• The spam filter installed on this site is currently unavailable. Per site policy, we are unable to accept new submissions until that problem is resolved. Please try resubmitting the form in a couple of minutes.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.
  • strict warning: Declaration of image_attach_views_handler_field_attached_images::pre_render() should be compatible with views_handler_field::pre_render($values) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/image/contrib/image_attach/image_attach_views_handler_field_attached_images.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter::options_validate() should be compatible with views_handler::options_validate($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter::options_submit() should be compatible with views_handler::options_submit($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_term_node_tid::value_validate() should be compatible with views_handler_filter::value_validate($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/taxonomy/views_handler_filter_term_node_tid.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_term_node_tid_depth::operator_options() should be compatible with views_handler_filter_in_operator::operator_options($which = 'title') in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/taxonomy/views_handler_filter_term_node_tid_depth.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_plugin_row::options_validate() should be compatible with views_plugin::options_validate(&$form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_row.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_plugin_row::options_submit() should be compatible with views_plugin::options_submit(&$form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_row.inc on line 0.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.
  • strict warning: Declaration of views_plugin_style_default::options() should be compatible with views_object::options() in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_style_default.inc on line 0.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.
  • strict warning: Declaration of views_handler_field_comment::init() should be compatible with views_handler_field::init(&$view, $options) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/comment/views_handler_field_comment.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_field_comment_username::init() should be compatible with views_handler_field::init(&$view, $options) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/modules/comment/views_handler_field_comment_username.inc on line 0.
  • strict warning: Declaration of views_handler_filter_boolean_operator::value_validate() should be compatible with views_handler_filter::value_validate($form, &$form_state) in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter_boolean_operator.inc on line 0.
  • strict warning: Non-static method view::load() should not be called statically in /home/farhangh/public_html/persian/sites/all/modules/views/views.module on line 906.

سینمای کمدی و شوخی ایرانی

گفتگوی جاضر را سید رضا صائمی با من انجام داده و در مجله فیلم شماره اسفند 1393 منتشر کرده اند. 
• سید رضا صائمی: واقعیت این است که ژانر کمدی در کشور ما حتی در زمانی که سینمای ما با بحران مخاطب روبرو بوده با استقبال نسبی مردم مواجه شده است. به نظر می رسد فارغ از دلایل درون سینمایی، عناصر و مولفه های برون سینمایی به ویژه در ساحت فرهنگی در گرایش مردم ما به فیلم های کمدی موثر باشد. دربازخوانی این تحلیل فرهنگی شما چه عواملی را در شکل گیری و بسط این گرایش موثر می دانید؟
 

فاضلی: 
باید به «شوخ طبعی» به عنوان خصلت و رفتار جمعی در بین ایرانیان اشاره کرد؛ خصلتی که حتی سیاحان و گردشگران غربی نیز درگزارش های خود از جامعه ایران به آن اشاره کرده اند. در بین نویسندگان وطنی خودمان نیز افرادی مثل جمال زاده یا هدایت هم از صفت شوخ طبعی در بین ایرانیان سخن گفته اند. مطالعات تجربی که در سال های اخیر در حوزه های مختلف مانند روانشناسی و جامعه شناسی انجام شده است، ویژگی شوخ طبعی نیرومند در بین ایرانیان را تأیید می کند. البته این سخن به معنای این نیست که همه مردم بذله گو و شوخ طبع اند، یا همه افراد شوخ طبع همیشه شاد و شوخ اند. چیزی که شوخ طبعی و خنده را امروزه واجد اهمیت می کند، در واقع این نیست که ما آیا ما به طور تاریخی شوخ طبع بوده ایم یا خیر. همچنین موضوع این نیست که آیا شوخ طبعی و خنده امری فردی است یا جمعی. بلکه مسئله این است که ما امروزه بیش از هر زمانی با تولید انبوه کالاهایی روبرو هستیم که ظاهرا هدف آنها شاد کردن و خندان مردم است. فیلم های کمدی تنها یکی از این کالاهاست. پیامک ها، شبکه های ارتباطی مانند وایبر، واتس آپ و تانگو انباشته از تصاویر، متن ها و آهنگ هایی برای خندان مردم شده اند. تلویزیون ها گوی سبقت را سینماها و فیلم های سینمای خانگی در خندان مردم ربوده اند. سریال «قهوه تلخ» ساخته مهران مدیری با میلیاردها تومان فروش، سروصداهایی زیادی در جامعه به پا کرد. به اعتقاد من مسئله استقبال از فیلم کمدی را نمی توان صرفا با تجزیه و تحلیل های سینمایی و هنری توضیح داد. باید بستر کلی که فیلم کمدی در آن در تاریخ معاصر ما شکل گرفته، و بافت اجتماعی که فیلم کمدی را از نظر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مهم کرده است، و زمینه فرهنگی که به فیلم کمدی معنا می دهد بشناسیم، تا بتوانیم نوعی تجزیه و تحلیل واقع بینانه از فیلم کمدی در ایران امروز ارائه کنیم.
• شما چه تحلیلی از این تولید و مصرف انبوه کالاهای کمیک در ایران دارید؟
یکی از راهبردهای روش شناسانه برای تجزیه و تحلیل فیلم کمدی و پاسخ دادن به موضوعاتی که گفتیم، بررسی و تحلیل «کنش شوخی» در ایران معاصر است. امروزه در جامعه ما شوخی و امر کمیک، یا طنزآمیز یا خنده امری جمعی و پرابلماتیک شده است. من به این دلیل از گفتگو درباره فیلم کمدی در ایران امروز استقبال می کنم که امر کمیک و شوخ طبعانه مانند «امر سوگوارانه» یا تراژیک واجد دلالت های مهمی برای شناسایی وضعیت کلی جامعه و فرهنگ ایران و تحولات همه جانبه آن است. ما در سال های اخیر به تدریج نوعی آگاهی انتقادی نسبت به اهمیت خنده و شوخی به دست آورده ایم. هر چند «مطالعات شوخی» هنوز در ایران به نحو جدی شکل نگرفته است.
اجازه دهید کمی داستان شوخی و و خنده در ایران را برای تان تشریح کنم. از سال های 1380 به بعد با رواج «مطالعات فرهنگی» در ایران، ما به تدریج توجه بیشتری به مقوله شوخی، خنده و کنش های عامه پسندی از این نوع داشته ایم. من هم در بستر گفتمان مطالعات فرهنگی است که به مقوله شوخی و «مطالعات شوخی» در ایران علاقه مند شده ام. گمان می کنند آشنایی با میخائیل باختین سرنوشت و معنای شوخی و خنده در ایران را دگرگون کرد. میخائیل باختین در کتاب «سودای مکالمه، خنده و آزادی» ترجمه محمد جعفر پوینده (1380)، تفسیر تازه ای از معنای خنده می دهد و آن را با بستر اجتماعی و سیاسی گره می زند. ترجمه ها و تحقیقات حسین پاینده، یوسف اباذری و استادان مطالعات فرهنگی در دو دهه گذشته در زمینه نقد ادبی، مطالعات فرهنگی و باختین به ویژه ترویج مفهوم کارنوال، کارنوالی شدن و خنده کارنوالی باختین، موجب توجه بیشتر ما به اهمیت خنده و شوخی به منزله امر اجتماعی و بهتر است بگویم کنش سیاسی شد. از همان زمان بود که من که علاقه مند به فهم فرهنگ معاصر و امروزی ایران هستم، دریافتم لاجرم باید در زمینه شوخی و طنز تأمل جدی کنم.
سال 1385 شروین وکیلی کتاب کوچکی با عنوان «جامعه شناسی جوک و خنده» منتشر کرد. تا جایی که می دانم این آغاز اندیشیدن جامعه شناسانه ما درباره جوک و خنده بود.  وکیلی نشان داد که خنده کنش پیجیده ای است و با تمام ابعاد زیستی، اجتماعی و روانی انسان ارتباط دارد. او از منظرهای متعدد فلسفی، تاریخی، روان شناختی، زیست شناختی، عصب شناختی و جامعه شناختی به کنش خنده می نگرد و مجموعه وسیع و ارزشمندی از آراء مختلف در زمینه خنده را در کتاب کوچکش گردآوری و به نحو منسجم و محققانه ارائه می کند.
مسئله در نظر گرفتن شوخ طبعی به عنوان امر جمعی و فرهنگی است. شوخ طبعی البته در نگاه اول، مفهومی روانشناختی است که بیان کننده خصلت منش یا روحیه ای طنازانه در فرد انسانی است. به همین دلیل روان شناسان به ویژه در دهه های اخیر مطالعات گسترده ای در زمینه شوخ طبعی را انجام داده اند. البته در سال های اخیر شوخی از جمله موضوعات بین رشته ای است که در تمام رشته های علوم انسانی و اجتماعی در این زمینه تحقیق تجربی و تأملات نظری می کنند. اگرچه روان شناسان بیش از دیگر محققان در این زمینه فعال هستند. تا جایی که مجله بین المللی با عنوان «شوخی: مجله بین المللی تحقیقاتی شوخی»  از 1988 تاکنون منتشر می شود. محققان حوزه مطالعات شوخی «انجمن بین المللی مطالعات شوخی» را نیز تأسیس کرده اند. مجله مذکور را این انجمن منتشر می کند.
به هر حال شوخی و شوخ طبعی هم جنبه فردی و روان شناختی دارد و هم به واسطه ترویج و گستردگی آن در یک جمع انسانی به شکل نوعی خصلت اجتماعی یا فرهنگی نیز صورت بندی می شود. به همین دلیل می توان از صورت بندی اجتماعی امر روانشناختی درباره شوخ طبعی درایران سخن گفت. این شوخ طبعی تاریخی در «صورت های نمادین» مانند زبان، اسطوره، نمایش، شعر، داستان و اساسا «صورت های بیانی جمعی» مختلف متجلی می شود. در ایران شوخ طبعی از یک کنش روانی/ فردی به خصلت جمعی و فرهنگی بدل شده و در نهایت به صورت یکی از ابعاد «شخصیت پایه» و همگانی مردم ما درآمده است. انعکاس این خصلت را هم در صورت های نمادین ادبی و هنری می توان دید و هم حتی در کنشمندی های فیلسوفانه و عالمانه. همچنین ردپای فعال این خصلت را در دوره های مختلف تاریخی در ایران می توان جستجو کرد که البته در هر دوره با توجه به ظرفیت های تاریخی هر دوره در شمایل فردی و اجتماعی خاصی جلوه کرده است. نشانه های این شوخ طبعی یا طنازی عامیانه را می توان در متن های ادبی و فرهنگی تمدن ایرانی مورد بازخوانی قرار داد. شوخ طبعی ایرانی را باید از نوع شوخ طبعی فیلسوفانه دانست؛ نه شوخ طبع خصمانه. ما می توانیم از توانش شوخ طبعی برای نیش زدن، از میدان بدر کردن حریف، و کینه جویی یا برای «بیان حکمت های زندگی جمعی» استفاده کنیم. من این شق دوم را «شوخ طبعی فیلسوفانه» می نامم. چنین شوخ طبعی در بین ایرانیان رواج دارد.
من در مطالعه ای که اخیرا نتایج آن را تحت عنوان"بررسی متون طنز عامیانه ایرانی" (با همکاری امیر هاشمی مقدم 1393) منتشر کردم، به تجزیه و تحلیل ساخت گرایانه «متون طنز عامیانه ایرانی» در دوران پیش از مدرن پرداختم و متوجه شدم مبتنی بر اسناد مکتوب و غیر مکتوبی که در اختیار داریم اشکال بسیار متنوع از شوخ طبعی و طنازی در فرهنگ بومی ما وجود داشته است. اتفاقا مطالعه ما نشان می دهد که استفاده از طنز «راهبرد فرهنگی» برای مواجهه جدی با مسائل زندگی بوده و شوخی در بین مردم ما صرفا سویه سرگرم کنندگی نداشته است. به عبارت دیگر مردم ایران همواره از طنز برای طرح و بیان مسائل انسانی و اجتماعی و حل معضلات و مشکلات زندگی خود بهره برده اند.
به زبان جامعه شناسی باید با «رویکرد کارکردگرایانه» به شوخ طبعی ایرانی ها نگریست. در واقع شوخ طبعی به عنوان نیروی خلاقه، ساخت یافته، نهادی و درونی شده و تاریخی در فرهنگ ما همواره حضور موثر داشته است. حکایات مربوط به بهلول و ملانصرالدین مصادیقی ازهمین معناست. همین طور طنز نهفته در تمام شاهکارهای ادبیات فارسی از شاهنامه و دیوان حافظ گرفته تا آثار ادبی معاصر، به دلیل جایگاه اجتماعی طنز در فرهنگ ایرانی است. ازهمین رو معتقدم گرایش مخاطب ایرانی به سینمای کمدی را باید در عوامل و عناصری فراتر از صنعت سینما و اساسا هنرهای معاصر جستجو کرد. آثار هنری ادبی ما در گذشته نیز واجد اشکال مختلفی از طنازی و شوخ طبعی است که حتی در آثار ادبی جدی ما مثل شاهنامه و دیوان حافظ، مثنوی و آثار نظامی و سعدی و به طور کلی شاهکارهای ادبی ایران می توان نشانه های از این طنازی و شوخ طبعی را مشاهده کرد. بر همین اساسا شاید بتوان از شوخ طبعی به عنوان نوعی «ژنتیک فرهنگی» در کشور ما نام برد. البته منظورم از ژنتیک فرهنگی تقلیل شوخ طبعی به امر زیست شناختی نیست؛ بلکه منظورم اینست که در نتیجه استمرار و تداوم تاریخی شوخ طبعی در زندگی و شخصیت ایرانی، رمزگان و راهبردهای گوناگون شوخ طبعی به نحوی استقرار یافته که گویی شوخ طبعی بخشی از فیزیولوژی و «طبیعت ثانویه» ما شده است. در گفتگوی مفصلی که خانم رویا صدر در زمینه طنز در ایران با من داشتند، برخی ابعاد فرهنگی طنز و شوخ طبعی ایرانیان را تشریح کردم.قرار است این گفتگو در قالب کتابی که طنز در ایران را از جنبه های مختلف عرفانی، فلسفی، منطقی، جامعه شناختی و هنری ارزیابی می کند، به زودی منتشر شود. من در آن گفتگو بیشتر بر جنبه های «طنز کلامی» تأکید داشتم. اما در اینجا سعی می کنم در زمینه «طنز بصری» یا همان کمدی صحبت کنم. به اعتقاد من طنز بصری نسبت و پیوند بیشتری با تجدد ایرانی و وضعیت معاصر ما دارد. این رویکردی است که ممکن است بتواند ما در فهم سینمای کمدی از منظر فرهنگی کمک کند.
در دوره معاصر با ظهور تجدد ایرانی که از دوره قاجار شتاب می گیرد طبیعتا انسان ایرانی درمواجهه با جهان جدید از تمام «ظرفیت تاریخی» خود در جهت شکل گیری فرهنگ نوین و ساماندهی زندگی اجتماعی بهره می گیرد که یکی از این منابع خلاقانه همین شوخ طبعی است. ما از تمام اشکال یا صورت های نمادی زبانی و غیر زبانی برای استفاده از شوخ طبعی مان برای تحقق تجدد بهره برده ایم.
• در واقع شما شوخ طبعی را فراتر از کارکردهای کمیکش به عنوان کنش اجتماعی/ فرهنگی در مواجهه با دنیای مدرن و مسائل آن در فرهنگ ایرانی صورت بندی می کنید؟
ببنید انسان ایرانی شوخ طبعی را به عنوان «خصلت فرهنگ ملی» برای سازگاری و شکل دادن به زندگی مدرنش مورد استفاده قرار داده است و توجه مخاطب امروز به فیلم های کمدی را می توان از این حیث مورد بررسی قرار داد و آن را هم امتداد همان خصلت شوخ طبعانه در جهت سازگاری بیشتر با زندگی و زیست-  جهان  خود تعبیر کرد که حالا سویه بصری و تکنولوژیک یافته است. همان طوری که درگذشته شوخ طبعی و طنازی های عامیانه در سازگاری افراد با دشواری های زندگی شکل گرفت، در استمرار تاریخی این رفتار فرهنگی جمعی می توان استقبال از فیلم های کمدی را نیز نوعی «مواجهه طنازانه» با مصائب زندگی مدرن قلمداد کرد.
• آن وقت این مواجهه طنازانه به شکل خودآگاهانه صورت می گیرد؟
نه لزوما. وقتی ما از شوخ طبعی به عنوان امر اجتماعی – تاریخی سخن می گوییم به بیان دیگر از «ناخودآگاه ذهن جمعی» ایرانی حرف می زنیم. البته این به این معنی نیست که هیچیک از افراد جامعه، هیچ نوع «مواجهه آگاهانه» به استفاده از طنز و شوخ طبعی نداشته اند. آفرییندگان متون ادبی/ هنری طنز را می توان از جمله افرادی دانست که نگرش و مواجهه آگاهانه با مقوله طنز و شوخ طبعی داشته اند. عبید زاکانی یکی از بهترین نمونه این افراد در جامعه پیشامدرن ایران دانست. در دوره مدرن طنز نویس بزرگ معاصر ما از استاد علی اکبر دهخدا و نسیم شمال (سید اشرف الدین گیلانی) گرفته تا مرحوم استاد کیومرث صابری (گل آقا) همه نسبت به آفرینش طنز و کارکردهای اجتماعی آن به مثابه نوعی «آگاهی موثر» اشراف کامل داشته اند. وجه ناخودآگاه را باید ضمیر جمعی جامعه و عامه مردم نسبت داد که مخاطبان طنز هستند. البته در جامعه مدرن به واسطه افزایش آگاهی های فردی و اجتماعی، گزینش و مواجهه آگاهانه با کمدی و طنز دامنه گسترده تری نسبت به قبل پیدا کرده و حتی انسان امروز موقعیت های کمیک و طنز، تکنیک های «خنده درمانی» را هم خلق کرده است. ولی اگر شوخ طبعی را به عنوان یک خصلت فرهنگی و جمعی در ایران لحاظ کنیم باید آن را بشتر به ناخوآدگاه ضمیر جمعی نسبت دهیم. شاید یک مخاطب بنا بر اراده و آگاهی، تماشای فیلم کمدی را انتخاب کرده باشد اما آن انتخاب را باید در امتداد همان میل ناخودآگاه جمعی به شوخ طبعی معنا کرد.
• چه نسبتی می توان بین شوخ طبعی به عنوان یک خصلت فرهنگی و سینمای کمدی برقرار کرد؟
واقعیت این است که سینما مثل بسیاری از هنرهای جدید دیگر، صورت و فرصت تازه ای برای «کنش شوخ طبعانه» ایرانی فراهم کرده که در گذشته نبوده است. شاید مهمترین تحول این است که شوخ طبعی از «رفتاری زبانی» به «عنصر نمایشی» بدل شده است؛ و اگر در گذشته فرد ایرانی از طریق «شوخ طبعی های فردی»، و بذله گویی های متقابل در «مناسبات میان فردی» اشکالی از شوخی را تجربه می کرد و از آن لذت می برد، اما امروزه این تجربه، «صورت نمایشی/ بصری» یافته و فرد از طریق «تماشای شوخ طبعی ها»ی دیگری، مثلا تماشای رفتارهای بازیگر و هنرمند کمدین، یا «موقعیت های کمیک» که در متن فیلم های سینمایی خلق می شود، شوخی را تجربه می کند. شوخ طبعی ایرانی در سینما اشکال و ابعاد تصویری و «روایت بصری» پیدا کرده است. منظورم این نیست که بگویم شوخ طبعی و بذله گویی در مناسبات میان فردی در بین ایرانی ها از بین رفته است، بلکه می خواهم صرفا بر این نکته تأکید کنم که صنعت فیلم و سینما و تئاتر، «فرصت بصری» و «جلوه نمایشی» برای ظهور و بروز شوخ طبعی ایرانی فراهم کرده است، فرصتی که انسان ایرانی در گذشته آن را در اختیار نداشت. امروزه انسان ایرانی بخشی از «شخصیت فرهنگی شوخ» خود را از طریق سینمای کمدی مورد بازخوانی و بازبینی قرار می دهد. شاید یکی از دلایل اقبال آثار کمدی «همانند پنداری» یا «همذات پنداری فرهنگی» مخاطب ایرانی با متن اثر کمدی باشد. بصری شدن شوخی و مجازی شدن شوخی دو تحول بزرگ در فرهنگ شوخی ایرانی است. ما هنوز اطلاعات تجربی و ایده های نظری کمی از این تحولات در اختیار داریم. به همین دلیل من تنها می توانم از وقوع این تحول و ضرورت توجه به آن صحبت کنم. اما این که این تحول چه ابعادی دارد، و بر روی مجموعه کنش ها و موقعیت های انسان و جامعه ایرانی چه تأثیراتی به جای گداشته و می گذارد، هنوز برای ما شناخته شده نیست. ما امروزه می دانیم که تحقیقات روان شناسان نشان می دهد که شوخی، بذله گویی و تجربه و تماشای کنش های شوخ طبعانه ارتباط و همبستگی نزدیکی با همه کنش های فردی و جمعی دیگر ما دارد. روان شناسان نشان داده اند که بین شوخ طبعی و میزان هوش، هیجانات، مسئوولیت پذیری اجتماعی، واقع گرایی، انعطاف پذیری، شادمانی، افسردگی، خوش بینی، تحمل فشار روانی، کیفیت روابط بین فردی، بیماری ها، و بسیاری از ویژگی های فردی و جمعی افراد همبستگی وجود دارد. شکل گیری و گسترش شوخ طبعی سینمایی یا بصری یا نمایشی، پدیده مهم و تأثیرگذاری بر مناسبات جمعی و الگوهای حاکم بر  روابط بین فردی ما بوده است. اما ما هنوز به دلیل فقر تحقیقات تجربی و کمبود تأملات نظری، دانش متقن و روشنی در این زمینه نداریم.
• در واقع می توان سینمای کمدی را بازنمایی بخشی از همان ژنتیک فرهنگی که اشاره کردید دانست و برهمین مبنا گفت که فیلم های کمدی، سنخیت روانشناختی / جامعه شناختی بیشتری با ذائقه مخاطب ایرانی دارد.
همین طور است. ببنید انسان ایرانی مدرن مثل هر شهروند جامعه مدرن دیگری با بحران ها، تنش ها و «مسائل وجودی» گسترده ای مواجهه است. زندگی رسانه ای، جهانی، اطلاعاتی، فراغتی و شبکه ای شده امروز انسان ایرانی با نوعی مواجهه سرسختانه و ستیز جمعی برای بقا و تداوم حیات روبروست. در این شرایط، انسان ایرانی با تضادهای تاریخی و ناسازگارهای اجتماعی گوناگونی روبرو است. این شرایط هم «آسیب های اجتماعی» زیادی مثل فروپاشی خانواده، کاهش اعتماد اجتماعی، مادی گرایی افراطی، رشد خودشیفتگی جمعی و هم «آسیب های روانی» مثل اضطراب، خشونت، استرس، افسردگی  و به طور کلی بحران های روحی را در پی دارد. این شرایط و بحران های آن، نیاز جدی به احساس امنیت عاطفی/ روانی، اعتماد اجتماعی، آرامش و شاد بودن را دامن زده و برجسته می کند و گرایش و میل به خندیدن و شاد بودن را به ضرورت اجتماعی بدل می کند. جامعه و انسان امروزی با اشکال گوناگون فرسایش اجتماعی/ انسانی مواجه است که این شرایط کمدی، طنز و شوخ طبعی را برای او به امری ضروری، حیاتی، کارکردی و اجتناب ناپذیر تبدیل می کند. در این شرایط شوخی برای انسان نیاز جدی است، مانند نیاز ما به اکسیژن یا نان و آب.
البته جامعه مدرن فرصت های جدیدی هم برای انسان به وجود آورده است، که این فرصت ها نیز از طریق مثبت ضرورت شادی و شوخ طبعی را ایجاد کرده است. دسترسی به وسایل ارتباط جمعی، گسترش رفا اجتماعی، دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی بیشتر، گسترش انواع فناوری ها و همگانی و انبوه شدن آنها در جامعه، رشد شهرنشینی، افزایش امنیت، بهبود راه های زیستن و تعامل جمعی و جهانی، فراوانی کالاها، و تحولات دیگر همه موجب  تحولاتی فکری و فرهنگی شده است که نگاه به زندگی را تغییر داده و میل به خودشکوفایی و شاد زیستن را به یک مطالبه جمعی بدل کرده است. امروز هم شادی نوعی حق عمومی است، هم شوخی به عنوان شکلی از «کنش خلاقه» به ارزش و حق عمومی بدل شده است.
وقتی این فرصت ها را در کنار آن تهدیدها و بحران ها قرار می دهیم شاهد پیچیدگی و جهان پرتناقضی در جامعه جدید می شویم. از درون این تناقض ها و تضادهاست که انسان معاصر از جمله انسان ایرانی برای رهایی از تنش ها و دستیبابی به زندگی شادتر، نیاز به مصرف «کالاهای مسرت بخش» و شادی بخش مثل کمدی را بیش از گذشته احساس می کند. به عبارت دیگر گرایش به آثار کمدی نه فقط در مدیوم سینما که درهنرهای دیگر درکشور ما از یک سو ریشه در عقبه فرهنگی/ تاریخی شوخ طبعانه دارد و از سوی دیگر به اقتضای شرایط اجتماعی زندگی مدرن نیاز به کمدی و طنز به عنوان یک راهبرد و راهکار اجتماعی، ضرورت و اصالت پیدا می کند.
در واقع ژانر کمدی و طنز امروز بخشی از مولفه ساختاری زندگی انسان مدرن ایرانی است. این نیاز یا میل به کمدی فراتر از بازیگوشی یا سرگرم و اوقات فراغت قرار گرفته و به راهبرد اجتماعی/ فرهنگی برای بهزیستی در جهان پارادوکسیکال مدرن بدل شده است. حتی می توانیم از نیاز انسان مدرن به مصرف «کالاهای کمیک» سخن بگوییم. فیلم کمدی به مثابه شی یا کالای فرهنگی بدل شده که به واسطه همان «بحران ها» و «فرصت ها»ی که اشاره کردیم به کالای پرطرفدار برای «مصرف فراغتی» بدل شده است. به همین دلیل است که در شرایطی که سینمای ما به قول شما با بحران مخاطب روبروست مردم حاضر می شوند برای تماشای فیلم کمدی به عنوان کالای فرهنگی جذاب و پرطرفدار دست به جیب برده و هزینه کنند.
این موقعیت را از منظر دیگری نیز می توان تحلیل جامعه شناختی کرد؛ و آن کیفیت و چگونگی «زندگی فراغتی» در جامعه  مدرن است، یعنی پیوندی که مفهوم فراغت با سرگرمی و خنده و شاد بودن در اذهان ایرانی دارد.اگر سینما رفتن به عنوان کنش اجتماعی جهت پاسخ به نیاز سرگرمی معنا شود، بدیهی است که ژانر کمدی و فیلم های طنز، انتخاب مناسب تری برای پاسخ به این نیاز انسانی است.
• پس تا اینجای کار می توان مدعی شد گرایش مخاطب ایرانی به آثار کمدی از حیث جامعه شناسی، هم امتداد تاریخی خصلت شوخ طبعی در فرهنگ ایرانی است و هم برساخته نیازهای ضروری که جامعه مدرن برای انسان ایرانی امروز ایجاد کرده که در نهایت  آثار کمدی را به  کالای پرمصرف فرهنگی/ هنری بدل کرده است.
دقیقا همینطور است. بخشی از گرایش مخاطب ایرانی به مصرف کالاهای کمیک ریشه در پیشینه فرهنگی او دارد که در الگوی جمعی شوخ طبعی بروز کرده و عینیت یافته است؛ و بخشی دیگر از این گرایش به واسطه ضرورت های اجتماعی/ رسانه ای است که زیست –جهان مدرن به ارمغان آورده است. یکی از تفاوت های این دو عامل را می توان وجوه توده ای یا توده ای شدن کالاهای فرهنگی از جمله کالاهای کمیک دانست و اینکه تجربه لذت طنازانه به تجربه جمعی بدل شده و سینما به واسطه قابلیت محقق کردن این تجربه جمعی، به ابزاری موثر در تولید و مصرف کالای کمیک بدل شده است. ضمن اینکه در مطالعه ای مقایسه ای می توان به ظهور برخی ویژگی ها و اتفاقاتی در ساحت کمدی و طنز در جهان مدرن واقف شد که می تواند در بررسی مصرف کالاهای کمیک موثر باشد. به عنوان مثال در سینمای کمدی امروز، زنان هم به اندازه مردان از فرصت طنازی و نمایش آن برخوردارند که در گذشته به دلیل برخی ملاحظات فرهنگی/مذهبی امکان ظهور و بروز آن وجود نداشت. کمدی و طنز در جامعه ما بیشتر کنش یا ویژگی مردانه بود، اما امروزه هیچ فیلم کمدی وجود ندارد که زنان در خلق موقعیت کمیک آن نقشی نداشته باشند. به نظرم یکی از ویژگی های آثار مهران مدیری، حضور پررنگ زنانی است که بازیگری کمیک را تجربه می کنند و حتی بخش عمده ای از بار کمیک اثر بر دوش آنهاست.
• آقای دکترشما از کارکردها و ماهیت جدی ژانر طنز اشاره کردید و اینکه خصلت شوخ طبعانه، نقش موثری در تولید و خلق تجربه های اجتماعی داشته است. اگر بخواهیم این گزاره را در سینمایی ایران مورد تامل قرار دهیم این تاثیرپذیری را چطور می توان تبین کرد؟
ببینید شوخ طبعی، طنز و ژانر کمدی یکی از مولفه های ساختاری بوده که ما در شکل دهی به ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی معاصر از ان کمک جدی گرفتیم. نمایش های کمیک در دوره مشروطه و بعد از آن گسترش یافت و بعدها در سینما به تولید آثار کمدی منتهی شد یکی از مولفه های مهم دربازاندیشی و حتی بازسازی خود و جامعه جدید ایرانی بود.به اعتقاد من سینمای کمدی ما از «دایی جان ناپئلون» ناصر تقوایی گرفته تا «فیلم های صمد» اثر پرویز صیاد و  تا به امروز آثار کمدی مهران مدیری، همگی به ما توان بازاندیشی و تأمل درخود و در جامعه معاصر ایران  ربخشیده است که در نهایت می توان آن را شیوه ای  از اندیشیدن و تجربه کردن دنیای مدرن قلمداد کرد. شهاب نادری از دانش آموختگان مطالعات فرهنگی، در پایان نامه کارشناسی ارشدش که زیر نظر من انجام شد، این ویژگی بازاندیشی انتقادی و اجتماعی در فیلم های صمد را نشان داده است. سریال «دایی جان ناپلئون» یک بار برای همیشه روحیه توطئه اندیشی در فرهنگ ایرانی را به چالش کشید و فرصتی فراهم کرد تا ما متوجه شویم که چکونه توطوئه اندیشی می  تواند شکلی از اسکیزوفرنی روانی باشد.
• شما به کارکردهای اندیشه ای و تامل برانگیز طنز و کمدی اشاره کردید و اینکه طنز یکی از جدی ترین پارادایم های تفکر است، اما از سوی دیگر برخی معتقدند گرایش مردم ما به آثار طنز برای گریختن از اندیشیدن و تفکر بوده است و به زبان ساده مردم به تماشای فیلم کمدی می نشینند تا از رنج تفکر درباره خود و زندگی بگریزند...
ببینید نه فقط درباره سینمای کمدی که اساسا تمام «محصولات فرهنگی مردم پسند» همواره دو دیدگاه رقیب وجود داشته است. برخی همسو با تئودور آدورنو و هورکهایمر در مکتب انتقادی فرانکفورت با «رویکرد بدبینانه»، مصرف کالاهای فرهنگی عامه پسند یا مردم پسند را نوعی تحمیق توده و گریز از واقعیت های اجتماعی و در نهایت «رشد فرهنگ سرمایه داری» می دانند که مصرف همگانی و توده وار این کالاهای فرهنگی را نه به معنای «نهادینه شدن اندیشه و اندیشه ورزی خلاقانه و انتقادی» بلکه به معنای بازاری و تجاری شدن فرهنگ تعبیر می کنند. اما دیدگاه دوم، دیدگاهی که با اندیشه هوگارت، استوارت هال و ریموندویلیامز در مکتب بیرمنگام همسو تر است مصرف کالاهای فرهنگی عامه پسند را موجب والایش و تعالی فرهنگ در سطح عامه تفسیر می کنند و مصرف این کالاها را نوعی «مقاومت فرهنگی» یا نشانه شناختی در برابر «فرهنگ مسلط» و نخبه گرا می دانند. به اعتقاد این گروه، مصرف توده وار کالاهای فرهنگی مردم پسند موجب دموکراتیک تر شدن فرهنگ می شود.
واقعیت این است که هر دو دیدگاه به شکل پارادوکسیکال در کارکردهای کالاهای فرهنگ عامه وجود دارد. مثلا در مجموعه های صمد، پرویز صیاد در عین این که واجد کارکردهای کمیک وسرگرم کننده است ومخاطب با تماشای رفتارهای صمد می خندد و بر سر شوق می آید، در عین حال قصه های صمد نوعی انتقاد جدی از فرایند نوسازی در دوران پهلوی است و «تناقضات تجدد ایرانی» و جلوه های نوسازی را در پس این موقعیت های کمیک بازنمایی می کند. لذا در تاویل آثار کمدی نمی توان آن را به یکی از کارکردهای تفکر یا تحمیق، تقلیل داد. به عبارت دیگر ژانر کمدی درعین حال می تواند هم فراموشی و گریز از واقعیت های دردناک اجتماعی و زندگی فردی باشد و هم نقد و رویکردی انتقادی به تجربه های فردی و اجتماعی درجهان مدرن. به نظر من این تقسیم بندیهای که درباره ژانر کمدی که ان را مطلقا به فاخر یا مبتذل وخوب و بد تقسیم می کند، نوع «ساده سازی» پدیده پیچیده و چندلایه این ژانر و سبک هنری بوده و بیشترتاویل های ایدئولوژیک از کمدی و کارکردهای آن است.
سینمای کمدی کارکردهای ضد ون قیض و چند لایه ای دارد که از یک سو ریشه در فرهنگ شوخ طبعی ایرانی دارد و از سوی دیگر برآمده از تناقض ها و تمایزهای آشکار با آن فرهنگ است که تحت تاثیر تجربه تجدد ایرانی به وجود آمده است. به عبارت دیگر سینمای کمدی ما و گرایش مخاطب ایرانی به آن در عین ریشه داشتن در گذشته فرهنگی، گریز از آن هم است. از منظر مطالعات فرهنگی خنده و شوخی و طنز نوعی الگوی رفتاری و «فرایند غیر رسمی کردن»  تجربه های اجتماعی و فرایند های رسمی شده ساختارهای مدرن است. در یک قرن گذشته که دولت ملی مدرن و نظام بورکراتیک عظیم اقتدارگرا در ایران شکل گرفته است، مردم نیازمند راهبردهای فرهنگی برای رهایی از حصارهای بوروکراتیک و تکنوکراتیک رسمی اقتدارگرا بوده اند. دولت ها و نظام های سیاسی مدرن تمایل قوی به رسمی سازی همه چیز دارند. رسمی سازی راهبردی برای کنترل شهروندان و «ساختن سوژه های جدید» است. به ویژه اگر دولت ها تحت نوعی نظام ارزشی دموکراتیک نباشند، فرایند رسمی سازی نوعی «قفس آهنین» برای زندگی روزمره مردم ایجاد می کنند. در چنین شرایطی مردم به سوی کنش های رهایی بخش سوق بیشتری پیدا می کنند. شادی، خنده و شوخی از جمله راهبردهای رهایی بخش در این ساختارهاست.
اشکال مختلف «تجربه کمیک» را می توان تلاش انسان ایرانی برای «گریز از کنش های رسمی» دانست. ازسوی دیگر به قول میخائیل باختین در کتاب «سودای مکالمه، خنده و آزادی» ترجمه محمد جعفر پوینده (1380)، خنده می تواند یکی از مولفه های مهم حریم خصوصی باشد. در واقع ما با «خندیدن در حوزه عمومی» نوعی شکاف یا جایگاه خصوصی برای خود تعبیه می کنیم. خندیدن نوعی نفوذ کردن در ساختارهای متصلب و رسمی شده حوزه عمومی است. دقت کنیم که تماشای فیلم کمیک نوعی تجربه خندیدن در حوزه عمومی، خندیدن در حضور جمع، در حضور دیگران است. باید میان شوخی های بین فردی، و شوخی های بصری که سینما تولید می کند، تفاوت هستی شناختی قائل شد. از این حیث خندیدن کنش فردی نیست بلکه به کنش اجتماعی در مواجهه با وجوه مسدود حوزه عمومی و رسمی است؛ و لذا نمی توان آن را به «سرخوشی های شخصی» تقلیل داد. خنده فراتر از کنش فردی، قابلیت تولید کنش های اجتماعی و فرهنگی جدید را هم دارد.
لذا معتقدم سینمای کمدی فارغ از تامین سرگرمی و غنای اوقات فراغت به خلق و تولید معانی جدیدی از تجربه های زیسته فردی و اجتماعی کمک می کند و صرفا نباید آن را مبنایی برای تحلیل کنش های عامه تعبیر کرد که خود می تواند در فرهنگ سازی و خلق کنش های اجتماعی خلاقانه و تازه موثر باشد.به عبارت دیگر خنده فقط ابزاری برای مقاومت دربرابر ساختارهای سنتی یا مسدود نیست که خود به یک نیروی خلاقه در تولید ساختارهای جدید بدل می شود. سینمای کمدی می تواند به انعطاف و تلطیف کردن ساختارهای فرهنگی مسدود و خشن در جامعه کمک کرده و در نهایت روابط اجتماعی را بهبود ببخشد.
• درمورد نوع مواجهه مخاطب ایرانی با موقعیت های کمیک و طنز از حیث سینمایی و تولید دو نگرش متفاوت وجود دارد. عده ای معتقدند خنداندن مخاطب ایرانی سخت و دشوار است چون خود آنها ذاتا انسان های شوخ طبع و طنازی هستند و به راحتی نمی توان انها را خنداند و برخی برعکس این نگرش که انسان ایرانی را واجد ذاتی شوخ طبعانه می دانند افرادی عبوس و افسرده می دانند که بسیاری از رفتارهای کمیک و طنزآمیز در آثار سینمایی را مصداقی از سبک سری و لودگی می دانند و در نهایت معتقدند به این دلایل، ساخت فیلم های کمدی در ایران و خنداندن مخاطب دشوار است. از منظر مطالعات فرهنگی چه تحلیلی می توانیم از این نگرش داشته باشم؟
این یکی از مصداق های همان سخنی است که گفتم تجربه کمدی و خنده به عنوان کنش اجتماعی تجربه ای پاردوکسیکال و پرتناقص است که موجب می شود به قاعده های کلی درباره رفتارشناسی ایرانیان درارتباط با سینمای کمدی و اساسا طنز دست نیابیم. این خاصیت رفتارهای اجتماعی بشر است که نمی توان آن را به قاعده های کلی و یکدست بدل کرد.ببنید تجربه خندیدن در سینمای کمدی صرفا به دست کارگردان یا فیلمنامه نویس و بازیگر شکل نمی گیرد و باید خصلت های فردی و اجتماعی مخاطب را نیز در دریافت و درک فیلم مخاطب از ژانر کمدی لحاظ کرد و به تفاوت های فردی و اجتماعی در تنوع و تعدد مواجهه با آثار طنز باور داشت. هر دو این نگرشی که مطرح کردید دریک درک و ارتباط دیالکتیکی در نسبت با مخاطب شناسی آثار کمدی قابل تاویل است. قبول دارم که با هر لودگی و اشکالی از کمدی نمی توان مخاطب ایرانی را خنداند و به واسطه شوخ طبعی ذاتی او، غنای طنازانه ای را طلب می کند که به سادگی محقق نمی شود. در واقع هر نوع رمز و نشانه گانی نمی تواند ذائقه انسان ایرانی در طنز و کمدی ارضاء کرده و موجب خشنودی و خرسندی او شود. از سوی تجربه های مدرنیته نیز تغییراتی در خلق و خوی ایرانیان ایجاد کرده که نیاز به اشکال تازه ای از کمدی را برای او ضروری می سازد.به بیان دیگر نوعی تقاضای اجتماعی در جامعه ایران برای کمدی وجود دارد که این نیاز اجتماعی به تغییر و تحولات فرهنگی که در جهان مدرن ایرانی ایجاد شده وابسته است.واقعیت این است که به مقداری که ارزش های دموکراتیک در جامعه ایرشد می کند تقاضای اجتماعی برای کمدی نیز بیشترمیشود یا به هر میزانی که ارزش های فردگرایانه در جامعه گسترده می شود تقاضای برای دریافت آثار طنز نیزافزایش مییابد.
• آقای دکتر در مقابل این تحلیل که نیاز و گرایش به طنز و کمدی را برآمده از رشد فرایند دموکراتیزه شدن در جامعه می داند، برخی معتقدند به دلیل ساختار سیاسی مسدود و بسته ای که در تاریخ ایران وجود داشته، طنز و کمدی یک واکنش رهایی بخش در برابر این فضای اختناق بوده و به واسطه ویژگی که طنز داشته مثل ابهام و ایهام توانسته دربستر این فضای مسدود رشد کند. به عبارت دیگر برخلاف نظری که دموکراسی را با رشد طنزو کمدی پیوند می دهد این دیدگاه معتقد است که کمدی در بستر جامعه ای استنبدادی رشد کرده و دو پهلو بودن آثار طنز، کمک کرده تا خردمندان و منتقدان اجتماعی ازاین طریق و در یک فضای امن و مصمون تر به انتقاد از مسائل اجتماعی و ناهنجاری های آن بپردازند...
بله ازاین منظر هم می توان به شکل گیری و گسترش کمدی در جامعه پرداخت. در فضای اقتدارگرایانه و مسدود، زبان ایهام و ابهام و کنایه رشد بیشتری می کند. در عین حال باید در نظر داشت که شوخ طبعی ایرانی صرفا در هیچکدام از تئوری های اقتدارگرایی یا دمکراتیک محدود نمی شود. در نسبت بین دموکراسی وخنده باید به ماهیت شوخ طبعی و خنده توجه داشت. از آنجا که خندیدن ماهیتا کنشی دموکراتیک است، هرچقدرکه مولفه های دموکراسی در جامعه ای پررنگ تر شود به همان مقدار شوخ طبعی نیز رشد می کند. یادمان باشد شوخ طبعی امروز در اشکال مختلف کمدی و طنز واجد خصلت توده ای و انبوه شده است و با بازتولید مکانیکی و تکنولوژیک مدرن، تکثیر شده است. لذا نمی توان بدون توجه به این تغییر و تحولات تمدنی و تکنولوژیک به هماوردی تجربه شوخ طبعی در دو دوره تاریخی سنتی و مدرن پرداخت. کمدی مدرن کارکردهای چندگانه دارد. از یک سو تلاشی است برای گسترش ارزش های دموکراتیک و نوعی مقاومت در برابر اقتدارگرایی و از سوی دیگر به دلیل منعطف تر شدن نظام های سیاسی، فرصت تجلی بیشتری یافته است. هر چقدر دموکراسی در جامعه ای گسترده می شود، ارزش های فردگرایانه رشد می کند و بالطبع طنز و کمدی به عنوان رسانه فردگرایانه، میدان وسیع تری برای ظهور و بروز دارد.
در واقع باید اشکال کمدی و طنز را پیامد نظام سیاسی دانست. بدین معنی که در جوامع اقتدارگرا، کمدی و طنز به ابزاری قدرتمند برای مقاومت یا انتقاد از وضع موجود بدل می شود و در جوامع دموکراتیک، کمدی و طنز بیشتر به تعمیق و نهادینه شدن فردگرایی و سرگرم کنندگی و تجربه مسرت بخش زیستن بدل می شود. البته در جوامع دموکراتیک نیز کمدی و طنز کارکرد انتقادی خود را حفظ می کند و درشرایطی کم خطرتر به انتقاد از نابسامانی های وضع موجود می پردازد.
• در جمع بندی کلی می توان گرایش مخاطب ایرانی را به اثار کمدی از یک سو به استعداد تاریخی او در شوخ طبعی و عقبه فرهنگی اش دانست و از سوی دیگر به دلیل ارزش های فردگرایانه ناشی از تجربه مدرنیته که طنز را به ابزار و بستری برای تجربه رهایی بخش و گریز از رنج های زیستن مدرن و در نهایت تخلیه روانی/ عصبی می پندارد.
در واقع مخاطب کمدی درایران تجربه دوگانه ای است که هم کارکرد تسکین کننده دارد و به تجربه ای رهایی بخش بدل می شود و هم ابزاری انتقادی است برای نقد جامعه معاصر و نابسامانی های آن. قابلیت چندگانه طنز را نمی توان به تناقض و تضادهای رفتارشناسی مخاطب ایرانی در مواجهه با کمدی تعبیر کرد بلکه اینها سویه های مختلف این ژانر را از حیث رفتارشناسی و جامعه شناختی صورت بندی می کند. در واقع اقبال مردم امروز به سینمای کمدی را نمی توان به یکی ازاین دو رویکرد تقایل داد این همان ساده سازی پدیده اجتماعی است. شاید بتواند عوامل اجتماعی موثر بر گرایش مردم ایران به سینمای کمدی را الویت بندی کرد اما نمی توان آن را در یک رویکرد مشخص تئوریزه کرد. مثلا علاوه بر دلایل فرهنگی تاریخی که به آن اشاره کردیم انسان معاصر امروزی از جمله ایرانیان  به دلیل لذت جویی و زندگی فراغتی نیز میل بیشتری به تماشای آثار طنز به عنوان یک کالای فرهنگی مسرت بخش و لذت بخش نسبت به گذشته دارند. به عبارت دیگر تقاضای جمعی برای مصرف کالاهای مسرت بخش از جمله کمدی یکی از ویژگی های انسان معاصر است که ناشی از سبک زندگی در جهان مدرن است. در صورت بندی کلی تر از این ماجرا اساسا تجربه مدرنیته تجربه ضد و نقیض یا جمع اضداد است و بر این اساس کمدی هم می تواند مفری برای گریز از واقعیت اجتماعی باشد و هم محفلی برای نقد اجتماعی. در واقع اعتراض و التذاذ به شکل توامان از کارکردهای سینمای کمدی است و این با زیست جهان انسان ایرانی امروزی انطباق فردی و فرهنگی بیشتری دارد.
• در همین راستا می توان یک متغیر دیگر هم به مبنای تحلیل اضافه کرد و آن نسبت بین نوع مخاطب با ژانر کمدی است. به این معنی که مخاطب عام و خاص هر کدام ممکن است به دلایل فردی و فرهنگی جداگانه ای به تماشای فیلم کمدی بنشینند.
واقعیت این است که اینجور طبقه بندی ها نه تنها ما را به شناخت دقیق از مساله هدایت نمی کند بلکه مصداقی از همان ساده انگاری پدیده های اجتماعی است که برساخته نگاه و رویکرد ایدئولوژیک است. ممکن است یک مخاطب خاص هم از یک فیلم فاخر لذت ببرد و هم به تماشای یک اثر عامه پسند بنشیند و تاویل های خاص خودش را داشته باشد. مثلا ممکن است من همزمان هم موسیقی پاپ گوش دهم و هم موسیقی سنتی یا کلاسیک. امروز مخاطبان «همه چیز خواری» شده اند فارغ از اینکه آنها را به مخاطب عام و خاص تقسیم کنیم. این موقعیت برای مخاطب عام هم ممکن است.ا مروزه درنتیجه گسترش سواد و تکنولوژی های ارتباطی به ویژه سواد رسانه ای، مردم از امکان و درک بیشتری برای مصرف آثار هنری یا کالاهای فرهنگی پیدا کرده اند و خیلی نمی توان در درون این مرزبندی های ایدئولوژیک به تحلیل موضوع پرداخت.
امروزه حتی در تحلیل و نقد آثار هنری به خوانش مخاطب بدون این قطب بندی ها به عنوان معیاری برای ارزش گذاری آثار هنری بدل شده است. من معتقدم سینمای کمدی مظهری از پیچیدگی فرهنگ معاصر ماست که برای فهم آن باید آن را در بافت کلی جامعه بررسی کنیم و متغیرهای مثل فرهنگ، سیاست، جنسیت، نژاد، مذهب، ارزش ها، تحولات اجتماعی، جمعیت، ارزش های دموکراتیک و... را لحاظ کنیم. اتفاقا من معتقدم گرایش مردم ما به ژانر کمدی را باید دلیل بر عمیق شدن آنها تعبیر کرد تا سطحی شدن. به این دلیل که امروز بیش از گذشته مردم ما قادرند بین کنش های شوخ طبعانه و ابعاد جدی زندگی نسبت منطقی برقرار کنند.
• به عبارتی دیگر شما به کارکردهای مثبت و عقلانی ژانر کمدی در نسبت با مخاطب ایران گرایش بیشتری دارید و به نوعی بین خندیدن و خرده ورزی، نسبت منطقی و همبستگی مثبت برقرار می کنید...
بله ببنید خندین و کمدی راهبرد فرهنگی عام برای تجربه خلاقانه جهان مدرن است و کسب مهارت های خندیدن نوع تجربه خردورزانه است و سینمای کمدی، طنز بصری است که در نهایت کمک می کند تا یک نوع روشنفکری جدید به نام «روشنفکری بصری» در جامعه ما شکل گرفته و بسط یابد.
• یعنی شما روشنفکری بصری را به کسانی که ابزارهای تولید بصری را دارند محدود نکرده و آن را به ساحت مخاطب هم تسری می بخشید؟
دقیقا. روشنفکری بصری نوعی گفتگوی تصویری بین خالقان و آفریندگان هنری و مخاطبان به عنوان مصرف کننده است. روشنفکری بصری، پارادیم وگفتمان تازه درجهان رسانه ای وتصویری شده امروزه است که امکان دیالکتیک و گفتگو بین لایه های مختلف اجتماعی را ممکن و میسر ساخته و لذا مخاطب هم به عنوان عنصری از این تجربه جمعی بصری، اصالت دارد.
• در واقع از نگاه شما گرایش مردم ما به ژانر کمدی نه نشانه خردگریزی که نشانه خردورزی است
دقیقا همینطوره. منتها این خرد ورزی، تجربه عقلانیت مدرن و تازه است. ممکن است دربخش های از لایه های اجتماعی این خردورزی صورتی خودآگاهانه وجود نداشته باشد اما به عنوان تحول اجتماعی/ فرهنگی، واقعیتی است که اتفاق افتاده و قابل انکار نیست. البته من نمی خواهم در تحلیلی خوشبینانه افراطی به این نگاه دامن بزنم و آن را مطلقا تاکید کنم. منتها گرایش مردم به کمدی را می توان راهبرد جمعی برای مواجهه با جهان جدید قلمداد کرد. طبیعی است این تجربه تازه در بستر تدریجی به تکامل و تعالی می رسد و این به این معنی نیست که همه عوامل اجتماعی فرهنگی موثر در گرایش مردم به سینمای کمدی را محصول این خردورزی بصری بدانیم.

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.

آمار سایت

  • شمارنده سایت:4,156,487
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:323
    • هفته جاری:3898