رسالت مطالعات تاریخ فرهنگی چیست؟

در شماره اول نشریه مردم نامه، مقاله ای از من با عنوان «رسالت مطالعات تاریخ فرهنگی چیست؟» منتشر شده است. من در این مقاله پرداختن به ساحت وجودی انسان را بعنوان رسالت مطالعات تاریخ فرهنگی معرفی کرده ام. متن کامل مقاله را در ادامه تقدیمتان می کنم:

یوهان هویزینگا مورخ هلندی و از شارحان و پیشگامان تاریخ فرهنگی در 1926میلادی سخنرانی با عنوان «رسالت تاریخ فرهنگی» انجام داد و در همان دوره های آغازین شکل گیری و گسترش تاریخ فرهنگی این پرسش را مطرح کرد که تاریخ فرهنگی چه وظایف و رسالت هایی را برعهده دارد؟ گمان می کنم اکنون ما در ایران در همان موقعیت تاریخی هستیم که در سال های آغازین قرن بیستم تاریخ فرهنگی مراحل تکوینی رشد خود را طی می کرد. در مقاله «تاریخ فرهنگی، الگوی در حال ظهور در ایران» گزارشی از تلاش های پراکنده ای که در یک دهۀ اخیر در ایران در زمینۀ مطالعات تاریخ فرهنگی انجام شده، ارائه کرده ام. در این گزارش توضیح داده ام که نسل جوان تر محققان تاریخ ما با اشتیاق بیشتری به سراغ رویکرد تاریخ فرهنگی آمده اند. گفته ام ما اکنون در "مرحلۀ جنینی" شکل گیری مطالعات تاریخ فرهنگی در ایران هستیم اما گمان می کنم در یک دهۀ آینده شاهد زایش مطالعات تاریخ فرهنگی خواهیم بود. در همین مرحلۀ جنینی این نوع مطالعات اگر از آن مراقبت نکنیم، ممکن است در آینده فرزند ناقص الخلقه ای از مطالعات تاریخ فرهنگی به دنیا آید. پرسش از رسالت تاریخ فرهنگی به همین دلیل اکنون ضرورت دارد.
از این رو ما نیز باید این پرسش را مطرح کنیم که تاریخ فرهنگی در ایران چه رسالت یا رسالت هایی را بردوش دارد؟ بدون پاسخ دادن به این پرسش، ممکن است نتوانیم از سودمندی ها و دستاوردهای "مطالعات تاریخ فرهنگی" بهره مند شویم. از این رو در این جستار تلاش می کنم تا در حد توانایی هایم برخی از رسالت هایی را که ما اکنون می توانیم از مطالعات تاریخ فرهنگی انتظار داشته باشیم توضیح دهم. اگرچه نکاتی که بیان می کنم تنها سرآغازیست برای طرح "پرسش رسالت تاریخ فرهنگی" و نه تعیین این رسالت. زیرا رسالت تاریخ فرهنگی در "گفت و گوی جمعی" درون آکادمیا و میان کسانی که در این زمینه فعالیت می کنند به تدریج شکل می گیرد. آکادمیای مطالعات تاریخ فرهنگی ماهیتا گسترده است و محدود به مورخان نمی شود. زیرا مطالعات تاریخ فرهنگی به عنوان حوزۀ "میان رشته ای" تنها در انحصار مورخان نیست بلکه جامعه شناسان، انسان شناسان، محققان مطالعات فرهنگی و همه حوزه های علوم انسانی و اجتماعی در این زمینه نفش و سهم دارند. از اینرو موضوع رسالت مطالعات تاریخ فرهنگی از گفتگوی جمعی تمام کسانی که در زمینۀ علوم انسانی و اجتماعی تلاش می کنند، حاصل می شود.
• تاریخ فرهنگی چیست؟
اجازه دهید ابتدا بگویم تاریخ فرهنگی چیست؟آنگاه بر اساس تعریف یا توضیحی که از چیستی و چگونگی این حوزۀ مطالعاتی ارائه می کنیم، می توانیم تا حدودی رسالت های ممکن برای مطالعات تاریخ فرهنگی را ارائه کنیم. اگرچه پیتربرک و دیگران نشان داده اند که مطالعات تاریخ فرهنگی قلمرو مطالعاتی است که دائما در حال گسترش است و نمی توان به سادگی این قلمرو مطالعاتی را محدود کرد یا تعریفی قطعی یا نهایی برای آن ارائه داد. برک در ابتدای مقاله «تاریخ فرهنگی و همسایگان آن» می نویسد تاریخ فرهنگی چنان بسط یافته که تا "فرهنگ عمومی" و "زندگی روزمره" نیز کشیده شده و تاریخ فرهنگ مادی، تاریخ بدن، تاریخ اعمالی مثل ژست‌ها، شوخی، کلکسیون، سفر و مانند این‌ها را شامل می شود. برک با ارایه شواهد متعدد از گسترش این حوزه دانش نشان می دهد که تاریخ فرهنگی به "فرهنگ مجازات"، "فرهنگ قمار"، "فرهنگ ادب" و "فرهنگ رازداری" و امثال اینها توسعه یاقته است. پیچیدگی تعریف مطالعات تاریخ فرهنگی نه تنها ناشی از گسترش مداوم این حوزه مطالعاتی است بلکه همان طور که برک شرح می دهد، ناشی از همپوشانی های روش شناختی، معرفت شناختی و موضوعی است که میان تاریخ فرهنگی و رشته های دیگر وجود دارد.
همچنین در دهه های اخیر مجموعۀ پرشماری از مطالعات تاریخی شکل گرفته اند که این مطالعات نیز با تاریخ فرهنگی همپوشانی هایی دارند؛ تاریخ ذهنیت، تاریخ مردم، تاریخ شفاهی، تاریخ زندگی روزمره، تاریخ فکر، تاریخ فرهنگی کارهای فکری و بسیاری از حوزه های مطالعات تاریخی دیگر. از این رو به سختی می توان تعریفی جهانشمول و جامع و مانع برای مطالعات تاریخ فرهنگی ارائه کرد. مفهوم فرهنگ تا حدود وجه مشترک و هویت دهنده این حوزه مطالعاتی است. این که مطالعات تاریخ فرهنگی معطوف و متمرکز بر حوزه معنایی و نمادین جامعه است و انسان و عاملیت او را بیش از هر چیزی برجسته می سازد. اگر به موضوعاتی که تاکنون در این حوزه مطالعاتی انجام شده توجه کنیم می بینیم که تاریخ فرهنگی ساحت وجودی انسان را مبنای شناسایی های خود قرار داده است، ساحتی که تمام ابعاد جسمی، روانی و روحی ما را دربر می گیرد و بر دستاوردها، خلاقیت ها، نیازها و تمایلات و توانایی های واقعی انسان، یعنی همه انسان ها نه صرفا گروه های برگزیده توجه دارد. این نکته را از همان موضوعاتی که پیتر برک اشاره کرده یا در کتاب «تاریخ فرهنگی چیست» آنها را توضیح داده می توان به وضوح دریافت.
تاریخ بدن، تاریخ فرهنگ مادی، تاریخ اعمال، تاریخ سفر، تاریخ مجازات، تاریخ خشونت، تاریخ راز داری، تاریخ خویشتن داری، تاریخ ادب، تاریخ احساسات یا عواطف، تاریخ حافظه، تاریخ کودکی، تاریخ زندگی روزمره، تاریخ سالمندی، تاریخ زنانگی، تاریخ جنسیت، تاریخ خرافات، تاریخ عشق، تاریخ زشتی، تاریخ زیبایی، تاریخ رقابت، تاریخ شناخت، تاریخ بازی ها، تاریخ استمنا، تاریخ اندام های جنسی و امثال اینها.
هریک از حوزه هایی که بیان کردیم خود مجموعۀ پرشماری از عناوین را دارند. برای مثال تاریخ احساسات یا عواطف شامل تاریخ تمام عواطف آدمی است. مانند تاریخ غرور،تاریخ غم، تاریخ شادی، تاریخ شجاعت یا شهامت و امثال اینها. یا وقتی که از تاریخ بدن صحبت می کنیم ما با مجموعه پرشماری از تاریخ ها سروکار داریم؛ تاریخ کلیّت بدن، تاریخ تک تک اجزای ما از تاریخ گیسوومو گرفته تا تاریخ دست، پا، یا تاریخ اندامهای جنسی انسان.
اگر بخواهیم حوزه های مطالعات تاریخی که ذیل مطالعات تاریخ فرهنگی قرار می گیرند یا با آن قرابت و همپوشانی فراوان دارند در نظر بگیریم، مانند تاریخ ذهنیت یا تاریخ مردم، آنگاه متوجه می شویم که حوزۀ مطالعات تاریخ فرهنگی حوزۀ بسیار وسیعی است. حوزه ای که به یک عبارت که شامل تمام نظام معنایی ما است. یعنی مطالعات تاریخ فرهنگی به نوعی بازخوانی فرآیندهای تولید، توزیع و کاربست معانی و نمادها در میان انسان ها، گروه ها و ملّت ها است. این که چگونه معناها تولید شده اند و نمادها چگونه تفهیم شده اند، نمادها چگونه به لحاظ تاریخی برساخت شده اند، یا فرآیندهایی که معانی و نمادها به صورت گفتمان ها و بازنمایی ها در غالب متون ادبی، متنی و بصری تولید و تکثیر شده اند، اینها تماماً کارهای مطالعاتی است که ذیل قلمرو مطالعات تاریخ فرهنگی انجام شده است. می توان گفت مطالعات تاریخ فرهنگی مطالعۀ پویایی ها، خلاقیّت ها، شکست ها و ناکامی ها و تمام کنش ها و واکنش هایی است که انسان ها به صورت جمعی در غالب گروه ها، قومیّت ها یا ملّت ها انجام داده اند.
"مطالعات تاریخ فرهنگی جدید" در چشم اندازی جهانی طی دهه های اخیر به ویژه بعد از سال های 1970م. گسترش یافته است. این گسترش روزافزون مطالعات تاریخ فرهنگی به نوعی حاصل تحولات معرفت شناختی و جامعه شناختی است که جوامع انسانی طی نیم قرن گذشته آنها را تجربه کرده اند. در یکی از فصول کتاب «تاریخ فرهنگی ایران مدرن» این تحولات را تا حدودی توضیح دادم. از این رو گمان می کنم نیازی به بازگویی این تحولات نباشد. همچنین پیتر برک در کتاب «تاریخ فرهنگی چیست؟» این تحولات را توضیح داده است. نکته ای که باید در آن تأکید کرد این است که مطالعات تاریخ فرهنگی به عنوان نوعی "بازی روشنفکرانه" یا تفنّن درنیم قرن گذشته گسترش نیافته است، بلکه گسترش این مطالعات، برآیند "ضرورت ها و نیازهای وجودی" انسان ها و جوامع بوده است، نیازهایی که در "مطالعات تاریخی کلاسیک و سنتی" به آنها توجه کافی نمی شد. همان طور که پیش تر اشاره کردم مطالعات تاریخ فرهنگی، "تاریخ وجودی انسان" است.
"مطالعات تاریخی کلاسیک" یا سنّتی به نقش عاملیّت، فاعلیت و خلاقیّت انسان ها و "مردم عادی" در فرآیند شکل گیری و توسعه و تحوّل تاریخ و جامعه بسیار اندک بوده است. مطالعات کلاسیک و سنّتی عمدتاً با تکیه بر "مطالعات دوره ای"، مطالعه "رویدادهای بزرگ" و توجّه ویژه به "چهره ها و قهرمانان" و تکیه بر شناخت یا شناسایی دولت ها و قدرت ها، نقش مردم عادی،گروه های فرودست یعنی زنان،کودکان، نوجوانان، اقوام و اقلیّت ها، مهاجران،گروه های اجتماعی مثل کارگران،کشاورزان و سایر افراد را تا حدودی نادیده گرفته اند. از طرف دیگر مطالعات تاریخ نگاری سنّتی و کلاسیک از لحاظ معرفت شناختی و روش شناختی مجهز به روش هایی نبوده اند که بتوانند به هرحال "ذهنیت" و "کیفیت فرآیندهای واقعی زندگی" را برای ما آشکار کنند. مطالعات کلاسیک و سنّتی با توجه به "رویکرد های پوزیتیو" یا اثباتی که داشته اند لاجرم عمدتاً بر مطالعۀ "وجوه عینی" و مستند و کاملا قابل مشاهدۀ جریان ها و رویدادهای تاریخی تکیه داشته اند. از طرف دیگر مطالعات کلاسیک و سنّتی شیوه ای از مطالعه تاریخ را توسعه داده اند که عمدتاً خوانشی از زمان ارائه می کند که حال و آینده در آن نادیده گرفته شده یا اینکه حال و آینده جایگاه کم اهمیّتی در این نوع مطالعات دارند. در حالی که ما در جهان دائم التغییر و با تغییرات پرشتاب و جهانی که انباشته از چالش ها، پیچیدگی ها و بحران هاست، نیازمند برداشت یا خوانشی از زمان هستیم که بتواند به هرحال "تاریخ اکنون" ما و حتی "تاریخ آینده" را نیز ملاحظه کند. محدودیت مطالعات تاریخی کلاسیک و سنّتی در ارائه چشم اندازی از معنای زمان که بتواند حال و آینده را ببیند، موجب شد که محققان در نیمۀ دوم قرن بیستم میلادی تاکنون به سوی خلق چشم اندازهای تازه حرکت کنند. در اینجا نمی خواهم تمام نقدهایی که به مطالعات تاریخی کلاسیک و سنّتی هست، مرور کنم. در این زمینه دیگران به حد کافی نوشته و گفته اند. غرض این است که بگویم مطالعات تاریخ فرهنگی تا حدودی در نتیجۀ "گفتگوی انتقادی" با مطالعات تاریخی کلاسیک و سنّتی شکل گرفته و گسترش یافته است. علاوه بر این مطالعات تاریخ فرهنگی در دهه های اخیر درشرایطی گسترش یافته است که انسان و جامعۀ امروزی با مسائل و فرآیندهای تازه ای از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی روبه رو است. عمده ترین این مسائل و فرآیندها را با عبارت «فرهنگی شدن» یا «چرخش فرهنگی» در جوامع امروزی توضیح داده ام. در کتاب «فرهنگ و شهر؛چرخش فرهنگی در گفتمان های شهری» تلاش کرده ام تا این برداشت خود ازمفهوم «چرخش فرهنگی» یا «فرهنگی شدن» را توضیح دهم. خلاصه سخن من این است که انسان ها و جوامع امروزی با فرآیندهای گوناگونی مانند فردی شدن، دموکراتیک شدن، رسانه ای شدن، شبکه ای شدن، اطلاعاتی شدن، زنانه شدن، صنعتی شدن،کلان شهری شدن و مجموعه ای از شدن های دیگر روبه رو هستند. این فرآیندها که هرکدام داستان بزرگی در زندگی امروز ماست و هریک از ما انسان ها در زندگی روزمره مان با آنها سروکار داریم، نیازمند فهمی از معنای زمان یا تاریخ است. پل پیرسون در کتاب کلاسیکش «سیاست در بستر زمان: تاریخ، نهادها و تحلیل اجتماعی »، اهمیت بعد زمانمندی همه فرایندهای اجتماعی را نشان داده است، چیزی که در فضای علوم اجتماعی ما هنوز در عمل جا نیفتاده است. انسان امروزی که عمدتاً در شهرها و کلان شهرها زندگی می کند، به همان اندازه که برای بقای خودش نیازمند اکسیژن، نان و آب هست، به همان اندازه نیازمند دانش و بینشی تاریخی و فرایندی است که بتواند او را در این شرایط کلان شهری و سیاره ای شدۀ جهان، سازگار کند. یعنی امکان زندگی او با این مجموعۀ جهان پیچیده و فراپیچیده را ممکن و مهیا سازد. داشتن بینش و چشم اندازی تاریخی به این معناست که انسان امروزی چه در ایالت متحده آمریکا باشد یا در کشورهای عربی، آمریکای لاتین، آفریقا یا در ایران لاجرم باید بتواند موقعیتی را که در آن قرار گرفته است فهم کند. بدون دست یافتن به نوعی آگاهی تاریخی و فهم فرآیندهایی که هرلحظه عواطف و احساسات، امیال و غرایز، رفتارها و به طور کلّی شخصیّت و زندگی او را تحت تأثیر قرار داده و تغییر می دهد، بدون دست یافتن به نوعی آگاهی از این که این تغییرات از کجا آمده؟چگونه رخ می دهد؟ به کجا خواهد رفت؟ انسان امروزی قادر به زندگی خود با رضایت و کیفیّت قابل قبول نخواهد بود. از این رو در شرایط امروز جوامع، مجموعۀ وسیعی از کنجکاوی ها و پرسش ها در برابر ما قرار گرفته است. بدن و اجزاء آن، زندگی روزمره یعنی تجربه های ما دربارۀ مصرف کردن، خرید کردن، زندگی درشهر، تغذیه، بهداشت، سلامتی، کسب درآمد، تربیت کودک، ازدواج، فرزندآوری، همزیستی با دیگران و تمام اجزاء دیگر زندگی روزمره و آنچه تمام الگوهای فرهنگی سنّتی و تاریخی که برای ده ها، صدها و شاید هزارها سال در ذهن و زبان و ضمیر ما حاکم بوده اند مانند اسطوره های دینی، اعتقادات و باورهای سنتی، هنجارها و ارزش های اخلاقی و تمام ابعاد زندگی ما اکنون هر کدام به تنهایی به صورت نوعی چالش و پرسش درآمده اند. انسان ها برای مدّت طولانی در تاریخ با این پرسش ها به نحو جدّی روبرو نبوده اند. اگرچه فیلسوفان، محقّقان و نویسندگان خلّاق در طول تاریخ تلاش کرده اند تا به شیوه های مختلفی نوعی خودآگاهی یا حساسیت در ما انسان ها نسبت به همه تجربه های مان ایجاد کنند اما وضعیتی که ما اکنون با آن روبه رو هستیم وضعیتی است که نه فقط نخبگان یا کسانی که درگیر کارهای فکری هستند بلکه همگان یعنی حتی افراد عادی و عامی با پرسش های جدّی دربارۀ ای نکه چگونه زندگی کنند؟چه بخورند؟چه بپوشند؟چه بگویند؟کجا بروند؟چه کنند یا نکنند؟ روبه رو شده اند. ما برای نخستین بار در طول تاریخ با وضعیتی روبه رو هستیم که "کارهای عادی زندگی"، دیگر عادی نیستند. الگوهای تکراری، سنّت و تمام چیزهایی که به عنوان میراث از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و درونی می شدند، اکنون گویی به صورت "امر بیرونی" درآمده و در برابر ما قرار گرفته اند. در این شرایط است که پرسش از تاریخ نه به عنوان فهم گذشته بلکه به عنوان فهمی برای مواجهه با زندگی اکنون و ساختن راه آینده در برابر ما قرار گرفته است.
مطالعات تاریخ فرهنگی با توضیحی که دربارۀ آن دادم در این بستر اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته و در حال گسترش است. مطالعات تاریخ فرهنگی در دهه های اخیر به نوعی تلاشی است برای پاسخ دادن به موضوعات و کنجکاوی ها، پرسش ها و چالش هایی که کمابیش همۀ انسان ها در جریان زندگی روزمره و عادی با آن روبرو هستند. برای انسان ها در گذشته یعنی برای پدر، مادر، پدربزرگ و مادر بزرگ من، بدن هرگز مسئله نبود. اگرچه آنها بیش از انسان های امروز با بیماری و مرگ درگیر بودند اما مدیریت بدن، مسئله گذشتگان ما نبود. در شرایط امروزی است که آرایش بدن یعنی اشکال گوناگون جراحی ها، جراحی های زیبایی، اشکال گوناگون خودآرایی، مُد و شیوه های پیچیدۀ کاربرد اندام های ما در زندگی که امروز با آن روبه رو هستیم، برای نسل های گذشتۀ ما هرگز به شکل امروزی اهمیّت و اولویت نداشت. در چنین شرایطی است که مطالعات تاریخ فرهنگی به سراغ فهم بدن و فرآیندهای شکل گیری بدن امروزی از لحاظ تاریخی برآمده است.
یا در نظر بگیرید اهمیّتی که اکنون اشیاء در زندگی ما پیدا کرده اند. انسان ها همیشه در طول تاریخ با اشیاء سروکار داشته اند. انسان، حیوان ابزار ساز است. اما در نیم قرن گذشته در نتیجۀ گسترش تکنولوژی ها و مهم تر از آن بسط نظام سرمایه داری،گسترش بازار و شکل گیری "جامعۀ بازار"، به تدریج کالاها و اشیاء چنان انبوه و فراگیر شده اند که برخی نظریه پردازان از "سیطرۀاشیاء" بر انسانها سخن می گویند. در چنین شرایطی است که اشیاء و نحوۀ مصرف آنها برای ما به صورت "مسئله اجتماعی" درآمده است. مطالعات تاریخ فرهنگی که در حال حاضر با آن روبه رو هستیم، تلاش کرده است تا این مواجهه ما با اشیاء را یکی از دستور کارهای خود قرار دهد. همان طور که اشاره کردم تاریخ فرهنگ مادی یکی از زیر مجموعه های مطالعات تاریخ فرهنگی است. عباس کاظمی از محققان شناخته شدۀ مطالعات فرهنگی در ایران به تازگی کتاب «امر روزمره در جامعۀ پسا انقلابی » را منتشر کرده است. این کتاب که به نوعی باید آن را سرآغاز مطالعات تاریخ فرهنگی سه دهۀ اخیر ایران بدانیم، تلاش می کند تا به تعبیر خود او "زندگینامۀ فرهنگی اشیاء" در دهه های اخیر ایران را نشان دهد. او برای تحقّق این امر به مطالعۀ زندگی لباس های جین در دهۀ 1960م. و مطالعۀ کراوات و مصرف ویدیو و همچنین مطالعه ماشین پیکان در ایران اخیر می پردازد. گمان می کنم اگر ما بتوانیم سایر اشیایی که در دهه های اخیر به صورت نوعی "مصرف همگانی" درآمده اند، موضوع مطالعه قرار دهیم به شیوه ای که کاظمی آنها را برای ما معنادار کرده است، آنگاه متوجه خواهیم شد که مطالعات تاریخ فرهنگی می تواند نیروهای مهمی که بر عواطف و احساسات، رفتارها و افکار ما تأثیر می گذارند اما ما نسبت به آنها آگاهی کمی داریم، آنها را به ما بشناساند. گمان می کنم مبلمان های خانه،کمدها، لباس ها و حتی غذاها بر ما نوعی چیرگی پیدا کرده اند. در همین ماهه ای اخیر «فائو»-سازمان خواروبار جهانی- اعلام کرد که ایران سومین کشوری است که بیشترین مواد غذایی را هدر می دهد. برآورد فائو این بود که در ایران سالانه بین پنج تا هشت میلیارد دلار مواد غذایی دور ریخته می شود. اگر ما به این پرسش بپردازیم که نحوه مواجهۀ ما با غذا یا مبلمان ها یا ماشین ها یا سایر کارها چگونه است؟ ما طی چه فرآیندی در تاریخ حیات اجتماعی مان به چنین رفتارهایی با غذا، ابزارها و کالاها رسیده ایم، آنگاه توانایی بیش تری برای مدیریت این امور و زندگی روزمره به دست می آوریم.
مطالعات تاریخ فرهنگی نوعی افشاء و پرده برداری از نیروها، عوامل و پدیده هایی است که به اشکال مختلفی در زندگی روزمرۀ ما جاری و ساری هستند و نقش مهمی در شکل دادن موقعیت و رفتارهای ما دارند. مطالعات تاریخ فرهنگی با ارائه "تصویر فرآیندی" از زندگی و مجموعۀ عوامل سازندۀ آن به ما کمک می کنند تا بتوانیم نوعی خودآگاهی از مجموعۀ عوامل و نیروهایی بدست آوریم که سازندۀ زندگی ما هستند. بدون وجود مطالعات تاریخ فرهنگی ما اغلب گمان می کنیم که قهرمانان، دولت ها یا صرفاً "حوادث بزرگ" یعنی جنگ ها یا ظهور و افول دولت ها و انقلاب ها هستند که سازندۀ زندگی ما می باشند. مطالعات تاریخ فرهنگی به ما نشان می دهد که همه انسان ها از کودکان، میانسالان تا بزرگسالان و سالمندان، زنان و مردان، همۀ گروه ها از اکثریت تا اقلیّت، از بومی ها تا مهاجران، همۀ اجزاء زندگی از آدم ها تا اشیاء، همۀ اشکال دانش و نوآوری ها و خلاقیّت ها، همۀ چیزهایی که ما با آنها سروکار داریم از تکنولوژی تا طبیعت به شیوه های پیچیده و تأثیرگذاری در شکل دادن زندگی و مرگ ما تأثیر و نقش دارند.
وقتی از مطالعات تاریخ فرهنگی صحبت می کنیم از جریان جاری زندگی مردم یعنی آدم ها با غم ها و شادی ها، بیم ها و امیدها، رنج ها و لذت ها، از تمام فرازو فرودهای لحظه ها، از تمام روزهای زندگی صحبت می کنیم. مطالعات تاریخ فرهنگی نوعی تلاش معرفتی و دانشی برای مسلّح و توانمند شدن انسان در این جهان پیچیده و فرا پیچیده است. مطالعات تاریخ فرهنگی "لنز معرفتی" است که ما به کمک آن می توانیم زیرپوست شهر یا بهتربگویم تمام عواملی که به نحو مویرگی در تمام سلسله اعصاب زندگی فردی و جمعی ما در حرکت هستند، را ببینیم. از این نظر مطالعات تاریخ فرهنگی تلاشی است برای توانمند کردن ما تا بتوانیم در شرایطی که کالاها، جریان های اطلاعات، جمعیت ها، بحران ها، ایدئولوژی ها ،بازارها و مجموعۀ وسیعی از نیروها به صورت انبوه به زندگی تک تک ما وارد شده و بر آن هجوم می آورند ما بتوانیم در مواجهه با این انبوهه انبوهه ها وجود انسانی خودمان را حفظ کنیم و به ساحت وجودی مان میدان و مجال برای بازیگری و ایفای نقش اهمیت دهیم. در شرایط کنونی که اشیاء و کالاها، پول ها، سرمایه ها و بازارها از طریق مصرف بر ما سیطره پیدا کرده اند، ما نیازمند یافتن راه هایی برای پاسخ دادن به نیازهای وجودی خود هستیم.
ممکن است در این شرایطی که این انبوهه ها هرکدام ما و زندگی های روزمرۀ ما را به سمت و سویی می کشانند، انسان گم شود؛ وجود ما ممکن است پاره پاره شود. نه تنها هویّت های جمعی مانند ایرانی بودن و مسلمان بودن، ممکن است در این هجمه هژمونیک شده پول و مصرف گم یا تکه پاره شود، بلکه حتی هویّت های کوچک تر مثل زن بودن یا مرد بودن، مثل انسان بودن به طورکلّی، یعنی داشتن یک تجربه ای از ارزش های وجودی انسان، خلّاق بودن، دوست داشتن، یادگرفتن که نیازهای وجودی مااست، داشتن روابط مسالمت آمیز، صلح، همزیستی با دیگری و دیگر ارزش های وجودی، تمام اینها ممکن است محو شده یا به حاشیه رانده شوند. در چنین شرایطی که با هژمونی انبوهه های اقتصادی،کالایی و سرمایه داری رو به رو هستیم، یکی از ابزارهای معرفتی ما "برای دفاع از انسان" رسیدن به درک یا خودآگاهی تاریخی از مواجهه ما با این مسئله ها است.
• رسالت تاریخی فرهنگی در ایران
مطالعات تاریخ فرهنگی در ایران امروز این رسالت را بر عهده دارد که "موقعیت انسان ایرانی" را در جهان پیچیده و فراپیچیدۀ کنونی آشکار کند، ما را نسبت به فرآیندهایی که هرلحظه دم و بازدم مارا تحت تأثیر خود قرار می دهد، آگاه سازد. رسالت مطالعات تاریخ فرهنگی ایرانی، افشا سازی مناسبات قدرتی است که به نوعی زیست جهان انسان ایرانی، ذهنیت ها، احساسات، عواطف، ارزش های اخلاقی و به طور کلّی وجود انسانی او را استثمار می کنند. گمان می کنم ایران با توجّه به تاریخ و قدمت چند هزارساله اش و غنای معنایی که از همزیستی چندهزارسالۀ اقوام، زبان ها، مذاهب و گروه های گوناگون در این سرزمین به وجود آمده است از سرمایه های فرهنگی و غنای کافی برخوردار است تا بتواند با بازآفرینی و برخورد خلّاقانه با آن، راهی برای بهزیستی و خوشبختی خود پیدا کند. مطالعات تاریخ فرهنگی می تواند بخشی از این رسالت را بر دوش گیرد که امکان مواجهۀخلّاقانۀ ما با میراث فرهنگی سنتی و تاریخی از یک سو و از سوی دیگر مواجهه خلّاقانه با تکنولوژی ها و تحولات جهانی امروز را داشته باشد. مواجهۀخلّاقانه با گذشته و حال تنهاراهبردممکن و واقعی برای برساختن آینده ای انسانی و رو به پیشرفت یا تعالی است. ما زمانی می توانیم این مواجهۀخلّاقانه را داشته باشیم که از طریق مطالعات تاریخ فرهنگی از سویی به منابع فرهنگی تاریخی خود دسترسی پیدا کنیم یعنی همان منابعی که عواطف و احساسات و علایق و ارزشهای تاریخی ما را شکل میدهند و از طرف دیگر امکان دسترسی به منابع جهانی امروز را برای ما ممکن کنند. مواجهۀخلّاقانه زمانی امکان پذیر است که ما بتوانیم نسبت به منابع فرهنگی تاریخی و منابع فرهنگی امروز وقوف و خودآگاهی داشته باشیم. مطالعات تاریخ فرهنگی امروز نیز عبارت است از تلاش برای ابداع استراتژی هایی که انسان ایرانی امروز بتواند از این منابع فرهنگی سنتی و مدرن، محلّی، ایرانی و غیرایرانی در بافت زندگی فردی و اجتماعی اش استفاده کند. مطالعات تاریخ فرهنگی اگر بخواهد خود را صرفاً در چهارچوب نوعی بازی دانشگاهی - بازی ای که در آن محققان و دانشجویان صرفاً برای کسب مدرک یا ارتقاء موقعیت شغلی فعالیت می کنند - گسترش یابد، اگرمطالعات تاریخ فرهنگی درایران بخواهد به نوعی بازتولیدمقلدانه دستاوردهای این مطالعات در غرب و سایر کشورها باشد قادر نیست و نخواهد بود نقش سازنده ای در شکل دادن به کلیّت سرنوشت انسان و جامعۀ ایرانی ایفا کند. مطالعات تاریخ فرهنگی زمانی که نسبت به رسالت های خود در وضعیّت کنونی ما آگاه شود و محققان این حوزه تلاش کنند تا برای خود رسالتی تعریف کنند، رسالتی که در نهایت هدف غایی آن بهبود شرایط زندگی انسان ها باشد، تعالی و ارتقاء فرهنگی جامعه در کانون قرار گیرد تنها در آن صورت است که می تواند در دهه های آینده این حوزۀ مطالعاتی، گفتمان مسلط در میان گفتمان های مطالعات تاریخی ایران باشد.
جامعۀ امروز ما جامعه ای پویا،گسترده و مواجه با مسأله های پیچیده ای است. همه دانشوران،دانشجویان و دانشگاهیان لاجرم باید خود را مسئول بدانند. همۀ کنشگران در رشته های مختلف وظیفه دارند که هرکدام به اندازۀ سهم و جایگاهشان در نظام معرفتی و نظام اجتماعی پاسخگوی مسئله های امروز جامعۀ ما باشند. در این جستار کوتاه تلاش کردم تا حدودی چشم اندازی کلی از رسالت تاریخ فرهنگی ارائه کنم.اگرچه گمان می کنم نکاتی که بیان کردم، زمانی می تواند به عنوان رسالت برای تاریخ فرهنگی ایران پذیرفته شود که همکاران دیگرمندربارۀ این نکات دیدگاههای انتقادی خودشان را بیان کنند.رسالت هررشته ای از جمله تاریخ فرهنگی از تجربۀ واقعی فرآیند تولید دانش در این رشته ها به وجود می آید.تمام رشته ها و دانش ها از جمله تاریخ فرهنگی نیازمند نوعی شور و انرژِی عاطفی برای گسترش خود و مهم تر از آن برای ایفای نقش و تأثیرگذاری در زندگی است.تاریخ فرهنگی اگر بخواهد در ایران ما به عنوان تاریخ فرهنگی ایران شکل گیرد، مستلزم این است که فعالان و کنشگران این حوزه، رسالت و هدفی برای خود تعریف کنند یا در فضای گفتمانی رشته نوعی اجماع و وفاق دربارۀ هدف یا هدف های این حوزۀ مطالعاتی شکل گیرد. چنین هدف یا هدف هایی می تواند انرژی عاطفی یعنی همان شور و اشتیاق و میل درونی و باطنی برای ریاضت کشی علمی و برای ایفای نقش محققان این حوزه را تأمین کند.اگر چنین هدف یا هدف هایی برای گفتمان تاریخ فرهنگی ایران شکل نگیرد و این مطالعات صرفاً بر اساس هدفهای بیرونی یعنی هدفهای ابزاری مثل ارتقاء شغلی،کسب و کار و امثال اینها باشد، گفتمان تاریخ فرهنگی در ایران هرگز نمی تواند به عنوان یک دانش اصیل هویّت خود را شکل دهد. تجربۀ یک قرن گذشتۀ ایران در زمینه مواجهه با بسیاری از رشته ها بیان کنندۀ همین واقعیّت است. بیان کننده اینکه بسیاری از رشته ها در ایران از فقدان نوعی هدفمندی یا رسالت رنج می برند.این فقدان هدفمندی یا رسالت رنج می برند. این فقدان هدفمندی، کمترین تأثیرش دلسردی و بی تفاوتی دانشجویان و دانش آموختگان این رشته ها است.اکنون که ما درآستانۀ شکل دادن گفتمان مطالعات تاریخ فرهنگی در ایران هستیم و تلاش های پراکنده ای در کشور انجام شده است، ما باید از تجربۀ یک قرن گذشتۀ خود عبرت گیریم. نگاه کنیم که فقدان هدفمندی و رسالت برای رشته ها چه بحران هایی در برابر آنها قرار داده است؟

* برای دریافت فایل مقالات و سخنرانی های من به کانال تلگرام و آپارات مراجعه کنید:
کانال تلگرام:
https://telegram.me/DrNematallahFazeli
کانال آپارات:
http://www.aparat.com/DrNematallahFazeli

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
Type the characters you see in this picture. (شنیدن واژه ها)

کلمات موجود در عکس را تابپ کنید

جدیدترین کتاب ها

فرهنگ امروز ایران
مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران
تاریخ فرهنگی ایران مدرن

جدیدترین نظرات

آمار سایت

  • شمارنده سایت:3,329,934
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:1373
    • هفته جاری:15601
کانال تلگرام دکتر فاضلی