The spam filter installed on this site is currently unavailable. Per site policy, we are unable to accept new submissions until that problem is resolved. Please try resubmitting the form in a couple of minutes.

پیشانی نوشت کافی‌شاپ‌ها آنها را تا کجا می‌برَد؟

متن زیر گزارشی از گفتگوی همشهری شش و هفت با من با موضوع «در گذر از قهوه خانه به کافی‌شاپ» است که در دی ماه 94 انجام شده است:
آن وقت‌هایی که گلوله‌های گِرد و چرب دوده، اینقدر تندتند به شیشه‌های قهوه خانه‌ها نمی نشستند، پشت همان پنجره‌های قدی را دور تا دور تخت می‌زدند و قالیِ خرسک می‌انداختند تا مشتری، در حین نوشیدن دو- سه استکان چای لب سوز، آسوده، پای حرف و نَقل باقی اهالی قهوه خانه بنشیند و هر از گاهی توی نقاشی‌های دیوار قهوه خانه، دنبال روایت‌های نقال بگردد. بعدها کم کم تخت و پشتی‌ها جایشان را به میز و صندلی‌های ارزان قیمت دادند. اما مشتری‌های سن و سال دارِ قهوه خانه را از شیارهای عمیق روی پیشانی و گوشه چشم‌ها می‌شد شناخت. قهوه خانه‌ها و چایخانه‌ها به تدریج نوه دار شدند ولی نه به آن سبک و سیاق قدیمی و با قهوه چی‌های استکان بدست که بارِ استکان نعلبکی‌های دستشان به پرِ طاووس می‌ماند از بس استکان روی انگشت‌ها تا ساعد تلنبار می‌کردند. نوه‌های قهوه خانه‌ها اسم خارجی گرفتند با مدیرانی که صاف و اتوکشیده لباس می‌پوشیدند. نورِ محل‌های جدید با چشم‌ها بازی کرد و کافی‌شاپ‌ها بعد از تولد، در مسیر مدرن شدن با هم مسابقه گذاشتند. امروز این نوه‌های خوش بر و رو در حال تغییراتی هستند که دکتر نعمت الله فاضلی؛ انسان شناس و استاد دانشگاه طی مطالعاتی که انجام داده از آنها پرده بر می‌دارد

وقتی سماور چایخانه‌های شهری از قُل می‌افتد

ناله کتریِ چایخانه‌ها و قهوه خانه‌های سنتی را این روزها بیشتر توی روستاها و شهرهای کوچک می‌توان شنید. چون چایخانه‌های اینچنینی همپای گسترش شهرها رنگ و رو عوض می‌کنند. شاید هم میدان را به نفعِ انواع امروزی خود خالی کنند تا نام کافی‌شاپ در گذر خیابان‌های کلانشهرها بیشتر بر سردر مکان‌های مختلف به چشم بخورَد. پشتِ سر این نسل نو که مدتهاست نام قهوه خانه به قد و قواره آنها نمی آید، مدرنیسم با قد و قامتی افراشته ایستاده است. اصلا هرچه بیشتر رگه‌های مدرن شدن در این مکان‌ها به چشم بخورَد، مالکان انها باقی هم صنف‌های شان را بیشتر از قافله، جا گذاشته اند. در این گیرودار مشتری‌های چایخانه‌ها یا به روال قبل دنبال رگ و ریشه سنت در فضای چایخانه و قهوه خانه‌های باقی مانده در شهرهای بزرگ می‌گردند یا از سرِ ناچاری، راه به سمت چایخانه‌ها کج می‌کنند تا بین راه، گلویی تازه کنند. حالا دیگر نقل اخباری که سابق دهان به دهان در فضای چایخانه‌ها و قهوه خانه‌ها می‌چرخید، جزو کارکردهای درجه اول برای حضور در این فضاها نیست. هرچند هنوز مشتری‌ها همانطور که پشت میز صندلی‌های چرکتاب و قدیمی قهوه خانه‌ها نشسته اند و چای شان را هورت می‌کشند خبرهای کهنه و نو دنیا را از زبان باقی مشتری‌ها توی هوا می‌قاپند تا با منابع دیگر نقلِ اخبار روز دنیا مقایسه کنند.

راه حل فراغت‌های شهرنشینی کجاست؟

تامل کردن در مورد شهر، ما را به سوی لایه‌هایی از زندگی روزمره شهری می‌کشاند که در پسِ آنها می‌توان فعالیت‌های روزمره شهروندان این شهرها را مورد توجه قرار داد. آن‌طور که دکتر نعمت الله فاضلی؛ انسان شناس و استاد دانشگاه می‌گوید؛ بدون تردید، فعالیت‌های فراغتی را می‌توان جزو مهمترین فعالیت‌های روزمره شهروندان به حساب آورد. اما پرسش در مورد چگونگی گذران اوقات فراغت در شهرها، دریچه‌ای به روی ما باز می‌کند برای مشاهده تجربه‌های مان در این زمینه و در زندگی روزمره. پاسخ به چگونگی گذران اوقات فراغت با وجود مجموعه پاسخ‌ها در کنار هم چند الگوی مشترک یا قابل تعمیم پیش رویمان می‌گذارد. الگویی که بخش قابل توجهی از زمان در شهر را صرف مصرف کردن، لذت بردن، تجربه شهر، گفتگو و گپ زدن و انجام فعالیت‌های خلاقه مانند تماشای فیلم، نواختن موسیقی، یادگیری هنرها، مطالعه کردن، حضور در کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها، دید و بازدید و همنشینی با یکدیگر می‌داند و در نهایت با هم بودن را مدنظر قرار می‌دهد.

با هم بودن از نوع شهری

اینکه ما در شهرها و به ویژه کلانشهرها دست به دامان همراهی با هم شده‌ایم، پرده از نیاز مبرمِ شهروندان کلانشهر به باهم بودن بر می‌دارد. به خصوص که تمام اَشکال سنتی همزیستی و با هم بودنِ ما در یک کلانشهر در معرض تهدید و نابودی قرار گرفته است. چیزی که مردم در گذشته نه چندان دور در مناسبات خویشاوندی، پیوندهای قومی، آیین‌های مذهبی و رفت و امدهای گوناگون شان در قالب شکل‌های مختلف همیاری و همکاری و همزیستی تجربه می‌کردند، امروز در شهرها ردپای کمرنگی از خود به جای گذاشته است. حالا به گفته دکتر فاضلی شهرها و به ویژه کلانشهرها با نوعی خلأ یا کمبود فضاهای اجتماعی برای با هم بودن مواجه هستند و حتی نوعی انزوای شهری و کلانشهری نیز در میان ویژگی‌های شهرنشینی امروز سر بر آورده است؛ انزوای شهری که ریشه‌هایش را در ساختار کلانشهرها و در نبود مناسبات ساختار سنتی برای همزیستی و همیاری آدم‌های شهر پیدا می‌کنیم. البته موضوع دیگری هم هست؛ گسترش ارزش‌های فردگرایانه به این تنهایی شهری دامن می‌زند چون آن‌طور که دکتر فاضلی می‌گوید؛ این ارزش‌ها امکانی به شهروندان شهرها می‌دهد تا راحت تر از گذشته از زیر بار فشار هنجارهای ساختار سنتی کنار بکشند.

ماجرای کافی‌شاپ‌ها از اینجا شروع می‌شود

وقتی انزوا و تنهایی شهری، به احساسات شهروندان تنها در شهر تلنگر بزند هیچ عجیب نیست که برای رویارویی با آن دست به کار شوند و چاره‌ای بیندیشند. راه حل، شکل گیری فرم تازه‌ای از همزیستی در فضای شهری است. یک راهِ با هم بودن که به شکل و شمایل کلانشهرها هم بیاید. داستان پا گرفتن کافی‌شاپ‌ها در فضای شهر به این ترتیب آغاز شده است. اما ظاهرا این مکان‌ها اغلب مأمن نوجوان‌ها و جوان‌های شهری شده‌اند چون آن‌طور که دکتر فاضلی می‌گوید میانسالان و بزرگسالان جامعه هنوز در تار و پود مناسبات خویشاوندی، مذهبی و قومی نیاز به باهم بودن را تامین می‌کنند. می‌مانَد جوانانی که انباشته از انرژی، هیجان، نیاز به تحرک و پویایی، تخلیه انرژی و تامین نیاز عاطفی‌شان هستند. آن هم در موقعیتی که الزام‌های سنتی و مناسبات قومی و اجبار فرهنگ از پاسخگویی به این نیازهای جوان در می‌مانَد. در این شرایط شهربازی‌ها، کوه‌ها و تفرجگاه‌های طبیعی، استادیوم‌های ورزشی، آیین‌های شهری جدید، فضاهای مجازی و ارتباطی جدید مانند شبکه‌های موبایلی، انجمن‌ها و نهادهای مدنی شهری جدید، باشگاه‌ها و فضاهای هنری از جمله کافی‌شاپ‌ها فضاهایی هستند که تا حدودی برای پاسخ دادن به نیاز با هم بودن در کلانشهرها به کار می‌آیند.

نقطه عطف کافی‌شاپ‌ها کجاست؟

ظاهرا کافی‌شاپ‌ها هم مانند اجدادشان در شهرها، نقطه اوج و فرود دارند. مطالعه‌ای که دکتر فاضلی درباره کافی‌شاپ‌های تهران در حدود شش سال قبل انجام داده نوعی تعریف اجتماعی و شهری از کافی‌شاپ ارائه می‌دهد. او می‌گوید «آن زمان شاید نقطه اوج و در عین حال پایان روایت کافی‌شاپ در کلانشهر تهران بود و به وضوح می‌شد با یکبار حضور در کافی‌شاپ‌های تهران این واقعیت را مشاهده کرد که نسل جوان تهرانی فضای کافی‌شاپ را به عنوان نوعی تجربه کلانشهری و پاسخ به نیاز با هم بودن شکل داده است. کافی‌شاپ‌ها و نسل‌های قبل تر از انها یعنی قهوه خانه‌ها و چایخانه‌ها که به نوعی پدربزرگ‌های کافی‌شاپ‌ها هستند امروز در کنار فرزندان و نوه‌های شان به حیات خود ادامه می‌دهند. کافی‌شاپ‌ها مثل هر پدیده دیگری لحظه تولد، رشد، بلوغ و پایان دارند. این محل‌ها در فضای کلانشهری لحظه‌ای متولد شدند که به نوعی شهروندان و به ویژه جوانان برای با هم بودن فرصت‌های متعدد و قابل توجهی در اختیار نداشتند و از طرفی جوانان و نسل‌های امروزی تر در شهر در حال تجربه نوعی دگرگونی بودند، اما برای دست یافتن به نوعی تجربه شهری و زندگی متناسب با ارزش‌های جدید رخ داده نمی توانستند در کلانشهرها جز شکل دادن نوعی فضای واقعی مکانی مانند کافی‌شاپ راهبرد فرهنگی دیگری جستجو کنند. به همین خاطر در کمتر از یک دهه در تمام کلانشهرهای ایران موجی از کافی‌شاپ‌های مدرن و پسامدرن شکل گرفت که در آنها می‌شد ویژگی‌های جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی نسل جدید را مشاهده کرد.»

ادامه حیات کافی‌شاپ‌ها به چه چیز بند است؟

دکتر نعمت‌الله فاضلی می‌گوید: «همان‌طور که پیدایش کافی‌شاپ حاصل تحول کلانشهرها بود ادامه حیات کافی‌شاپ‌ها هم تابع تحولات جمعیتی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه است. این تحولات می‌توانند کافی‌شاپ‌ها را دگرگون کرده و کارکرد آنها را تغییر دهند.
همزمان با پیدایش کافی‌شاپ‌ها شبکه‌های تلویزیونی گوناگون، بخش قابل توجهی از مردم را به مخاطبان پر و پاقرص خود تبدیل کردند. آن سال‌ها که نشانی اش حدودا به یک دهه گذشته برمی گردد دوره گسترس فضای وبلاگ، وب سایت و شبکه‌های ارتباط ایمیلی و اشکال گوناگون ارتباط مجازی نیز بود. بنابراین نسل امروز در کلانشهرها در سال‌های آغازین دهه حاضر ارتباطاتشان را از طریق کافی‌شاپ‌ها، شبکه‌های تلویزیونی و به صورت مجازی شکل می‌دادند.
به همین دلیل اگر بخواهیم یک دهه گذشته کلانشهری ایران را توصیف کنیم دهه ماهواره‌ها، اینترنت و تا حدودی کافی‌شاپ شهری خواهد بود. اما در یکی-دو سال گذشته رخداد تکنولوژیک جدیدی در حال ایجاد نوعی فضای ارتباطی تازه برای مردم به‌ویژه نسل‌های امروزی است. شکل‌گیری ابزارهای پیام‌رسانی موبایل مانند وایبر، واتس‌اپ، تلگرام و اینستاگرام و سایر شبکه‌های ارتباطی مجازی حاصل این رخداد تکنولوژیک است. رخدادی که آنقدر همگانی است که نیازی به توضیح چندانی ندارد و من آن را تلگرامی شدن نسل کلانشهری می‌نامم.»

وقتی کافی‌شاپ‌ها هم در امان نمی مانند

امروز دیگر پاسخ شهروندان به چگونگی گذران اوقات فراغت به تماشای تلویزیون، ارسال ایمیل، حضور در وب سایت‌ها و ارتباطات تلفنی ختم نمی‌شود. چرا که علاوه بر کاهش این انتخاب‌ها برای گذران اوقات فراغت، ملاقات‌های حضوری هم کاهش قابل توجهی پیدا کرده‌اند. آن‌طور که دکتر فاضلی می‌گوید؛ «کافی‌شاپ‌ها هم نباید از این تغییرات در امان مانده باشند. او می‌گوید؛ کافی‌شاپ‌ها فضاهای شهری بودند تا نوع تازه‌ای از با هم بودن شهری را برای گپ زدن شکل دهند. با وجود دسترسی نداشتن به داده‌های دقیق تجربی در مورد کاهش مشتریان کافی‌شاپ‌ها گمان می‌کنم در این فضاها هم باید همان اتفاقی رخ داده باشد که در میان مخاطبان رسانه‌ای رخ داده است.
چون اکثر جوان‌ها و نسل امروزی مشغول زیست تلگرامی هستند. در این شکل جدید با هم بودن تجربه تازه‌ای از شعر، ادبیات، موسیقی، داستان، سیاست، مذهب، ایدئولوژی، لذت و سایر تجربه‌های زندگی روزمره را تجربه می‌کنیم. چون گروه‌های ارتباطی موبایلی اشکال تازه‌ای از با هم بودن همراه با تمام چیزهایی که زمینه با هم بودن را ایجاد می‌کرد به وجود آورده است. این تجربه پسامدرن با هم بودنِ تلگرامی تجربه چند لایه و غنی است که نمی توانیم ان را با هیچیک از تجربه‌های گذشته مقایسه کنیم.»

چیزی فراتر از یک فنجان قهوه

زیر پوست محل‌هایی که برای مدرن شدن در شهرهای بزرگ با هم مسابقه گذاشته اند اتفاقات ظریفی نهفته بوده و است. کافی‌شاپ‌ها مدتی پس از تولدشان تبدیل به پاتوق‌هایی شدند که اتفاقی بیش از سفارش یک لیوان دمنوش یا چای در آن رخ می‌داد. دکتر فاضلی می‌گوید؛ کافی‌شاپ‌ها معمولا جاهایی بودند که کافه روها برای نوشیدن قهوه به ان نمی رفتند. بلکه برای دستیابی به تجربه شهری تازه، شنیدن موسیقی خاص، خواندن کتاب، ملاقات و گپ زدن با دوستان به انجا می‌رفتند. علاوه بر این کافی‌شاپ‌ها یک فضای دموکراتیک آزاد و انتخابی هستند که از همان ابتدا امکان بازآفرینی هویت‌های تازه برای شهروندان را فراهم می‌ساختند. در این میان مهمترین خواسته کافه روها بخصوص جوانان در ساخت این هویت‌ها میل به آزادی و فردیت، شیوه تازه‌ای از با هم بودن و زیست جمعی بود. در عین حال که این فردیت و با هم بودن را به شهر یا فضای عمومی گره می‌زدند تمایلی نداشتند که در پستوی خانه‌ها دور هم جمع شوند، بلکه می‌خواستند نوعی میل به زیستن مقابل چشم دیگران در فضای بیرون از خانه را تجربه کنند.

چند فنجان تلگرام داغ

موبایل؛ همراه همیشگی تجربه‌های روزمره ما آنقدر قدرت دارد که کافی‌شاپ‌های یک دهه اخیر را به کافی‌شاپ‌هایی از جنس جدید تبدیل کند. امروز اگر تعداد کافه روها در شهرهای بزرگ ما کاهش پید ا نکرده باشد لااقل دو تغییر اساسی را تجربه کرده است. دکتر فاضلی معتقد است اکنون کافی‌شاپ‌های مجازی به وجود امده اند و علاوه بر آن در کافی‌شاپ‌ها به جای گفتگو با همراهان به جستجو در شبکه‌های ارتباطی موبایلی نیز پرداخته می‌شود. این موضوع آنقدر قابل توجه است که تغییر در تجربه فرهنگی کافی‌شاپ را شکل دهد. چیزی که به یمن حضور تلگرام و تکنولوژی‌های دیگری که در راه هستند، در حال رخ دادن است. این سیستم‌های فوق‌پیشرفته اجازه می‌دهند تا شهروندان در زمان‌های کوتاه و به صورت ارزانتری بده بستان‌های مجازی داشته باشند. به گفته دکتر فاضلی اگر کافی‌شاپ‌ها بخواهند رونق بیشتری بیابند باید برای ایجاد تجربه‌های غنی‌تر برای کافه‌روها امکانات بیشتری فراهم کنند. امروز همان‌طور که اتاق مجازی سیار به خانه‌های ایرانی اضافه شده به همین سان می‌توان انتظار تدارک اتاق مجازی در کافی‌شاپ‌ها را نیز داشت. به خصوص که در این اتاق به شهروندان اجازه می‌دهند علاوه بر نوشیدن یک فنجان قهوه چند فنجان تلگرام نیز نوش جان کنند.
* برای دریافت فایل مقالات و سخنرانی های من به کانال تلگرام و آپارات مراجعه کنید:
کانال تلگرام:
https://telegram.me/DrNematallahFazeli
کانال آپارات:
http://www.aparat.com/DrNematallahFazeli

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

آمار سایت

  • شمارنده سایت:3,956,383
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:510
    • هفته جاری:5084