفی جوانان، توانایی‌های جسمی جوانان، نوع‌خواهی و نوع‌جویی جوانان، میل جوانان برای تغییر، سرمایه‌های خرده‌فرهنگی جوانان، تمایلات زیبایی‌شناسانه و هنری جوانان، میل جوانان به رقابت و دیگر ویژگی‌های فرهنگ جوانی امروز به منزله «منابع» برای برنامه‌ریزی است.
از این دیدگاه ما باید نوعی چرخش گفتمانی در زمینه جوانی را پذیرا شویم. کم‌کم باید بپذیریم که گفتمان جوانی را از درون زندگی واقعی و واقعیت‌های زندگی جوانان ایران شکل دهیم. گمان می‌کنم دولتمردان و بزرگ‌سالان باید با مفاهیم تازه‌ای درباره جوانی و جوانان بیندیشند. استفاده از مفاهیمی که تاکنون برای مواجهه با امر جوانی داشته‌ایم، دیگر پاسخ نمی‌دهد. گفتن اینکه جوانان از ارزش‌ها دور شده‌اند یا ما با بحران بیگانگی روبه‌رو هستیم یا تأکید و اصرار بر استفاده از مفاهیم سیاسی و ایدئولوژی برای مواجهه با جوانی ممکن است خشنودی سیاسی ما را فراهم کند اما تجربه نشان داده است که به خوشبختی جوانان کمک چندانی نکرده است.
باور ندارم همه آنچه واقعیت‌های زندگی جوانان را شکل می‌دهند، پذیرفتنی یا دوست‌داشتنی هستند، یا نمی‌گویم که همه آنها انسانی یا الهی هستند. بدون تردید جوانان خود نیز می‌دانند که نیازمند زندگی اخلاقی‌تری هستند اما، مسئله این است که با این زبان و شیوه بیان نمی‌توانیم به خوشبختی جوانان کمکی کنیم. از این رو تحول در گفتمان جوانی و تلاش برای ایجاد یک الگوی برنامه‌ریزی جدید لازمه آتش‌بس در وضعیت موجود است.
علاوه بر دو نکته فوق لازم است بر اهمیت نقش دانش و نظام دانایی در شرایط کنونی برای بهبود وضعیت جامعه و از جمله وضعیت جوانان تأکید کنم. در تمام دعواهای گذشته ما تلاش کرده‌ایم به کمک انواع ‌و اقسام تحقیقات پیمایشی و تولید آمار و اطلاعات، جامعه و جوانان را بشناسیم. من ضمن تأیید و تأکید بر ضرورت تولید و دسترسی به داده‌های آماری و کمّی درباره جامعه و جوانان یادآوری می‌کنم که سیطره رویکرد کمّی‌گرایانه در تحقیقات اجتماعی یکی از موانع جدی خشم جوانان و جامعه امروز شده است. تحقیقات‌پژوهی در زمینه جوانان جامعه، مشکلات بسیاری دارد.
این تحقیقات فارغ از اینکه تا چه اندازه به‌لحاظ معیارهای علمی قابل نقد هستند، با این مشکل نیز مواجه‌اند که هیچ نوع درک مدنی و مفهومی از فرهنگ جوانان و جوانی تاکنون در اختیار ما قرار نداده‌اند. درواقع پرسش‌های جدی ما درباره جوانی و جوانان ایرانی هنوز بدون پاسخ مانده‌اند. این در شرایطی است که در دو دهه گذشته انبوهی از تحقیقات تجربی و کتاب‌ها و مقالات در این زمینه انجام شده و به چاپ رسیده است. همچنین این تحقیقات به ما در زمینه رسیدن به نوعی آشنایی و فهم پدیدارشناسانه از کیفیت زندگی و زیست جهان ایرانی هیچ کمکی نکرده‌اند.
این تحقیقات با تغییردادن جوانان و زندگی آنها به اعداد، موجب شکل‌گیری نوعی آگاهی بافت‌زدایی‌شده و دانش کاذب درباره جوانی و جوانان ایرانی شده است. بخشی از کژتابی‌های موجود در گفتمان جوانی دولتمردان و بزرگ‌سالان ریشه در همین دانش کاذب دارد. ما دانشگاهیان و محققان در زمینه جوانان کوتاهی کرده و مقصریم. ما باید مسئولیت حرفه‌ای و دانشگاهی خود را می‌دانستیم و از موقعیت جوانی و جوانان ایرانی تصویر واقع‌بینانه و عمیق‌تری در جامعه ارائه می‌کردیم.
من به سهم خودم احساس شرمندگی می‌کنم و امیدوارم همکاران من نیز این احساس را داشته باشند. باید به‌خاطر داشته باشیم که بهای خطای دانشگاهیان قربانی‌شدن انبوهی از جوانان و فرزندان این مرز و بوم است. ما برای فهم جوانی، یعنی همان فهم رابطه جوان و جامعه، نیازمند نظام دانایی دیگری هستیم که در آن جوانان بتوانند «صدای خود» را به گوش جامعه برسانند و از طریق این اعلام دانایی، نوعی گفت‌وگوی خلاق، سازنده و واقعی میان جامعه و جوانان شکل گیرد. البته لازمه اعلام دانایی این است که نظام برنامه‌ریزی سیاست‌گذار نیز پذیرای این نوع تحقیقات کیفی، پدیدارشناسانه و مبتنی بر صدای جوانان باشد.
* برای دریافت فایل مقالات و سخنرانی های من به کانال تلگرام و آپارات مراجعه کنید:

کانال تلگرام:

https://telegram.me/DrNematallahFazeli

کانال آپارات:

http://www.aparat.com/DrNematallahFazeli

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
Type the characters you see in this picture. (شنیدن واژه ها)

کلمات موجود در عکس را تابپ کنید

جدیدترین کتاب ها

فرهنگ امروز ایران
مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران
تاریخ فرهنگی ایران مدرن

جدیدترین نظرات

آمار سایت

  • شمارنده سایت:3,329,904
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:1343
    • هفته جاری:15571
کانال تلگرام دکتر فاضلی