تغييرات وبلاگستان فارسي در گفت و گو با نعمت الله فاضلي:
از وبلاگستان عاطفي تا وبلاگ هاي سياسي و تخصصي
روزنامه تهران امروز
رسانه / غضنفري : اولین وبلاگ توسط "تیم برنرزلی" (مخترع وب) ایجاد شد. گسترش این پدیده در سال 1999 با آغاز به کار Pitas، نخستین سرویس ارائه دهنده ی وبلاگ به صورت مجانی، شتاب فوق العاده ای به خود گرفت. تا اواسط سال 2000، بیش از یک هزار وبلاگ ایجاد شد و این رقم تا 2002 به بیش از نیم میلیون رسید. تاریخچه وبلاگ نویسی در ایران نیز به 16 شهریور 1380 باز می گردد. روزی که سلمان جریری، اولین وبلاگ فارسی را بر روی صفحه اینترنت قرار داد. مقاله ی با معرفی سیستم رایگان وبلاگ نویسی بلاگر، نقطه عطفی در تاریخ وبلاگ نویسی ایران بود.
وبلاگ ها پس از آن به سرعت در ايران شروع به رشد كردند. فضاي رايگاني كه براي ارتباط با ديگران و طرح نظرات خود براي بسياري از شهروندان به تدريج در حال فراهم شدن بود با استقبال ايراني هامواجه شده و تعداد بلاگرهاي ايراني از مرز صدها هزار نفر گذشت.
اين روند ادامه داشت تا سالهاي پاياني دهه 80. در اين سالها اقبال ايراني ها نسبت به فيس بوك كمتر شده و رسانه هاي جديدي مثل فيس بوك و توييتر مورد توجه ايرانيان قرار گرفت.
نعمت الله فاضلي از مردم شناساني است كه علاقه خاصي به مطالعه روي محيط وب دارد . وي كه يك بار نيز وبلاگش عنوان وبلاگ سال كشور را به خود اختصاص داده معتقد است وبلاگ نيز مانند هر فناوري ديگري به مرور با جامعه سازگار شده و هم خود تغيير كرده و هم جامعه را دچار تحولاتي مي كند.
از نظر اين عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي وبلاگ هاي فارسي طي حيات نه چندان طولاني خود سه دوره را پشت سر گذاشته اند.
فاضلي جو حاكم بر وبلاگستان فارسي در دوره اول را جوي عاطفي ، فضاي مسلط بر دوره دوم را فضايي سياسي مي داند و مي گويد اين وبلاگ ها در دوره سوم به عنوان پديده اي عادي در زندگي طبقه متوسط جامعه جاي باز كرده و تاحدوي هم كاركرد تخصصي پيدا كرده اند.
فاضلي درس خوانده انگليس و صاحب تاليفات وزين فرواني در حوزه مردم شناسي و علوم اجتماعي است.
براي شروع شايد مناسب باشد كه نگاهي جامعه شناختي به وبلاگ داشته باشيم؟
بله همين طور است. ببينيد اكنون بيش از يك دهه از عمر فناوري ارتباطي به نام وبلاگ در ايران مي گذرد . ده سال در يك چشم انداز تاريخي و تمدني به اندازه يك پلك به هم زدن بيشتر نيست. يعني اگر چند ميليون سال حيات و زندگي انسان را در نظر بگيريم ده سال دقيقا به اندازه يك «آن» است.
اما در دنياي امروز يعني قرن 21 كه سرعت و شتاب ، فشردگي زمان و مكان، ارتباطات و فناوري، ويژگي هاي اصلي آن است، ده سال براي يك رسانه ارتباطي قرن 21 و پست مدرن به نام وبلاگ به اندازه ده هزار سال عمر در تاريخ زندگي بشر می باشد .
وبلاگ در آستانه قرن 21 ظاهر شد و توانست به سرعت در تمام كشورها و در ميان اغلب گروههاي اجتماعي با هر رنگ و فرهنگي نفوذ كند. وبلاگ توانست قابليت هاي حيرت انگيزي را در تمام عرصه هاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي از خود نشان دهد. وبلاگ توانست به سرعت به ابزار ارتباطي براي بازانديشي، بازنمايي، بازتوليد، بازتعريف و بازگويي خودها، ديگري ها، تجربه هاي زيسته، زيست جهان ها و مناسبات قدرت تبديل شود.
اكنون پس از يك دهه تاريخچه پر بار و گسترده و فشرده وبلاگ در جامعه ايران، ما فرصتي در اختيار داريم تا درباره آن بينديشيم. اكنون وبلاگ اين ابزار انديشيدن، ابژه مناسبي براي انديشه هاست. طي سالهاي اخير ديدگاهها، تحقيقات، مقالات و مطالب زيادي درباره وبلاگ توليد و منتشر شده است.در اين مجموعه ديدگاهها و متون كه مايلم به آنها «گفتمان وبلاگ» بگويم، چشم اندازهاي گوناگوني درباره زواياي پنهان و آشكار وبلاگ مطرح شده است.
گفتمان وبلاگ در ايران كه از همان آغاز وبلاگ نويسي و شكل گيري وبلاگستان فارسي آغاز شد، تلاشي بود براي معني بخشي به پديده ارتباطي وبلاگ در جامعه امروز ايران. گفتمان وبلاگ به ابعاد مختلف وبلاگ مثل رابطه وبلاگ با جامعه ايران، تاثيرات وبلاگ بر جامعه ايران، تاثيرپذيري وبلاگ از جامعه ايران، ويژگي هاي فناورانه وبلاگ، ويژگي هاي كاربران وبلاگ، مقايسه فرهنگي وبلاگ ايراني با وبلاگ هاي فرهنگ هاي ديگر، كاركردهاي وبلاگ و بسياري موضوعات ديگر درباره وبلاگ پرداخته است.
گفتمان وبلاگ در جامعه ايران توانست در دانشگاهها و گفتمان دانشگاهي، در رسانه ها و مطبوعات يا گفتمان عمومي و همچنین در گفت و گوهاي روزمره مردم نفوذ كند. گفتمان وبلاگ به نوعي پاره اي از گفتمان طبقه متوسط شهري جدید ایران می باشد.
گفتمان وبلاگ در ايران اگرچه گسترده و نسبتاً پربار بود، اما نتوانسته است تاکنون به پرسش هاي اساسي كه درباره وبلاگ و وبلاگ نويسي وجود دارد، پاسخ روشن و قانع كننده اي دهد. براي مثال، ما هنوز نمي دانيم آيا وبلاگ همسو با «ارزش هاي فردگرايانه» است يا بازتوليد «ارزش هاي جمع گرايانه»؟ همچنين ما هنوز نمي دانيم وبلاگ به واقع تا چه ميزان تعيين كننده و اثر بخش در تحولات سياسي ايران است؟ آيا وبلاگستان چنان قدرت اجتماعي دارد كه بتواند به رقابت با رسانه هاي ديگر بپردازد؟ ما حتي نمي دانيم در وبلاگستان فارسي ايدئولوژي غالب چيست؟
همچنان اين موضوع در گزارش هاي تحقيقاتي درباره وبلاگستان مطرح است كه هر دو جريان سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب از دنياي مجازي وبلاگستان استفاده مي كنند، اما نمي دانيم كداميك از قدرت اثر بخشي بيشتري برخوردارند.
از حيث اجتماعي نيز ما نمي دانيم كداميك از گروههاي اجتماعي زنان يا مردان، اقليت ها و اقوام، جوانان يا بزرگسالان براي بازنمايي خود موفق به بهره برداري بهتر از وبلاگ شده اند؟
بسياري پرسش هاي ديگر درباره وبلاگستان فارسي وجود دارد كه درگفتمان وبلاگ ايران در سالهاي اخير مكرر مطرح شده است، ولي پاسخ نهايي يا اجماعي درباره آنها وجود ندارد.
آيا از يك چشم انداز تاريخي و نگاهي فرآيندي مي توان طرحي براي بررسي وبلاگ به مثابه نوعي فناوري ارائه كرد؟
بله بنده به اين امر معتقدم . اگر دقت كنيم فناوري ها طي يك فرآيند مرحله اي و زمان مند ظاهر مي شوند، گسترش مي يابند و در درون نهادهاي اجتماعي و در نهايت روح و روان انسان ها جاي مي گيرند. در اين فرآيند، فن آوري ها به تدريج با نيازها، محيط، تاريخ و فرهنگ مردم سازگار مي شوند. طي اين فرآيند سازگاري و ادغام با زندگي مردم، فناوري ها از نظر كاركردها، كاربردها و حتي از لحاظ فني و مادي تغيير مي كنند. در اين فرآيند سازگاري فناوري ها هم تغيير مي كند و هم ابزار تغيير و دگرگوني مي شوند.
انسان شناسان نشان داده اند كه چگونه ظهور فناوري هاي تازه مجموعه وسيعي از الگوهاي فرهنگي تازه اي را ايجاد، يا بسياري از الگوهاي فرهنگي موجود را از بين برده اند. انسان ها فناوري ها را خلق مي كنند و با كمك همين ابداع خود نيز تغيير مي كنند. مثال هاي تاریخي متعددي براي اين امر مي توان ذكر كرد. شايد ساده ترين مثال اتومبيل باشد. اتومبيل در دهه پاياني قرن 19 وارد زندگي انسان شد. طي يك فرآيند تاريخي طولاني توانست با زندگي مردم در فرهنگ هاي گوناگون سازگار شود، تغيير كند و تغييرات بسياري را نيز در زندگي انسان ها به وجود آورد. اكنون با توجه به اين چشم انداز تاريخي و فرآيندي به فن آوري مي خواهيم فرآيندسازگاري وبلاگ با جامعه و فرهنگ ايران را توضيح دهم.
مسلماً بيان دقيق و جزئي اين «فرآيند سازگاري» نيازمند بررسي هاي تجربي گسترده اي به كمك روش هايي مانند تاريخ شفاهي و بلاگ، تاريخ فرهنگي وبلاگ و ديگر بررسي هاي تجربي است.
آنچه كه درباره فرآيند سازگاري وبلاگ به صورت كلي مي توان گفت اين است كه وبلاگ در جامعه ايران ابتدا مانند هر فناوري ديگري به عنوان يك فناوري نوظهور به وجود آمد. اين فناوري ارتباطي نوظهور در ابتدا تنها توسط گروه اندكي از مردم پذيرفته شد. اگر در گذشته ارمني ها و اقليت ها، عاملان رواج پديده هاي نوظهور در ايران بوده اند اكنون جوانان نقش ارمني ها و اقليت ها را برعهده دارند؛ جوانان هستند كه تازه ترين مدها را استفاده مي كنند و آنها را گسترش مي دهند.
فناوري ارتباطي و وبلاگ توسط اقليت جوانان كه اقليتي پرجمعيت اما حاشيه اي در فرهنگ مسلط ايراني می باشند شكل گرفت و به كار رفت.
جنابعالي چه شاخصه هايي را براي دوره اول وبلاگ نويسي كشور در نظر مي گيريد؟
در 5 سال نخست ظهور وبلاگ نويسي در ايران يعني از سالهاي 1377 تا 1382 وبلاگ رسانه ارتباطي بود كه جوانان پيشرو يا آوانگارد از طبقه متوسط شهري آنرا استفاده مي كردند. همچنين در اين سالها وبلاگ به مثابه يك دال يا نشانه فرهنگي قاصدك فرهنگ پست مدرن در ايران بود.
شاعران پست مدرن، نقاشان پست مدرن، جوانان پست مدرن و تمام آنهايي كه از طريق دنياي مجازي و اينترنت آمادگي برقراري ارتباط جمعي و گفت و گوي عمومي داشتند، به دنياي مجازي وبلاگ و وبلاگ نويسي وارد شدند.
دختران مدرسه اي، زنان خانه دار، شاعران گمنام، نويسندگان تازه كار و تمام آنها كه براي ابراز خود و خود بيانگري در جست و جوي تريبون و ويترين بودند، وبلاگ را ابزاري ارتباطي يا رسانه مناسبي يافتند.
ابزار كم هزينه، آسان، بدون دردسر و در عين حال جذاب و مناسب با تمام نيت ها و هدف هاي فرهنگي گروههاي مختلف طبقه متوسط شهري جديد.
در اين سالهاي دوره نخست وبلاگ به سرعت خود را به درون گروههاي مختلف اجتماعي مذكور رساند و به عنوان ميهمان ناخوانده اما زودآشنا در درون خانه ها و دلهاي اين گروهها جا باز كرد. وبلاگ در اين دوره بيش از آنكه داراي كاركردهاي مادي، اقتصادي و ملموس و عيني باشد، به صورت يك ابزار بازنمايي با كاركردهاي فرامادي، ذهني، فانتزي، رمانتيك و كاملا شخصي، فراغتي، دلخواهانه، خلاقانه و غير اقتصادي بود. وبلاگ بخشي از فناوري خلاق در عصر جهاني شده جهاني شدن هاست.
اين رسانه كوچك به شهروندان طبق متوسط شهري ايران كمك مي كرد تا به خود شكوفايي و خود تحقق بخشي و خود بيانگري بپردازند.
وبلاگ رسانه اي شاعرانه بود كه عواطف و احساسات، اميال و غرايز و تمام ذهنيات و معنويات سركوب شده و فروخورده طبقه متوسط را برملا مي ساخت.
دختران و پسران مدرسه اي، زنان خانه دار، افراد منزوي و تنها، گروههاي حاشيه رانده شده، سبك هاي زندگي ممنوع و غيرمجاز، احساسات سانسور شده، غرايز فروخورده، دل هاي شكسته و زوج هاي گوشه گير، اين فرصت را به دست آوردند تا به كمك فناوري وبلاگ براي لحظه اي رها شوند.
وبلاگ در دوره نخست ظهور خود توانست آرام و بي صدا به اعماق و درون بخشي از فرهنگ جامعه ايران رسوخ كند و خود را به شكل هاي گوناگوني درآورد.
در اين دوره نخست وبلاگ به عنوان يك رسانه خلاق، رمانتيك و فانتزي احساسي ترين رسانه طبقه متوسط جديد شهري ايران بود. گويي در وبلاگ مي شد نيمه پنهان خود را آشكار كرد و پشت صحنه زندگي را به نمايش گذاشت.
وبلاگ رسانه شگفتي بود كه ضمن عمل كردن به عنوان سن يا صحنه تئاتر زندگي پشت صحنه را نيز آشكار ساخت.
در اين دوره وبلاگ فارسي مخاطبان و كنش گران خود را شناخت و قابليت هاي رسانه اي اش به عنوان رسانه اي منعطف، متكثر، دموكراتيك و مناسب با ارزش هاي دنياي پست مدرن را نشان داد.
دور دوم وبلاگ نويسي از چه وجه تمايزي برخوردار بود؟
نخستين تحول كه وبلاگ در دوره دوم يعني از 1382 به بعد تجربه كرد سياسي شدن آشكار آن بود. اگر در دوره نخست وبلاگ رسانه اي عمدتاً رمانتيك، احساسي و بيشتر شخصي بود، در دوره دوم به رسانه اي روشنفكرانه و ابزاري براي گفت و گوهاي سياسي در عرصه عمومي تبديل شد.
وبلاگ در دوران اوج گيري گفتمان اصلاح طلبي در ايران ظاهرشد و گسترش يافت. شعار كليدي گفتمان اصلاح طلبي در اين دوره عبارت «جامعه مدني» بود.
اين عبارت نماد توسعه سياسي، گسترش دموكراسي، گسترش مشاركت مردم در قدرت، تحول در ساختار قدرت، افزايش آزادي هاي اجتماعي، كاهش محدوديت هاي آزادي بيان، افزايش سهم گروههاي حاشيه اي مانند زنان و اقليت ها در قدرت سياسي و اجتماعي و آرمان هاي سياسي از اين نوع بود.
وبلاگ در عصر گفتمان اصلاح طلبي و جامعه مدني، تناسب و انطباق شگفت انگيزي با شعارهاي سياسي وگفتمان رايج اين دوره داشت.
در اين دوره دانشجويان، دانشگاهيان، روزنامه نگاران، فعالان اجتماعي، فعالان سياسي، هنرمندان، نويسندگان و به طور كلي مولدان و مروجان فرهنگ به سراغ وبلاگ آمدند.
اكنون وبلاگ ديگر نه ابزاري خود بيانگر براي جوانان طبقه متوسط شهري بود، بلكه ميدان يا فضاي گفت و گوي جمعي در عرصه عمومي براي ايجاد تغييرات در سياست و فرهنگ شد.
در اين شرايط جديد وبلاگ داراي منزلت و اعتباري فوق العاده شد. اين اعتبار زمينه اجتماعي و فرهنگي مناسبي براي توسعه وبلاگستان فراهم ساخت. در عين حال در اين سال ها اينترنت در جامعه ايران به سرعت گسترش يافت و امكانات زير ساختي و فناورانه لازم را براي توسعه كاربران اينترنتي فراهم شد. از اين رو دوره دوم به يمن بركت توسعه اينترنت و گسترش كاربران اينترنتي، وبلاگستان نيز توسعه يافت.
در اين شرايط كاربران دوره نخست يعني دوران گفتمان رمانتيك وبلاگ و وبلاگ نويسي در وبلاگستان از بين نرفتند، بلكه اين كاربران يك گروه وسيع و پرقدرت به نام وبلاگ نويسان سياسي اضافه شدند. در نتيجه در دوره دوم وبلاگ ها از نظر گفتماني متکثرتر و وسیع تر شدند؛ به نحوي كه در گفتمان رمانتيك و گفتمان سياسي يا دو گفتمان شخصي و عمومي در كنار هم در وبلاگستان شكل گرفتند.
در اواخر اين دوره به دليل افزايش قدرت وبلاگ ها در تحولات سياسي ايران دولت در صدد مديريت و نظارت بر وبلاگستان بر آمد. از اين لحظه به بعد فن آوري وبلاگ مانند تمام فناوري هاي ديگر فرآيند تنظيم و انتظام بخشي را پشت سر گذاشتند.
و اين انتظام بخشي چگونه صورت گرفت؟
بله ، بر خلاف دوره اول كه وبلاگ ها به صورت گياهي خودرو و وحشي هر لحظه مي روييدند، در دوره دوم از دو مسير متفاوت فرآيند انتظام بخشي به وبلاگستان شكل گرفت. مسير اول انتظام بخشي ارگانيك و دروني بود. در اين فرآيند انتظام بخشي، وبلاگ نويسان خود به بازانديشي و خود انتقادي پرداختند؛ و به تدريج هنجارها و رويه هايي را به عنوان الگوهاي مطلوب يا مناسب براي زندگي در دنياي مجازي وبلاگ ها مطرح كردند.
براي مثال، در اين دوره بحث ابتذال در وبلاگ نويسي مطرح شد. اين بحث كه نوشتن در جهان وبلاگ بايد از قواعد نگارش و زبان معيار و قابل قبولي پيروي كند. همچنين در اين دوره سيستم هاي ارائه خدمات وبلاگ مانند پرشين بلاگ، بلاگ اسكاي و ديگر سيستم ها، به تدريج قابليت ها، فرم ها و قواعد استاندارد شده اي براي وبلاگستان توليد كردند.
همچنین با ورود نويسندگان، هنرمندان و افراد نخبه به جهان وبلاگ، به تدريج عرف ها و رويه ها و معيارهاي پيشرفته تري براي وبلاگ نويسي به وجود آمد. به تدريج نوعي نظام سلسله مراتبي در وبلاگستان شكل گرفت. در اين نظم افراد خلاق تر، تواناتر، موثرتر و حرفه اي تر داراي هويت، قدرت نفوذ و جايگاه رهبري شدند. در اين دوره همچنين سبك هاي نگارشي و بلاگي رشد كرد و داراي هويت شد. براي مثال نوشته هاي ميني ماليستي، طنزهاي وبلاگي، داستانك هاي وبلاگي، خاطرات وبلاگي، زندگي نامه هاي وبلاگي، زندگي نامه هاي وبلاگي، خبرهاي وبلاگي، گزارش هاي وبلاگي و ژانرهاي ديگر وبلاگي به وجود آمدند.
در كل در اين دوره ژورناليسم وبلاگي و ادبيات وبلاگي به مثابه سبك هاي تازه اي در زبان و ادبيات فارسي شكل گرفت. اين سبك ها، رويه ها و هنجارهاي زباني تازه اي را به وبلاگستان تحميل كرد و موجب شكل گيري نوعي انتظام بخشي و قاعده مندي وبلاگستان از درون شد.
در اين دوره همچنين شاهد نوعي انتظام بخشي، مديريت و كنترل از بيرون بر وبلاگستان هستيم. سازمان ها و نهادهاي مختلف در صدد برآمدند تا نوعي نظم و انتظام به فرم و محتواي وبلاگ ها بدهند. در ابتدا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در صدد برآمد تا وبلاگ را به مثابه نوعي رسانه تابع قوانين كلي مديريت و كنترل رسانه هاي جمهوري اسلامي ايران در آورد. شكل بارز اين مديريت كردن هنگامي آشكار شد كه برخي وبلاگ نويسان براي پاسخ گويي درباره نوشته هايشان به مراجع قانوني احضار شدند يا زماني كه وبلاگ نويسان با مجازات هايي به خاطر سرپيچي از قوانين و مقررات روبرو شدند.
علاوه بر اين، مخابرات و نهادهاي ذيربط با تكنولوژي اينترنت در صدد بر آمدند به كنترل و مديريت وبلاگ ها بپردازند و آن دسته از وبلاگ ها و وب سايت هايي كه با قوانين رسمي انظباق ندارند را فيلتر كرده يا محدود سازند.
هم چنين در اين دوره فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي در صدد برآمد تا به منظور گسترش زبان فارسي و جلوگيري از آسيب ديدن آن به مديريت و نظارت بر جهان وبلاگ ها و وب سايت ها بپردازد.
مجموعه اين رخدادها باعث شد تا وبلاگ در اين دوره از يك پديده خودرو، وحشي و طبيعي به پديده اي نسبتاً منتظم و تحت نظارت قانون و تابع عرف درآيد.
در اين دوره دو گفتمان در وبلاگ هاي ايراني بسيار گسترش يافت. زيرا وبلاگ ديگر نه تنها وسيله اي براي ابراز خود و خود بيانگري بلكه به يك مساله اجتماعي و حتي سياسي تبديل شده بود.
از اين رو مديران، كارشناسان، محققان، نويسندگان و حتي وبلاگ نويسان ناگزير به يك گفت و گوي پرشور و داغ و جمعي درباره وبلاگ كشانده شدند تا بتوانند اين پديده را بازتعريف و كنترل نمايند يا آنكه بتوانند به مقاومت دربرابر فرآيند انتظام بخش بیرونی بپردازند.
در اين دوره گفتمان وبلاگ به دو جريان بزرگ تقسيم شد. جريان نخست وبلاگستان را محيطي آزادي بخش و عرصه اي براي مقاومت نشانه شناختي در برابر گفتمان رسمي و محيطي مي دانست. جريان دوم اما به نمايندگي از گفتمان رسمي در صدد ايجاد نوعي نظم بيروني بر فرم و محتواي وبلاگستان بود. اين جريان هم نمايندگاني در بين وبلاگ نويسان داشت و هم از طرف سازمان ها و نهادهاي رسمي هدايت و حمايت مي شد.
و دوره اخير وبلاگ نويسي كشور محصول چه شرايطي است؟
از سالهاي 1385به بعد با تحولات سياسي كه در جامعه ايران پديد آمد وبلاگستان هاي فارسي وارد دوره تازه اي شد. در اين دوران جديد ديگر وبلاگ پديده اي نوظهور نيست. همچنين تنها ابزار خودبيانگري و رسانه خلاق و رمانتيك در زمانه هم نيست.
ظهور چند رسانه هاي متعدد جديد به ويژه پادكست و امكانات جانبي فني وبلاگ ها و گسترش استفاده از موبايل به عنوان يك چند رسانه اي جديد، اين امكان را فراهم ساخته است تا وبلاگ در معناي اوليه يا كلاسيك خود ديگر جايگاهي انحصاري براي هدف هاي خودبيانگري نداشته باشد.
علاوه بر اين، با گسترش اينترنت و ارزان تر و آسان تر شدن و دستيابي به وب سايت اكنون بسياري از كساني كه از گذشته از وبلاگ استفاده مي كردند به داشتن وب سايت تمايل پيدا كردند.
در عين حال، وبلاگ ها با راه يافتن به درون گروهها ي اجتماعي بيشتر و وسيع تر و تثبيت شدن آنها به عنوان يك امر عادي و معمولي در دوره جديد كاركردهاي تخصصي تري پيدا كرده است. براي مثال، كاربردهاي اقتصادي وبلاگ ها به عنوان ابزارهاي بازاريابي، تبليغات و تجارت بيشتر شده است، اگر چه وبلاگستان ايران در مقايسه با كشورهاي مثل ژاپن كمتر كاركردي اقتصادي دارند. در اين دوره جديد همچنين وبلاگ ها بيش از گذشته داراي كاركردها و كاربردهاي آموزشي براي معلمان، اساتيد دانشگاهها، دانشجويان و دانش آموزان پيدا كرده است.
اكنون به نظر مي رسد در اين دوره جديد وبلاگ ها ديگر آن شور و هيجان رمانتيك و شخصي دوره اول و همچنين هياهو و سر وصداي سياسي دوره دوم را ندارند و به جاي آن وبلاگ ها به بخشي از زندگي عادي و روزمره مردم تبديل شده اند.
بر اساس فرآيندي كه تاكنون در اينجا ترسيم كرديم وبلاگ از يك پديده نوظهور و خلاق و عاطفي به يك پديده عمومي، سياسي و سپس به امري معمولي و پيش و پا افتاده تبديل شده است.
همچنين وبلاگ از يك پديده وحشي و خودرو به يك پديده انتظام يافته و مديريت يافته شده و سپس پديده اي ساخت يافته و دروني شده در زندگي روزمره طبقه متوسط شهري ايران نيامده است.
اگر بخواهيم فرآيند مذكور را با توجه به جزييات آن توضيح دهيم بايد همانطور كه گفتيم تاريخ شفاهي وبلاگ و ديگر ابزارهاي روش شناختي تحقيق را براي شناخت آن به كار گيريم.