چرا حفاظت از تنوع زبانی مهم است؟

امروز تصادفی دیدم علی سلیمانی از دانشجویان درس انسان شناسی من در دانشگاه امام صادق (ع) مجله اینترنتی به نام دانش ساخته و مباحث درس انسان شناسی زبان کلاس مرا در آن نشر داده است. البته در این مجله مطالب مختلفی از منابع گردآورده و به عنوان نشریه دانشجویی سعی کرده است کاری انجام دهد. من برای تشویق این نوع دانشجویان عزیزی که تلاش می کنند تا بهتر بیاموزند مطالب نشریه دانش را در اینجا منتشر می کنم. 
 

انسان شناسان از مطالعه زبان چه می خواهند؟
انسان شناسان در دو زمینه اصلی با زبان سروکار دارند. نخست بررسی مجموعه ای از پرسش های اساسی در زمینه مناسبات میان فرهنگ و زیان در جوامع و فرهنگ های مختلف. دوم مبارزه برای حفظ زبان ها و تنوع زبانی در جهان. من این دو موضوع را به نحوه کوتاه برای شما توضیح می دهم. ابتدا از پرسش ها آغاز می کنیم.
مطالعه انسان شناسی زبان به دنبال رسیدن به جواب سوالات متعددی است که می توان به برخی از آنها اشاره کرد. گفتار چگونه تفاوت های اجتماعی را بازتاب می کند؟ نقش زبان در استعمار و گسترش اقتصاد جهانی چیست؟ زبان چگونه می تواند بر ادراک و اندیشه انسان تأثیر گذار باشد؟ آیا زبان تاثیر بر فرهنگ دارد یا این فرهنگ است که تنها تاثیرگذار است؟ رابطه زبان با موضوعاتی مانند قدرت و طبقههای اجتماعی چیست؟ آیا تفاوت زبانها باعث کاهش ادراک ما از یکدیگر می شود؟ زبان را در یک بافت فرهنگی ـ اجتماعی خاص چگونه باید مطالعه کرد؟ رابطه زبان با دیگر نظام های نمادین فرهنگی چیست؟ آیا باورها، مفروضات و الگوهای بنیادین فرهنگی جامعه بر کاربرد زبان از سوی آحاد آن جامعه تأثیر می گذارد؟ گویندگان زبان با توجه به چه ملاحظاتی و چگونه رفتار خود را صورتبندی می کنند و شنوندگان چگونه و با توجه به چه عواملی گفتار گویندگان را تعبیر می کنند و به معانی و منظور آنها پی می برند؟ آیا این حقیقت دارد که گویندگان زبان میتوانند با کاربرد بان واقعیت را دگرگون کنند و آن گونه که خود می خواهند جلوه دهند، یعنی با زبان جادوگری کنند؟
مسئله مورد علاقه انسان شناسی زبان در دهه 1930این بود که ایا زبان ممکن است جای فرهنگ را تعیین کند؟ایا ما در برابر دو رنگ آبی و سبز با نشانه های مختلف، فقط به این دلیل واکنش نشان می دهیم که زبان ما برای این دو رنگ همسایه دو نام مختلف دارد؟ هنگامی که انسان شناسان نشان دادند که در بعضی از فرهنگ ها این دو رنگ یعنی آبی و سبز یک کاسه شده و دارای یک نام هستند، تعجب دیگران برانگیخته شد. )عسکری و شریف، ص291( . نوآم چامسکی زبانشناس سرشناس استدلال کرده است که مغز یک رشته قواعد محدود برای سازماندهی زبان دارد و به همین خاطر همه زبانها پایه ساختاری مشترکی دارند؛ چامسکی این رشته قواعد را دستور جهانی نامیده است. این واقعیت که انسان ها می توانند زبان های خارجی را یاد گیرند و واژه ها و اندیشه ها را می توان از زبانی به زبان دیگر برگرداند. این موضع چامسکی را تأیید می کند که همه انسان ها توانایی های زبانی و فراگردهای فکری همسانی دارند. (کتاک، ص452(
 
زبان شناسان و انسانشناسان دیگر برداشت متفاوتی در رابطه زبان و اندیشه دارند. آنها به جای جستجوی ساختارها و فراگردهای زبانی جهانی، براین باورند که زبان های متفاوت شیوه های تفکر متفاوتی را به بار می آورند. این موضع را فرضیه ساپیر و ورف می نامند، زیرا ادوارد ساپیر و شاگردش بنجامین لی ورف برجسته ترین هواداران این فرضیه بودند. این دو چنین استدلال کردند که مقولات دستوری زبان های متفاوت باعث می شوند که متکلمان این زبان ها به شیوه های متفاوتی درباره امور بیاندیشند. برای نمونه ضمیر سوم شخص مفرد در زبان انگلیسی جنسیت آدم ها را مشخص می سازد، حال آنکه در تعدادی از زبان ها چنین نیست. (کتاک، ص453(
 
اهمیت اجتماعی زبان چیست؟
فرانسوی ها از سال های 1960 به بعد متوجه شدند که پس از افول زبان فرانسوی در جهان، «امپراطوری فرانسه» نیز با زوال روبرو شد. در زمان رضا شاه نیز تصور بر این بود که نفوذ و حضور تاریخی زبان عربی در ایران  باعث ضعیف شدن جامعه ایران و کشور شده است. پس از انقلاب اسلامی هم گفتند زبان عربی اشکال ندارد، انگلیسی زبان بیگانه است و حضور زبان انگلیسی در ایران را کم کنید.
این مثال های ساده و مشهور را گفتم تا یادآوری کنم که زبان نه تنها برای زندگی روزمره و ارتباط بین فردی بلکه برای کل سرنوشت هر جامعه و جمعی اهمیت اساسی دارد. زبان تنها ابزار «تولید پیام» نیست، بلکه مهم تر از آن زبان «تولید قدرت» می کند.  همه ملت ها و اقوام بر اساس «زبان تاریخی» و قومی شان باید قدرت داشته باشند.  در قانون اساسی ایران هم آورده شده که همه اقوام حق دارند مطابق زبان خودشان تکلم کنند، بنویسند و یاد بگیرند.
زبان تنها رسانه و ابزار ارتباط نیست، بلکه «سرمایه معرفتی»، گنجینه معرفت ها، حافظه جمعی، تاریخ، موزه هنر ها و روش زیست جمعی مدنی است. کنراد فیلیپ کتاک می گوید زبان در یک لحظه تاریخی و به صورت معجزه آسا پیدا نشده است بلکه صدها هزار سال طول کشیده تا نیاکان ما توانستند نظام های ندایی شان را به تدریج تحول بخشند و آن را به زبان تغییر شکل دهند. زبان اجازه می دهد که اطلاعات ذخیره شده در یک جامعه بشری چندان افزایش یابد که هیچ گروه غیر انسانی به گرد آن نرسد. چرا که زبان وسیله مؤثر و بی همتایی برای یاددادن است. ازاین رو تطبیق در میان انسان ها بسیار سریعتر از نخستی های دیگر رخ می دهد، زیرا وسایل تطبیقی ما انعطاف پذیر تر.

• چرا تنوع زبانی اهمیت دارد؟
ملت ها وقتی تکثر و تنوع زبانی دارند، این تنوع، تمام تجربه های همه افراد در زندگی را متکثر، خلاق و دوست داشتنی تر می کند و اجازه نمی دهد تعصب و خشک اندیشی و جزمیت در احساس و نگرش آنها حاکم شود.
تنوع زبان، تنوع در شیوه های زندگی اجتماعی را موجب می شود. این تنوع شیوه های زیست جمعی، زندگی در آن جامعه را جالب تر و جذاب تر می کند، زیرا مانع از یکنواختی و ملال در زندگی روزمره می شود. در محیط های چند زبانی، پویایی و خلاقیت بیشتر است. چند زبانی راه زیستن جمعی پویاست.
ما باید کمک کنیم که این تفاوت های زبانی باقی بمانند و باید یاد بگیریم به این تنوع های زبانی احترام بگذریم.  آرمان اصلی انسان شناسی احترام به تنوع فرهنگی و از جمله تنوع زبانی است. چیزی که در دین اسلام هم به آن توجه شده است.  این تنوع و تفاوت ها ودیعه های الهی است که خداوند در میان انسان ها قرار داده است. کشتن زبان فقط کشتن یک زبان نیست، بلکه تصاحب حقوق جمعی دیگران است. برای همین انسان شناسان برای حفظ زبان ها و گویش مبارزه می کنند. انسان شناسان تاکنون زحمت های بسیاری کشیدند که مانع از بین رفتن زبان ها شوند.
همان طور که در جهان لزومی ندارد همه انگلیسی زبان باشند، در ایران نیز لزومی ندارد تمام مردم صرفا به زبان فارسی سخن بگویند و گویش ها و زبان های دیگر را نابود کنیم. نباید به نام هویت ملی، وحدت یا فهم مشترک، زبان ها و گویش ها را نابود کنیم. وحدت و وفاق این نیست که زبان ها را از بین ببریم. اتفاقا با وجود تفاوت زبانی احتمال شکل گیری فهم مشترک و وفاق بیشتر است. باید چیزی باشد تا درباره آن گفتگو کرد و درباره آن به  تفاهم رسید. اگر همه شبیه هم بیندیشیم و احساس کنیم، دیگر چیزی وجود ندارد که بخواهیم آن را مبادله یا درباره آن گفتگو کنیم.  تفاوت زبانی نیز مانند تفاوت جنسی و جنسیت است. تفاوت جنسی مهم است چون امکان ارتباط بین دو آدم را به وجود می آورد. در اینجا چیزی وجود دارد تا با دیگری وارد تعامل شویم. بحث فقط لذت جنسی و تولید نسل نیست، بلکه مجموعه ای از ویژگی هاست که دو جنس با تفاوتشان می توانند حول آنها با یکدیگر ارتباط و تعامل داشته باشند. تفاوت زبانی نیز مهم است زیرا امکان شکل گیری و توسعه اشکال متنوعی از بده بستان ها و تعاملات جمعی را ایجاد می کند.

آمار سایت

  • شمارنده سایت:4,181,250
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:902
    • هفته جاری:7161